English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
tiepin سنجاق مدال وزینت الات زنانه
Other Matches
barrette نوعی سنجاق سر زنانه
medalist دارای مدال برنده مدال
medallists دارای مدال برنده مدال
medallist دارای مدال برنده مدال
medalists دارای مدال برنده مدال
compensation trading معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
glasswork شیشه الات بلور الات
peignoir قطیفه لباسی زنانه لباس خانگی زنانه
operating slide دستگاه الات متحرک تیربار الات متحرک یا قسمتهای خوراک دهنده
feminality طبیعت زنانه زیورهایاچیزهای بی بهای زنانه
feminize زنانه کردن زنانه شدن
modiste کلاه فروش زنانه کلاه دوز زنانه
pin سنجاق
pinheads سر سنجاق
pinned سنجاق
head pin سنجاق سر
fid سنجاق
ouch : سنجاق
pinner سنجاق زن
hairpin سنجاق مو
hairpins سنجاق مو
pinning سنجاق
pinhead سر سنجاق
badge مدال
badges مدال
medals مدال
medal مدال
gong [British E] مدال
preens سنجاق سینه
broaches سنجاق کراوات
preen سنجاق سینه
brooches سنجاق سینه
brooch سنجاق سینه
pin سنجاق نقشه
stickpin سنجاق کراوات
pinning سنجاق نقشه
battle pin سنجاق نقشه
preened سنجاق سینه
breast pin سنجاق کراوات
preening سنجاق سینه
pinned سنجاق نقشه
stuck with pins سنجاق زده
pinner سنجاق کار
broached سنجاق کراوات
broach سنجاق کراوات
to fasten with a pin سنجاق زدن
broaching سنجاق کراوات
to fasten with a pin سنجاق کردن
scarfpin سنجاق کراوات
scatter pin سنجاق سینه
pint sized باندازه سر سنجاق
tiepin سنجاق کراوات
medalled مدال گرفته
numismatic مدال شناسی
medal of honor مدال افتخار
insigne مدال رسمی
numismatics مدال شناسی
medalist برنده مدال
medalled مدال دار
numismatology مدال شناسی
bronze medal مدال برنز
numismatist مدال شناس
medalists برنده مدال
campaign medal مدال جنگی
bronze medals مدال برنز
medallions مدال بزرگ
medallion مدال بزرگ
gold medal مدال طلا
gold medals مدال طلا
medallist برنده مدال
medal of freedom مدال ازادی
insignia مدال رسمی
silver medal مدال نقره
silver medals مدال نقره
medallists برنده مدال
scarf pin سنجاق یا گیره کراوات
ouch جواهر سنجاق قفلی
pincushion بالشتک سنجاق گیر
pincushions بالشتک سنجاق گیر
unpin میخ یا سنجاق را در اوردن
pinprick خلیدن با نوک سنجاق رنجانیدن
pinpricks خلیدن با نوک سنجاق رنجانیدن
brochette سنجاق یاگل سینه کوچک
pinned میله چوبی سنجاق زدن به
pinning میله چوبی سنجاق زدن به
pin میله چوبی سنجاق زدن به
service bar مدال یا نشان خدمت
bronze star medal مدال ستاره برنز
fourragere کاغذ حکم مدال
fourragere حکم نشان یا مدال
They ripped off his medals . مدال هایش را از سینه اش کندند
medal نشانی شبیه سکه مدال
medals نشانی شبیه سکه مدال
decoration اذین بندی مدال یا نشان
decorations اذین بندی مدال یا نشان
exergue جای تاریخ سکه یا مدال
medallion با مدال بزرگ زینت دادن
To be decorated . نشان گرفتن ( مدال وغیره )
medallions با مدال بزرگ زینت دادن
pinhole سوراخی که ازفرو کردن سنجاق درچیزی پدیداید
v , device ارم مدال شجاعت ارتش امریکا
pushpin سنجاق سرگرد مخصوص نصب روی نقشه وغیره
ironware فلز الات
machinary ماشین الات
cast iron ware الات چدنی
irowork اهن الات
passementerie زینت الات
geared الات جامه
agricultural implements الات کشاورزی
enginery ماشین الات
precision tools الات دقیق
genital organs الات تناسلی
hard ware فلز الات
iron mongery اهن الات
instruments الات دقیق
brass ware برنج الات
ironware اهن الات
breech block carrier الات متحرک
obturator الات جازم
gear الات جامه
surgical instruments الات جراحی
glass شیشه الات
gears الات جامه
instrument الات دقیق
tinware حلبی الات
hardware اهن الات
machinery ماشین الات
silverware نقره الات
glassware بلور الات
optical الات بصری
glassware شیشه الات
carpenter's machines ماشین الات درودگری
plants ماشین الات کارخانه
calibration تنظیم الات دقیق
heavy goods ماشین الات سنگین
trinketry جواهر الات بدلی
lighting equipments الات و ادوات روشنایی
iron monger اهن الات فروش
heavy machinery ماشین الات سنگین
surveying instrument الات نقشه برداری
plant ماشین الات کارخانه
scrap ماشین الات اوراق
machinery designer طراح ماشین الات
mechanics علم ماشین الات
building machinery ماشین الات ساختمانی
mechanician مکانیک ماشین الات
ironmonger فروشنده اهن الات
light machinery ماشین الات سبک
hardware اهن الات ابزارالات
wind instruments الات موسیقی بادی
wind instrument الات موسیقی بادی
cutler فروشنده الات برنده
trinkums زیور الات بدلی
ironmongers فروشنده اهن الات
scrapping ماشین الات اوراق
scrapped ماشین الات اوراق
obturator spindle دوکی الات جازم
woodwork چوب الات نجاری
optical instruments الات وابسته به بینایی
percussion instrument الات موسیقی ضربی
instrument الات اندازه گیری
hardwareman اهن الات فروش
scraps ماشین الات اوراق
operator of heavy machinery اپراتور ماشین الات سنگین
obturator الات مانع خروج گاز
operator of light machinery اپراتور ماشین الات سبک
war implements ساز و برگ یا الات جنگ
trade fixtures الات صنعتی نصب شده
musical instrument digital interface میانجی رقمی الات موسیقی
midi میانجی رقمی الات موسیقی
reed stop کلید یا جا انگلشتی الات موسیقی بادی
interactive الات و یا سرویسی مثل تلفن زدن
grader یکی از ماشین الات راه سازی
equipment تجهیزات جنگی وسایل الات و ابزار
reed pipe لوله یا نای الات موسیقی بادی
pailette زینت الات بدلی مانندمنجوق وغیره
deferred maintenance قصور و تاخیر در تعمیرماشین الات و غیره
economic life مدت بهره برداری از ماشین الات
hygrometer الات وادوات سنجش رطوبت هوا
automation خودکار شدن ماشین الات اتوماسیون
fixed assets درائیهای ثابت مانند ساختمان و ماشین الات
sights الات نشانه روی شکاف درجه تفنگ
sight الات نشانه روی شکاف درجه تفنگ
paleolith الات سنگی نتراشیده عصر حجر قدیم
pailett زینت الات بدلی مانند منجوق وغیره
feminine زنانه
unmanly زنانه
womanly زنانه
femininely زنانه
womanish زنانه
wifely زنانه
gynecic زنانه
gynaecic زنانه
microphonics انعکاس صدای کار کردن ماشین الات در میکروفن
recoil operated مسلح شونده به وسیله عقب نشینی الات متحرک
acm Computing Asssociationfor انجمن ماشین الات کامپیوتری achinery
sidesaddle بازین زنانه
handbags کیف زنانه
handbag کیف زنانه
women's apartments قسمت زنانه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com