Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
center punch
سنبه نشان
Other Matches
ram rod
سنبه
piston
سنبه
ramrods
سنبه
pistons
سنبه
borer
سنبه
swage
سنبه
ramrod
سنبه
trib
سنبه
wad punch
سنبه
mandrel
سنبه
hobs
سنبه قالب
gun stick
سنبه تفنگ
swabs
سنبه زدن
swab
سنبه زدن
swage
سنبه اهنگری
ramming
سنبه زدن
mandril
سنبه قالب
hob
سنبه قالب
Every nook and corner.
هر سوراخ سنبه ای
black smiths, top swage
قالب و سنبه اهنگری
ram rod
سنبه تفنگ یاتوپ
ramrods
سنبه تفنگ یا توپ سیخ
swabs
سنبه جراحی گردوخاک گرفتن
swab
سنبه جراحی گردوخاک گرفتن
ramrod
سنبه تفنگ یا توپ سیخ
rams
سنبه زدن باذژکوب خراب کردن
rammed
سنبه زدن باذژکوب خراب کردن
ram
سنبه زدن باذژکوب خراب کردن
I know Tehran like the palm of my hand.
تمام سوراخ سنبه های تهران رابلدم
puncuation
نشان گذاری نقطه و نشان هایی که برای بخش ها بکار میرود
garter
عالی ترین نشان انگلیس بنام نشان بندجوراب
garters
عالی ترین نشان انگلیس بنام نشان بندجوراب
discretionary
خط پیوندی که نشان دهنده قط ع شدن کلمه در آخر خط است ولی در حالت معمولی نشان داده نمیشود
scarry
دارای نشان داغ یا نشان جراحت وزخم
silver star
نشان ستاره نقره یا عالیترین نشان خدمتی
poniter
نشان دهنده نشان گیرنده
marking
نشان دار سازی نشان
markings
نشان دار سازی نشان
flag
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
flags
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
cold swaging machine
دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
supervisory
1-سیگنالی که نشان میدهد آیا مدار مشغول است یا خیر. 2-سیگنالی که وضعیت وسیله را نشان میدهد
to impress a mark on something
نشان روی چیزی گذاردن چیزیرا نشان گذاردن
mark
نشان کردن نشان
marks
نشان کردن نشان
ground resolution
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
indicator
نشان دهنده دستگاه نشان دهنده
altitude azimuth
عقربه نشان دهنده ارتفاع هواپیما دستگاه نشان دهنده ارتفاع هواپیما
showed
نشان
presage
نشان
insignia
نشان
targeting
نشان
signalled
نشان
medal
نشان
indication
نشان
medals
نشان
target
نشان
targeted
نشان
ensigns
نشان
show
نشان
indicium
نشان
tract
نشان
stamp
نشان
stamps
نشان
cicatricle
نشان
signal
نشان
signaled
نشان
benchmark
نشان
benchmarks
نشان
unmarked
بی نشان
token
نشان
tokens
نشان
ensign
نشان
shows
نشان
banners
نشان
badge
نشان
badges
نشان
impress
نشان
impressing
نشان
insigne
نشان
impresses
نشان
impressed
نشان
banner
نشان
track
نشان
mark
نشان
targets
نشان
cicatricial
نشان
targetting
نشان
tracks
نشان
tracked
نشان
ikons
نشان
icons
نشان
ear mark
نشان
icon
نشان
caret
نشان
marks
نشان
cicatrice
نشان
symbol
نشان
bench mark
نشان
gong
[British E]
نشان
grammalogue
نشان
brands
نشان
branding
نشان
brand
نشان
vexillum
نشان
tracts
نشان
symptoms
نشان
refrigeratory
تب نشان
refrigerent
تب نشان
vestigial
نشان
chalks
نشان
untitled
بی نشان
chalking
نشان
tallies
خط نشان
savorŠetc
نشان
chalk
نشان
printless
بی نشان
emblem
نشان
vestiges
نشان
vestige
نشان
attribute
نشان
attributes
نشان
attributing
نشان
tallied
خط نشان
tallied
نشان
hallmarks
نشان
scores
نشان
scored
نشان
score
نشان
awards
نشان
awarding
نشان
awarded
نشان
award
نشان
tallies
نشان
tally
نشان
tally
خط نشان
emblems
نشان
symptom
نشان
slurs
نشان
slurring
نشان
slurred
نشان
slur
نشان
tallying
خط نشان
tallying
نشان
hallmark
نشان
trace
نشان
targetted
نشان
presaging
نشان
indice
نشان
plaques
نشان
shew
نشان
trackless
بی نشان
plaque
نشان
traceless
بی نشان
hash mark
خط نشان
traces
نشان
chalked
نشان
traced
نشان
presages
نشان
presaged
نشان
aimed
نشان هدف
air medal
نشان پرواز
asterisks
نشان ستاره
mutton fist
نشان دست
aims
نشان هدف
mark sensing
نشان دریایی
index fingers
انگشت نشان
to show up
نشان دادن
to put forth
نشان دادن
investitures
اعطای نشان
adumbrate
نشان دادن
against nature
معجز نشان
rule
نشان راه
demonstrators
نشان دهنده
actuate
نشان دادن
characteristically
نشان ویژه
indicator
نشان دهنده
vision
یا نشان دادن
visions
یا نشان دادن
investiture
اعطای نشان
highlight
نشان شده
trait
نشان اختصاصی
antiphlogistic
اماس نشان
arborist
درخت نشان
memento
نشان یاداور
highlighted
نشان شده
mementoes
نشان یاداور
to take a
نشان کردن
asterism
نشان ستاره
medal of honor
نشان افتخار
track ball
گوی نشان
characteristic
نشان ویژه
aim
نشان هدف
antalgic
درد نشان
highlights
نشان شده
mementos
نشان یاداور
demarcated
نشان گذاردن
asterisk
نشان ستاره
phonogram
نشان صدا
exerted
نشان دادن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com