Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 51 (4 milliseconds)
English
Persian
voltohm milliammeter
سنجه چندکاره
Other Matches
gang capacitor
چندکاره
combination switch
سویچ چندکاره
multiple drill
تمرین چندکاره یا مختلط
foreground
برنامه با تقدم بالا در سیستم چندکاره
job
تعداد کارهای مرتب شده برای پردازش در سیستم چندکاره یا دستهای
jobs
تعداد کارهای مرتب شده برای پردازش در سیستم چندکاره یا دستهای
criterion
سنجه
criteria
سنجه ها
standards
سنجه
standard
سنجه
integrating meter
سنجه کل
integrating instrument
سنجه کل
ionization gauge
سنجه یونش
lagging ciol
پیچک سنجه
rectifier meter
سنجه با یکسوکننده
period of instrument
دوره سنجه
pocket meter
سنجه جیبی
precision instrument
سنجه دقیق
range of instrument
حد کار سنجه
switchboard instrument
سنجه تابلویی
transesterification
ثفشمخگ سنجه
portable instrument
سنجه دستی
instrument transformer
مبدل سنجه ها
instrument lamp
لامپ سنجه ها
permanent magnet moving coil instrument
سنجه ارسنوال
arsonval meter movement
سنجه ارسنوال
astatic meter
سنجه نامتوجه
damping of instrument
خفیدگی سنجه
induction meter
سنجه القا
polarized vane meter
سنجه پره قطبیده
alternating current instrument
سنجه جریان متناوب
recording instrument
سنجه ثبت کننده
recorder
سنجه ثبت کننده
soft vane meter
سنجه پره مغناطیسی
recorders
سنجه ثبت کننده
thermoammeter
سنجه با زوج گرمایی
thermocouple meter
سنجه با زوج گرمایی
moving coil meter
سنجه با پیچک متحرک
power factor meter
سنجه ضریب توان
inclined coil meter
سنجه با پیچک مایل
field strength meter
سنجه شدت میدان
magnetic vane meter
سنجه با پره مغناطیسی
output meter
سنجه انرژی خروجی
multi meter
سنجه چند کاره
direct current instrument
سنجه جریان مستقیم
multitester
سنجه چند کاره
preemptive multitasking
حالت چندکاره که سیستم عامل یک برنامه را برای مدت زمانی اجرا میکند و پس کنترل را به برنامه بعدی میدهد به طوری که برنامه بعدی وقت پردازنده را نخواهد گرفت
os/
سیستم عامل چندکاره برای کامپیوترهای PC ساخت IBM و ماکروسافت که ساخت آن توسط IBM ادامه دارد تا تغییری در ویندوز ماکروسافت باشد
slices
مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
slice
مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com