English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
eletric eye سلول فوتوالکتریک چشم الکتریکی
Other Matches
spermatid سلول حاصله از تقسیم سلول منی سازکه تبدیل به سلول منی میشود
photoelectric effect اثر فوتوالکتریک
spermatogonium سلول اولیه جنس نر سلول بیضه
isogamete سلول جنسی که ازنظر شکل و کار از سلول جنسی جفت خود قابل تشخیص نیست
gametangium سلول یا عضوسازنده سلول جنسی
electrostatic ذخیره سازی داده به صورت ناحیههای بار الکتریکی کوچک روی وسیله الکتریکی
PSU مدار الکتریکی که حاوی ولتاژ مستقیم است و نیز سطح دلتادی از منبع جریان به سایر مدارهای الکتریکی
electrical and otherwise الکتریکی و غیر الکتریکی
anti- ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
data cell سلول
cell سلول
cells سلول
zoogamete سلول
photoconductive cell سلول فوتورسانا
cytology سلول شناس
phagocytosis سلول خواری
scarlet sage سلول اتشی
cleaves شکافتن سلول
selenium cell سلول سلنیومی
photo cell سلول فتوالکتریک
cleaved شکافتن سلول
cleave شکافتن سلول
photoelectric cell سلول فتوالکتریکی
cell پیل سلول
cells سلول یکنفری
cells پیل سلول
lymph cell سلول لنف
gonocyte سلول جنسی
celluloid مانند سلول
pixel سلول تصویر
gonium سلول نطفه
photoelectric cell سلول فتوالکتریک
data cell سلول داده
cellule سلول کوچک
germ cell سلول تخم
gametangium سلول جنسی
storage cell سلول انباره
memory cell سلول حافظه
germ cell سلول نطفه
stractural cell سلول ساختاری
transformer cell سلول ترانسفورماتور
cellular سلول دار
unit cell سلول واحد
locular سلول دار
solar cells سلول خورشیدی
cell سلول یکنفری
galvanic cell سلول گالوانی
mononuclear سلول یک هستهای
nerve cell سلول عصبی
solar cell سلول خورشیدی
odontoblast سلول دندانی
cellulous سلول دار
active cell سلول فعال
wards سلول زندان
ward سلول زندان
cellulated سلول دار
accumulator cell سلول اکومولاتور
syncytium سلول چند هسته ایی
binary cell سلول دودویی
barrier layer cell سلول لایه سدی
ectoclast پوسته خارجی سلول
gonocyte سلول تولید کننده
spermatogonium سلول موجد تخم
progamete سلول مولد تخمچه
endoderm لیف درخت یا سلول
karyoplasm پرتوپلاسم هسته سلول
intracellular واقع در درون سلول
interneuron وابسته به سلول عصب
interneural وابسته به سلول عصب
ideal galvanic cell سلول گالوانیکی ایده ال
phagocyte سلول بیگانه خوار
cellulosic ساخته شده از سلول
cataplasia تغییرات قهقهرایی در سلول
primitive cell سلول واحد ابتدایی
half cell reaction واکنش نیم سلول
half cell potential پتانسیل نیم سلول
loculus سلول یا حفره تخمدان مرکب
lysis زوال وفساد سلول وغیره
macrogamete سلول جنسی ماده بزرگتر
karyokinesis تقسیم غیرمستقیم هسته سلول
microphage سلول میکروب خوار کوچک
ovum سلول نطفه ماده تخمک
acrosome برجستگی قدامی سلول جنسی نر
light sensitive cell سلول حساس در برابر نور
end centered unit cell سلول واحد دو وجهی متقابل پر
endosarc قسمت درونی سفیده سلول
engram تحولات دائمی هسته سلول
engramme تحولات دائمی هسته سلول
enclosure سلول تارکان دنیا [دین]
guard cell یکی از دو سلول لوبیایی شکلی که منافذ
gonogenesis کمال و بلوغ سلول نطفه یاجرثومه
gametogenesis ایجاد سلول جنسی قابل لقاح
chromatolysis تجزیه وتحلیل مواد رنگی سلول
lysate محصول زوال وفساد تدریجی سلول
photovoltaic cell سلول خورشیدی [الکترونیک مهندسی برق]
solar cell سلول خورشیدی [الکترونیک مهندسی برق]
entry مقدار اطلاعات درون یک سلول مشخص
fibrocyte سلول دوکی شکل بافت همبندی
biont واحد مستقل موجود زنده سلول
nucleolus هستک گرد میان هسته سلول
histogram نمایش طرز انتشار وفواصل وارتفاع سلول ها از هم
unipotent دارای قدرت رویش در یک جهت یا بصورت یک سلول
gas electric generating set مولد برق بنزینی- الکتریکی مولد برق گاز الکتریکی
gametophore سلول تغییر یافته و منشعب جنسی قابل لقاح
mitosis تقسیم هسته سلول بدوقسمت بدون کم شدن کرموزم ها
haplosis تقلیل تعدادکروموزوم ها درنتیجه تقسیم بدو سلول منفرد
gametocyte سلولی که تقسیم شده و از ان سلول جنسی بوجود میاید
gamete سلول جنسی بالغ قابل تکثیر انگل مالاریا
meiosis تغییرات متوالی هسته که منتهی به تشکیل سلول جدیدمیگردد
zero condition حالت یک سلول مغناطیسی زمانی که صفر را نمایش میدهد
gastraea رویان کیسهای شکل ابتدایی که از دوقشر سلول تشکیل یافته
germ layer یکی از طبقات سلول ابتدایی جنین پس از تکمیل مرحله گاسترولا
gastrea رویان کیسهای شکل ابتدایی که از دو قشر سلول تشکیل یافته
histochemistry علمی که درباره پدیدههای شیمیایی سلول وبافت بحث میکند
bit mapped screen pixel یک صفحه نمایش که در ان هر سلول تصویری میتوانددر ارتباط با مکانی از حافظه
unbalanced cell سلول باطری نیکل کادنیم که بیش از سلولهای دیگر تخلیه شده است
lymphoblast سلولی که تبدیل بذره سفید یابیرنگ بلغم یاخلط میگردد سلول نرسیده لنفی
pronucleus هسته سلول قابل لقاح پس ازتکمیل دوره بلوغ وورودنطفه به درون تخم جانور
kil مقبره این کلمه بصورت پیشوند وپسوند نیزبکاررفته وبمعنی >حجره و سلول ونهر<است
photovoltaic cell مبدلی که مانند سلول فتوالکتریک تابشهای الکترومگنتیک را با طول موجهای مرئی و نزدیک ان به الکتریسیته تبدیل میکند
gonidium یکی از سلولهای سبزی که زیر غشاء خارجی بدنه گیاه گلسنگها وجود دارد سلول جنسی جلبک ها وقارچ ها
microphagus سلول میکروب خوار کوچک خرد خوار
cross fertilization لقاح دو سلول جنسی متفاوت لقاح متقابل
electrical الکتریکی
electric الکتریکی
electrotechnical الکتریکی
electrical insulator عایق الکتریکی
electro erosion فرسایش الکتریکی
electrical conductivity رسانندگی الکتریکی
electrical model مدل الکتریکی
electrical prospecting کاوش الکتریکی
electrise الکتریکی کردن
electrical degree درجه الکتریکی
electrical transcription ضبط الکتریکی
electrical resistivity مقاومت الکتریکی
electrical schematic نمودار الکتریکی
electrical conductivity هدایت الکتریکی
electrical interface تداخل الکتریکی
spark erossion فرسایش الکتریکی
electric apparatus دستگاه الکتریکی
electromagnet اهنربای الکتریکی
electromigration مهاجرت الکتریکی
electromotor محرک الکتریکی
electromotor موتور الکتریکی
electron bombbardment بمباران الکتریکی
electropathy مداوای الکتریکی
galvano cautery داغ الکتریکی
electrovalence فرفیت الکتریکی
electrovalency فرفیت الکتریکی
electric shock شوک الکتریکی
capacitance فرفیت الکتریکی
gasoline electric بنزین الکتریکی
all electric تماما" الکتریکی
air dielectric دی الکتریکی هوا
electrolytic capacitor خازن الکتریکی
electrolytic iron اهن الکتریکی
hot seat صندلی الکتریکی
electric shocks شوک الکتریکی
electroplating ابکاری الکتریکی
electric primer چاشنی الکتریکی
electric energy انرژی الکتریکی
electric charge بار الکتریکی
electric bulb لامپ الکتریکی
electric break down شکست الکتریکی
electric brake ترمز الکتریکی
electric balance تعادل الکتریکی
electric attraction جاذبه الکتریکی
electric arc قوس الکتریکی
electric equipment تجهیزات الکتریکی
electric eye چشم الکتریکی
magic eye چشم الکتریکی
electric drive محرکه الکتریکی
electric circuit مدار الکتریکی
electric potential پتانسیل الکتریکی
electric machine ماشین الکتریکی
electric resistance مقاومت الکتریکی
electric discharge تخلیه الکتریکی
electric coupling پیوست الکتریکی
electric coupling تزویج الکتریکی
electric control کنترل الکتریکی
electric contact کنتاکت الکتریکی
electric constant ثابت الکتریکی
electric connection اتصال الکتریکی
electric component قطعه الکتریکی
electric clock ساعت الکتریکی
electric field میدان الکتریکی
electric unit واحدهای الکتریکی
electric wave موج الکتریکی
electric welding جوشکاری الکتریکی
electric wind باد الکتریکی
electrical analogue مشابهات الکتریکی
electrical angle زاویه الکتریکی
electrical bounding اتصال الکتریکی
electrical breeze وزش الکتریکی
flash fuze چاشنی الکتریکی
electrical conductance رسانایی الکتریکی
corona discharge تخلیه الکتریکی
electrical conduction رسانش الکتریکی
gyro compass قطبنمای الکتریکی
conductivity رسانندگی الکتریکی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com