Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (15 milliseconds)
English
Persian
bill of sale
سند فروش
deed of sale
سند فروش
Search result with all words
pedant
فضل فروش
pedants
فضل فروش
invoice
برگ فروش
invoice
فاکتور فروش صورتحساب
invoiced
برگ فروش
invoiced
فاکتور فروش صورتحساب
invoices
برگ فروش
invoices
فاکتور فروش صورتحساب
invoicing
برگ فروش
invoicing
فاکتور فروش صورتحساب
ironmonger
اهن فروش
ironmongers
اهن فروش
sales
برای فروش حراجی
sales
جنس فروشی فروش
sales
مربوط به فروش
sales
فروش
clearance sale
فروش به منظور تصفیه حراج
clearance sales
فروش به منظور تصفیه حراج
vintner
عمده فروش شراب
vintners
عمده فروش شراب
turnover
فروش
turnover
مبلغ فروش
turnover
کل فروش
job
کار مزدی کردن یک جا خریدن و به خرده فروش فروختن استفاده نامشروع کردن از
jobs
کار مزدی کردن یک جا خریدن و به خرده فروش فروختن استفاده نامشروع کردن از
pack
قرار دادن چیزها در جعبه برای فروش یا ارسال
packs
قرار دادن چیزها در جعبه برای فروش یا ارسال
vendor
کمپانی فروش وسائل جانبی کامپیوتر فروشنده
vendors
کمپانی فروش وسائل جانبی کامپیوتر فروشنده
lot
جنس عرضه شده برای فروش
finished
کالاهای تولیدی که آماده فروش هستند
approval
نوعی فروش که در آن خریدار در صورت رضایت پور را می پردازد
hedge
خرید و فروش تامینی
hedged
خرید و فروش تامینی
hedges
خرید و فروش تامینی
dumping
فروش کالا در بازار خارج به قیمتی ارزانتر از بازار داخل
dumping
فروش کالادر کشورهای دیگر با قیمتی پایین تر از قیمت داخلی
dumping
صدور کالا به کشوردیگر و فروش ان به بهای کمتر از بهای عادی به منظور فلج ساختن صنایع داخلی ان کشور
electronic
سیستمی که از ترمینال کامپیوتری برای سایت فروش برای امور الکترونیکی یا کنترل مثل مشخصات محصول و...
milliner
کلاه فروش
milliners
کلاه فروش
profit margin
درصد سود از فروش خالص
profit margins
درصد سود از فروش خالص
dealer
دست فروش
dealer
کسی که خرید و فروش میکند
dealers
دست فروش
dealers
کسی که خرید و فروش میکند
publish
تولید و فروش نرم افزار
published
تولید و فروش نرم افزار
publishes
تولید و فروش نرم افزار
proceeds
حاصل فروش
business
خرید یا فروش
businesses
خرید یا فروش
outlet
بازار فروش
outlet
محل فروش
outlets
بازار فروش
outlets
محل فروش
marketing
بازاریابی و فروش
marketing
فروش
sale
فروش
sale
بازار فروش
sale
قابل فروش
dairyman
شیر فروش
dairyman
لبنیات فروش
dairymen
شیر فروش
dairymen
لبنیات فروش
pedlar
دست فروش
pedlars
دست فروش
furrier
خز فروش پوست فروش
furriers
خز فروش پوست فروش
draper
پارچه فروش
draper
ماهوت فروش
drapers
پارچه فروش
drapers
ماهوت فروش
whippersnapper
خود فروش
whippersnappers
خود فروش
grocer
خواربار فروش
grocers
خواربار فروش
jewelers
جواهر فروش
jeweller
جواهر فروش
jewellers
جواهر فروش
milkman
شیر فروش
milkman
مرد شیر فروش
milkmen
شیر فروش
milkmen
مرد شیر فروش
charwoman
زغال فروش
charwomen
زغال فروش
marketable
قابل فروش
dealing
خرید و فروش
optician
عینک فروش دوربین ساز
optician
دوربین فروش
opticians
عینک فروش دوربین ساز
opticians
دوربین فروش
skimming
محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
sales talk
مذاکره وبازار گرمی برای فروش
confectioner
شیرینی فروش
confectioners
شیرینی فروش
fishmanger
ماهی فروش
fishmonger
ماهی فروش
fishmongers
ماهی فروش
Other Matches
woollen draper
پشمینه فروش ماهوت فروش شال فروش
pearlies
جامه میوه فروش یا سبزی فروش دوره گرد که دکمههای مروارید دارد
on licence
پروانه فروش ابجو یا نوشابههای دیگر که در همان جایگاه فروش گسازده شود
wine seller
میفروش باده فروش شراب فروش خمار
sales force
نیروی فروش کارکنان قسمت فروش
hard sell
سخت کوشی در فروش فروش مجدانه
sale maximization
به حداکثر رسانیدن فروش ماکزیمم فروش
optional claiming race
مسابقهای که صاحب اسب ازادی در فروش یا خودداری از فروش اسب دارد
foreign military sales
فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
sales promotion
افزایش فروش از راه تبلیغات افزایش فروش
oligopoly
انحصار چند جانبه فروش انحصار چند قطبی فروش
vendible
قابل فروش جنس قابل فروش
vendable
قابل فروش جنس قابل فروش
iceman
یخ فروش
retailer
تک فروش
sell
فروش
offtake
فروش
sells
فروش
taverner
می فروش
selling
فروش
vendition
فروش
bucko
خود فروش
booking clerk
بلیط فروش
nundination
خرید و فروش
buying and selling
خرید و فروش
sales tax
مالیات فروش
fripperer
کهنه فروش
fripper
کهنه فروش
bowyer
کمان فروش
sales represntative
نمایندگی فروش
sales representative
نماینده فروش
cash on delivery
فروش نقدی
sales manager
مدیر فروش
contract of sales
قرارداد فروش
coster
سبزی فروش
corn chandler
گندم فروش
corn chandler
غله فروش
corn d.
غله فروش
cornfactor
غله فروش
sales for the account
فروش نسیه
clothier
لباس فروش
clothier
پوشاک فروش
cloth merchant
پارچه فروش
cash sale
فروش نقدی
cattleman
گاو فروش
contract of sale
قرارداد فروش
chandler
شمع فروش
cheese monger
پنیر فروش
cheesemonger
پنیر فروش
chemic
دارو فروش
sales promotion
تبلیغ فروش
sales figure
ارقام فروش
bill of sale
صورت فروش
tobacconist
تنباکو فروش
tobacconists
تنباکو فروش
Pharisee
زهد فروش
Pharisees
زهد فروش
soda jerk
لیموناد فروش
slopworker
دوخته فروش
slaver
برده فروش
slave merchant
برده فروش
spot sale
فروش نقد
hard sell
فروش ماهرانه
pos
قط ه فروش الکترونیکی
tripeman
سیرابی فروش
traitor to one's country
وطن فروش
fishwife
زن ماهی فروش
fishwives
زن ماهی فروش
consignment
امانت فروش
consignments
امانت فروش
tippler
نوشابه فروش
skinner
پوست فروش
shopping center
مرکز فروش
selling price
قیمت فروش
scholasticate
علم فروش
barkeeper
مشروب فروش
salt seller
نمک فروش
salesroom
محل فروش
sales tax
مالیات بر فروش
barkeep
مشروب فروش
ballad monger
تصنیف فروش
supercilious
خود فروش
selling monopoly
انحصار فروش
showy
خود فروش
alewife
زن ابجو فروش
selling costs
هزینههای فروش
at the point of sale
در نقطه فروش
auction sale
مزایده فروش
sellable
قابل فروش
boneman
کهنه فروش
costermonger
میوه فروش
sale department
قسمت فروش
hosier
جوراب فروش
hucksterer
خرده فروش
reseller
خرده فروش
iron monger
اهن فروش
ragman
کهنه فروش
jeweler
گوهر فروش
proforma
سیاهه فروش
killcalf
گوشت فروش
retail dealer
خرده فروش
retail dealer
جزئی فروش
forward sales
پیش فروش
sale department
بخش فروش
fruiterer
میوه فروش
sale commission
کارمزد فروش
vendibility
قابلیت فروش
salability
قابلیت فروش
haught
جاه فروش
herbist
گیاه فروش
herborist
گیاه فروش
pride ful
جاه فروش
linen draper
کتان فروش
meatman
گوشت فروش
mercer
پارچه فروش
merchantable
قابل فروش
milk man
شیر فروش
money off offer
فروش با تخفیف
news agent
روزنامه فروش
news vendor
روزنامه فروش
oligopoly
انحصار فروش
mealmen
ارد فروش
mealman
ارد فروش
pieman
کلوچه فروش
lumberer
تیر فروش
lumberer
الوار فروش
lumberman
تیر فروش
lumberman
الوار فروش
perfumer
عطر فروش
peltmonger
پوست فروش
pedagogical
علم فروش
mass market product
محصول پر فروش
oilman
روغن فروش
sales department
بخش فروش
d. in second hand goods
دست فروش
sales check
صورت فروش
dead market
بازار کم فروش
sales area
حیطه فروش
sales area
بازار فروش
sales analysis
تحلیل فروش
direct selling
فروش مستقیم
sales agent
نماینده فروش
cutler
کارد فروش
sales contract
قرارداد فروش
sales department
قسمت فروش
credit sale
فروش نسیه
credit sale
فروش قسطی
credit sale
فروش غیرنقدی
credit system
فروش اعتباری
crier
دست فروش
fellmonger
پوستین فروش
sales accounting
حسابداری فروش
drover
گله فروش
sale on a large scale
فروش زیاد
fish fag
زن ماهی فروش
sale manager
مدیر فروش
flesher
گوشت فروش
fleshmonger
گوشت فروش
forced sale
فروش قانونی
forced sale
فروش اجباری
forward sale
پیش فروش
sale or return
فروش یا عودت
sale or return
فروش یااعاده
drysalter
کالباس فروش
duffre
دست فروش
sale tax
مالیات بر فروش
sale quota
سهمیه فروش
sale price
قیمت فروش
euphuist
فصاحت فروش
excise taxes
مالیات بر فروش
fellmonger
پوست فروش
forward sales
فروش سلف
milkmaids
شیرو فروش زن
retailer
خرده فروش
retailers
خرده فروش
volume of sales
مقدار فروش
turnover
مقدار فروش
turn-over
مقدار فروش
sales
{pl}
مقدار فروش
volume of sales
حجم فروش
turnover
حجم فروش
turn-over
حجم فروش
sales
{pl}
حجم فروش
newspaperman
روزنامه فروش
paper boys
روزنامه فروش
sales and marketing
[marketing]
فروش و بازاریابی
hucksters
دست فروش
BS
صورت فروش
wood pavement
چوب فروش
druggists
دوا فروش
druggist
دوا فروش
antique dealer
عتیقه فروش
turnover
[British English]
فروش
[اقتصاد]
sales
فروش
[اقتصاد]
sell
فروش ومعامله
sell
به فروش رفتن
salespeople
متصدی فروش
salespersons
متصدی فروش
selling
فروش ومعامله
selling
به فروش رفتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com