Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
labyrinthodon
سنگواره یکی از جانوران دوزیست بزرگ که دندانهای پیچ درپیچ دارد
Other Matches
She has got regular teeth .
دندانهای منظمی دارد
iguanodon
سوسمار بزرگ گیاه خوار که اکنون بشکل سنگواره دیده میشود
overbite
پیشامدگی دندانهای زبرین نسبت به دندانهای زیرین
deadfall
دامی که جانوران بزرگ دران زیراوارمیمانند
labyrinthic
پیچ درپیچ
leek d;
[,vjvi ;i fv'ihd \ik ,
بزرگ دارد
batrachian
دوزیست
colony
گروهی از جانوران یا گیاهان یا جانوران تک سلولی هم نوع که با هم زندگی یا رشد می کنند
[زیست شناسی]
A big head has a big ache.
<proverb>
سر بزرگ درد زیادى هم دارد.
long sea
دریایی که خیزابهای بزرگ ومنظم دارد
hypostyle hall
[اتاق بزرگ با سقف صافی که ردیفی از ستون ها در آن قرار دارد.]
opah
یکجور ماهی بزرگ خال مخالی در اقیانوس اطلس که رنگهای روشن دارد
fractal
<adv.>
<noun>
شکل هندسی که در خودش تکرار میشود هر قدر که آنرا بزرگ کنید یک حالت دارد
bidentate
دو دندانهای
trident
سه دندانهای
tridentate
سه دندانهای
temporary teeth
دندانهای شیری
canine teeth
دندانهای نیش
cut gears
دندانهای بریدن
dog clutch
پیوست دندانهای
mordant dye
رنگ دندانهای
molar teeth
دندانهای اسیا
deciduous teeth
دندانهای شیری
saw tooth roof
بام دندانهای
incisor teeth
دندانهای پیش
scalar
متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
serrated vertical pulse
ضربه عمودی دندانهای
rotten teeth
دندانهای پوسیده یافاسد
sarrated wire rope
طناب سیمی دندانهای
White regular teeth .
دندانهای سفید ومرتب ( یکدست )
zoolite
سنگواره
fossil
سنگواره
fossils
سنگواره
lithic
سنگواره
orthodontia
مبحث اصلاح دندانهای کج و معوج دردندانپزشکی
orthodontics
مبحث اصلاح دندانهای کج و معوج دردندانپزشکی
barbe
شال گردن یا روسری دندانهای ریز
echinite
سنگواره خارپوشت
fossilogy
سنگواره شناسی
subfossil
نیمه سنگواره
fossilist
سنگواره شناس
stone lily
سنگواره سوسنیان
ichnolite
سنگواره جای پا
paleontography
شرح سنگواره ها
reliquix
باقیماندههای سنگواره
Joshegan
جوشقان
[این منطقه در مرکز ایران از قرن دوازدهم هجری قالیبافی با طرح بندی لوزی معروف بوده است. لوزی ها از انواع گل ها بهره گرفته و گاه حالت یک ترنج بزرگ دارد.]
paleobotany
سنگواره شناسی گیاهی
encrinite
سنگواره خارپوست سوسنی
A prehistoric fossil.
یک سنگواره (فسیل ) ماقبل تاریخ
orohippus
سنگواره چارپایی که اسب رازاده ان میدانند
fossilises
در اثر مرورزمان بصورت سنگواره درامدن
fossilised
در اثر مرورزمان بصورت سنگواره درامدن
index fossil
سنگواره شاخص طبقات زمین شناسی
fossilize
در اثر مرورزمان بصورت سنگواره درامدن
fossilising
در اثر مرورزمان بصورت سنگواره درامدن
fossilizing
در اثر مرورزمان بصورت سنگواره درامدن
fossilizes
در اثر مرورزمان بصورت سنگواره درامدن
ichnite
سنگواره جای پا اثر پای فسیل شده
interdental consonant
حرف مصمتی که با گذاردن زبان در میان دندانهای بالاو پایین تلفظ میشود
My grandparents are six feet under.
<idiom>
پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania
مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
fossil
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
big game
صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
museum piece
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
macropterous
دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
grandam
مادر بزرگ ننه بزرگ
so large
چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandparents
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandparent
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
faunology
جانوران
rashwan medallion
ترنج رشوان
[این شهر در استان کردستان قرار داشته و به بافت قالیچه های خورجینی، گلیم و فرش های هندسی با ترنج مخصوص به این ناحیه شهرت دارد. ترنج این فرش ها بصورت لوزی بزرگ به همراه اشکال هندسی می باشد.]
. The car is gathering momentum.
اتوموبیل دارد دور بر می دارد
acephali
جانوران بیسر
faunae
مربوط به جانوران
animal kingdom
جهان جانوران
faunis
الهه جانوران
animalist
پیکرنمای جانوران
invertebrata
جانوران بی مهره
implacentalia
جانوران بی جفت
vermin
جانوران موذی
bimana
جانوران دودست
faunistic
وابسته به جانوران
arachnida
جانوران عنکبوتی
animals kingdom
جهان جانوران
animality
زندگی جانوران
zoodvnamics
فیزیولوژی جانوران
halobiont
جانوران اب شور
menagerie
نمایشگاه جانوران
kit
بچه جانوران
kits
بچه جانوران
menageries
نمایشگاه جانوران
herbivora
جانوران علفخوار
zooplankton
جانوران شناور
lights
ریه جانوران
cray
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
arthropoda
جانوران مفصل دار
verminous
پر از حشرات یا جانوران موذی
underbody
پایین تنه جانوران
claws
سرپنجه جانوران ناخن
terrarium
نمایشگاه جانوران خشکی
neontology
بررسی جانوران مانده
clawing
سرپنجه جانوران ناخن
pincer
عضو گازانبری جانوران
claw
سرپنجه جانوران ناخن
clawed
سرپنجه جانوران ناخن
zootaxy
طبقه بندی جانوران
pachyder mata
جانوران پوست کلفت
king of beasts
پادشان جانوران :شیر
animal husband
پرورش جانوران اهلی
wild beasts
جانوران وحشی وحوش
oestrum
شهوت ومستی جانوران
instincts
هوش طبیعی جانوران
instinct
هوش طبیعی جانوران
articulata
جانوران حلقه دار
zooid
جانورسان شبیه جانوران
to water
[horses, cattle, etc.]
آب دادن
[به جانوران بومی]
biosystematic
رده بندی جانوران
microorganisms
جانوران کوچک ومیکروسکپی ریزجاندار
somite
حلقه یابند بدن جانوران
lorica
پوسته سخت حافظ جانوران
microorganism
جانوران کوچک ومیکروسکپی ریزجاندار
To kI'll animals for food .
جانوران را برای غذا کشتن
limnologist
زیست شناس جانوران اب شیرین
vivarium
جای نگاهداری جانوران زمینی
aquaria
نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
animalcular
وابسته به جانوران ذره بینی
achordata
جانوران فاقد ستون فقرات
aquarium
نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
aquariums
نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
zoometry
اندازه گیری اندامهای جانوران
epizootic
منتشر شونده درمیان جانوران
gamekeepers
متصدی جانوران شکاری قرقچی
gamekeeper
متصدی جانوران شکاری قرقچی
weasel
جانوران پستاندار شبیه راسو
seafood
غذاهای مرکب از جانوران دریایی
weasels
جانوران پستاندار شبیه راسو
incestuous
وابسته به جفت گیری جانوران از یک جنس
polyzoic
مرکب از شبه جانوران بسیار پرزیوگانی
foraminifer
جنسی از جانوران ریز ریشه پای
chitin
جسم استخوانی درپوشش بعضی جانوران
polyphagous
تغذیه کننده برگیاهان یا جانوران متعدد
foot and mouth
یکجور ناخوشی واگیردار با تب در جانوران شاخدار
verminate
تولید حشرات یا جانوران موذی کردن
humane killer
تپانچه ویژه برای بی زجرکشتن جانوران
zootechny
روش تربیت و رام کردن جانوران
zootechny
فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
zootechnics
فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
zootechnics
روش تربیت ورام کردن جانوران
fauna
کلیه جانوران یک سرزمین یایک زمان
zoography
علم توصیف جانوران وخوی انان
rodenticide
دارو یا عامل کشنده جانوران جونده
pond life
جانوران بی مهره
[که دراستخرها و حوض ها زیست می کنند.]
awn
الت مذکر بعضی از جانوران خزنده و کرمها
Aborigines
سکنه اولیه یک کشور جانوران و گیاهان بومی
chine
مهره استخوان پشت جانوران گوشت مازه
herd book
نژادنامه برخی جانوران همچون گاو وخوک
sea fire
شب تابی دریا دراثر جانوران شب تاب وغیره
inbreed
پرورش دادن از جانوران هم تیره تخم کشیدن
pinfold
جانوران ولگرد درتوقیف گاه نگاه داشتن
lethal chamber
اطاق ویژه برای راحت کشتن جانوران
Are animals able to think ?
آیا جانوران قادربه فکر کردن هستند ؟
outbreed
جفت گیری کردن انواع مختلف جانوران
Walls have ears
<idiom>
دیوار موش دارد و موش گوش دارد
[اصطلاح]
labor theory of value
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
roe
أشپل
[تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی]
[ماهیگیری]
aquaria
شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
hard roe
أشپل
[تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی]
[ماهیگیری]
omnivora
جانوران همه چیزخوار مانند خوک و اسب ابی
aquarium
شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
hard roe
اشبل
[تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی]
[ماهیگیری]
roe
اشبل
[تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی]
[ماهیگیری]
Brit
جانوران ریز دریایی که خوراک نهنگ و ماهیان بزرگاند
oestrual
در باب موقعی گفته میشود که جانوران فحل ایند
zootechnician
کارشناس تربیت حیوانات ویژه گر اهلی کردن جانوران
aquariums
شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
drag net
توریادامی که روی زمین بکشندکه همه جانوران رایکجابگیرد
Brits
جانوران ریز دریایی که خوراک نهنگ و ماهیان بزرگاند
fossiliferous
فسیل مانند سنگواره مانند
lanugo
کرکی که در روی جنین انسان و برخی جانوران دیده میشود
inbreeding
تخم کشی از جانوران هم تیره تولید و تناسل در میان هم نژادها
heteromorphic
جور بجور شونده دارای شکلهای گوناگون جانوران دگردیس
zero insertion force socket
[قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
zoophyte
انواع جانوران مهره داری که رشد انها شبیه گیاه میباشد
energy transition
عبور انرژی
[ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
galantine
خوراک سرد گوشت گوساله وجوجه و دیگر جانوران که استخوان ان را در اورده باشند
enclave economices
اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
walls here ears
دیوار موش دارد موش گوش دارد
totem poles
تیر یا چوبی که نقوش جانوران محافظ قبایل مختلف سرخ پوستان روی ان منقوش بوده
totem pole
تیر یا چوبی که نقوش جانوران محافظ قبایل مختلف سرخ پوستان روی ان منقوش بوده
notochord
نخستین محور تیره پشت میله غضروفی که در پشت جانوران است
hemoglobin
ماده رنگی اهن دار گویچههای قرمز خون جانوران مهره دار
macrocephalic
بزرگ سر
propylon
در بزرگ
graves
بزرگ
grave
بزرگ
extensive
بزرگ
egregious
بزرگ
spankings
بزرگ
spanking
بزرگ
eminent
بزرگ
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com