Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 142 (2 milliseconds)
English
Persian
ectomorphic type
سنخ کشیده تن
Search result with all words
source
در عمل کشیدن و قرار دادن , شی اصلی شی ای است که انتخاب شده است و پس کشیده شده است
drag
چیز سنگینی که روی زمین کشیده میشود
drag
کشیده شدن
dragged
چیز سنگینی که روی زمین کشیده میشود
dragged
کشیده شدن
drags
چیز سنگینی که روی زمین کشیده میشود
drags
کشیده شدن
flare
زبانه کشیده
flares
زبانه کشیده
linear
باریک کشیده
drew
کشیده شد
graphic
نوشته شده کشیده شده
extend
وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
extending
وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
extends
وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
long
کشیده
long-
کشیده
longed
کشیده
longer
کشیده
longest
کشیده
longs
کشیده
taut
محکم کشیدن کشیده
threaded
بند کشیده
threaded
نخ کشیده
pencilled
با مداد کشیده شده
haul
همه ماهیهایی که دریک وهله بدام کشیده میشوند
hauled
همه ماهیهایی که دریک وهله بدام کشیده میشوند
hauling
همه ماهیهایی که دریک وهله بدام کشیده میشوند
hauls
همه ماهیهایی که دریک وهله بدام کشیده میشوند
drawn
کشیده
oblong
دوک مانند کشیده
oblongs
دوک مانند کشیده
drawing
روشی است که در ان فلز گرم از سوراخهایی به شکل مخصوص کشیده میشود تا شکل نیمرخ مطلوب بدست اید . پروفیلهای مختلف را از این طریق بدست می اورند
drawings
روشی است که در ان فلز گرم از سوراخهایی به شکل مخصوص کشیده میشود تا شکل نیمرخ مطلوب بدست اید . پروفیلهای مختلف را از این طریق بدست می اورند
conduct
اداره کردن کشیده شدن
conducted
اداره کردن کشیده شدن
conducting
اداره کردن کشیده شدن
conducts
اداره کردن کشیده شدن
open
وضع زه هنگام کشیده شدن
opened
وضع زه هنگام کشیده شدن
opens
وضع زه هنگام کشیده شدن
flat
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
drawl
کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawled
کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawling
کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawls
کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
sap
شیره کشیده از
sapped
شیره کشیده از
saps
شیره کشیده از
elongate
کشیده کردن
elongates
کشیده کردن
elongating
کشیده کردن
chant
اهنگ ساده و کشیده
chanted
اهنگ ساده و کشیده
chanting
اهنگ ساده و کشیده
chants
اهنگ ساده و کشیده
extensive
بسیط کشیده
indrawn
تو کشیده
indrawn
بداخل کشیده
draw
کشیده شدن عهده
draws
کشیده شدن عهده
wired
سیم کشیده مفتول دار
tense
کشیده
tensed
کشیده
tenser
کشیده
tenses
کشیده
tensest
کشیده
tensing
کشیده
hell bent
به بیراهه کشیده شده
hell-bent
به بیراهه کشیده شده
at full length
دراز کشیده
autoscore
در پردازش کلمه دستورالعملی است که باعث میشود تا زیر متن خط کشیده شود
bar automatic
میله فولادی که به موازات ریل راه اهن کشیده میشودو وقتی که چرخ قطاری روی ان قرار می گیرد نقاط توقف و موقعیت را مشخص می نماید
capriole
پرش عمودی اسب با پاهای کشیده به عقب
come home
کشیده شدن لنگر به طرف ناو
couchant
دراز کشیده
deep drawn
از ته دل کشیده
deep fetched
از ته سینه کشیده شده
deep fetched
از ته دل کشیده شده
deer neck
گردن کشیده
dragrope
طنابی که بوسیله ان چیزی رامیکشند یا اینکه روی زمین کشیده میشود
drawable
کشیده شدنی
drawlingly
کشیده
drawn on
کشیده شدن عهده
ectomorph
کشیده تن
ectomorphy
کشیده تنی
extendible
کشیده شدنی امتدادپذیر
flat fire
تیر کشیده
flat trajectory
خط سیر کشیده
flat trajectory
سهم تیرکشیده مسیر کشیده گلوله
hard drawn copper wire
سیم مسی کشیده شده
he is at the end of his tether
چنته اش خالی شده یا قوایش ته کشیده است
i thanked him for his trouble
برای زحمتی که کشیده بود ازاو سپاس گزاری کردم
if you please
بیزحمت زحمت کشیده
in perspective
کشیده شده ازروی علم منافرو مرایا
infill
نقاط کشیده شده روی نقشه
intractile
کشیده نشدنی
jinriki
درشکه ژاپنی که توسط حمال کشیده میشود ریکشا
jinrikisha
درشکه ژاپنی که توسط حمال کشیده میشود ریکشا
Other Matches
oblonated
کشیده
leptosome
کشیده تن
leptokurtic
کشیده
posttensioning
پس کشیده
oblongated
کشیده
tractile
کشیده شدنی
pinxit
کشیده است
prolate
کشیده شده
in tow
<idiom>
کشیده شده
leptomorph
کشیده ریخت
chock-a-block
کاملا کشیده
chock-a-block
بالا کشیده
deprived
محرومیت کشیده
vellum paper
کاغذمهره کشیده
long robe
صورت کشیده
tensive
کشیده شدنی
low angle fire
تیر کشیده
low angle
مسیر کشیده
touse
کشیده شدن
lanternjaws
صورت لاغر و کشیده
underdraw
کشیده نشدن زه تا اخر
satined paper
گاغذ مهره کشیده
pulled muscle
عضله کشیده شده
He has suffered a great deal at the hands of his wife .
از دست زنش خیلی کشیده
prone float
روی شکم با دستهای کشیده
wirespun
زیاد کشیده ونازک لطیف فریف
She has long and shapely legs .
ساق پاهای کشیده وخوش ترکیبی دارد
to be at full stretch
تا اندازه امکان پذیر کشیده شده بودن
stillage
چارچوب یاچارپایهای که چیزیرا روی ان می گذارندتاابش کشیده شود
phantom section
خط نقطهای که جهت رسم تصاویر نامرئی کشیده میشود
perspective grid
خطوط شبکه مختصاتی که روی عکس هوایی کشیده می شوند
shoot the duck
حرکت جلو و عقب نشینی روی یک پا و پای دیگر کشیده بجلو
sliver
فتیله نخ
[الیاف کشیده شده و موازی که هنوز تاب داده نشده اند.]
y scale
در عکس هوایی مایل مقیاسی خطی است که موازی با خط محوراصلی عرضها کشیده میشود
paleozoic
وابسته به عهدی از زمین شناسی که از اغازدوره کامبریان تا اوایل دوره پرمیان طول کشیده
to walk the chalk
بوسیله درست راه رفتن ازمیان خطهای گچ کشیده هوشیاری خود را ثابت کردن
point designation
شبکه بندی مخصوصی که برای تعیین نقاط نسبت به هم روی عکس هوایی کشیده میشود
x scale
در عکس هوایی مایل مقیاس خطی است که موازی با خط افق حقیقی عکس کشیده میشودc
over stretched wrap
نخ چله بیش از حد کشیده شده
[این حالت باعث کاهش استحکام نخ چله و همچنین کج بافی در فرش می گردد.]
nap side
خواب فرش
[با انجام عمل پرداخت الیاف از قسمت گره بصورت راست و کشیده درآمده و ظاهر حقیقی فرش را بوجود می آورند.]
karadja medallion
ترنج کرجی
[این طرح مربوط به منطقه ای بین اهر و تبریز می باشد که در آن ترنج حالت کشیده داشته و هشت وجه آنرا با حالتی از قلاب می پوشانند.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com