English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 82 (5 milliseconds)
English Persian
x y selector سلکتور ایکس- ایگرگ
Other Matches
x y presentation نمایش ایکس- ایگرگ
x y switch کلید ایکس- ایگرگ
x y recorder دستگاه ثبات ایکس- ایگرگ
x ray بااشعه ایکس امتحان کردن عکسبرداری با اشعه ایکس
selector سلکتور
selectors سلکتور
line selector سلکتور خط
automatic speed selector سلکتور اتوماتیک
mains selsctor سلکتور شبکه
line selector سلکتور سطر
numerical selector سلکتور شمارهای
group selector سلکتور گروهی
preselector سلکتور مقدماتی
uniselector یونی سلکتور
rotary selector سلکتور گردان
uniselector سلکتور یکراهه
drop selector سلکتور سقوطی
input selector switch سوئیچ سلکتور ورودی
hand selector switch سوئیچ سلکتور دستی
exchange selector سلکتور در دستگاههای مراکزتلفن خودکار
y potentiometer پتانسیومتر- ایگرگ
y axis محور ایگرگ
y axis محور ایگرگ ها
y position حالت- ایگرگ
y matrix ماتریس ایگرگ
y channel کانال ایگرگ
y cut برش ایگرگ
y deflection انحراف ایگرگ
Y prime مشتق ایگرگ [ریاضی]
r y signal پیام روشنایی ار ایگرگ
g y signal پیام روشنایی جی ایگرگ
Y prime ایگرگ پریم [ریاضی]
Y' مشتق ایگرگ [ریاضی]
b y signal b y پیام روشنایی ب- ایگرگ
Y' ایگرگ پریم [ریاضی]
y parameter پارامتر چهار قطبی ایگرگ
y axis amplifier تقویت کننده محور ایگرگ
x radiation اشعه ایکس
x radiation پرتو ایکس
x ray اشعه ایکس
x rays اشعه ایکس
X chromosome فامتن ایکس
x rays پرتو ایکس
X chromosomes فامتن ایکس
xrays اشعه ایکس
x potentiometer پتانسیومتر ایکس
x cut برش ایکس
X-rayed اشعه ایکس
x axis محور ایکس
blank flange قطعه- ایکس
bx cable لوله ب ایکس
roentgen ray پرتو ایکس
X-ray اشعه ایکس
b.x. conductor کابل ب ایکس
X-raying پرتو ایکس
x band باند- ایکس
x axis defelection انحراف- ایکس
x axis محور ایکس ها
X-rays اشعه ایکس
X-rayed پرتو ایکس
X-raying اشعه ایکس
X-ray پرتو ایکس
crookes tube لامپ اشعه ایکس
hard x ray پرتو ایکس سخت
roentgen diffractometry بلورنگاری پرتو ایکس
x ray analysis تحلیل پرتو ایکس
x ray apparatua دستگاه پرتو ایکس
x ray diffraction پراش پرتو ایکس
x ray microdiffraction پراش پرتو ایکس
x ray tube لامپ پرتو ایکس
soft x rays پرتو ایکس کم نفوذ
roentgenography پرتونگاری با اشعه ایکس
x ray crystallography بلورنگاری پرتو ایکس
nike x موشک نایک ایکس
the integral from a to b of f-of-x with respect to x انتگرال اف ایکس بین آ و ب [ریاضی]
x axis amplifier تقویت کننده محور ایکس
rem مقدار دوزتشعشعی که اثرش برابر یک رونتگن اشعه ایکس باشد
x engine موتور پیستونی با چهار ردیف سیلندر که از نمای روبروبصورت ایکس قرار گرفته اند
penetrometer وسیلهای برای اندازه گیری قدرت نفود اشعه ایکس واشعههای نافد دیگر توسط مقایسه عبور و نفوذ انها درموارد مختلف
rem مقدار تابش یونیزه کننده که در صورت جذب توسط یک جسم همان تاثیرات فیزیولوژیکی را که یک رونتگن اشعه ایکس یاتابشهای گاما دارند خواهدداشت
step by step selector سلکتور قدم به قدم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com