English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 48 (6 milliseconds)
English Persian
traffic density سنگینی شد امد
Search result with all words
overweight سنگینی زیاد
overweight سنگینی کردن
drowsiness کسالت یا سنگینی خواب
drag چیز سنگینی که روی زمین کشیده میشود
dragged چیز سنگینی که روی زمین کشیده میشود
drags چیز سنگینی که روی زمین کشیده میشود
ballast هرچیز سنگینی چون شن و ماسه که در ته کشتی میریزند تا از واژگون شدنش جلوگیری کند
ballast سنگینی شن و خرده سنگی که درراه اهن بکارمیرود
lb سنگینی مسکوکات راسنجیدن
lbs سنگینی مسکوکات راسنجیدن
lethargy سنگینی رخوت
heavily به سنگینی
gravity سنگینی
gravitation سنگینی
weight سنگینی
slowness سنگینی
ponderously سنگینی
absolute gravity سنگینی مطلق
absolute specific gravity سنگینی ویژه مطلق
avoirdupois سنگینی وزن
barology علم ثقل یا سنگینی
deadweight سنگینی وزن
demureness سنگینی
drowsihead سنگینی خواب
graveness سنگینی
heaviness به سنگینی
hypacousia سنگینی گوش
hypacusia سنگینی گوش
it pulls its weight نسبت به سنگینی خودش خوب می کشد
mass of maneuver سنگینی حرکات یکان
massiness سنگینی
metamer جسمی که در ترکیب و سنگینی با جسم دیگر برابرولی درخواص شیمیایی است
ponderance سنگینی
ponderosity سنگینی
ponderousness سنگینی
profoundness سنگینی رسوخ یا نفوذزیاد
queasiness سنگینی خوراک
specific weight سنگینی ویژه
to weigh down سنگینی کردن بر پایین اوردن شکسته شدن
weightiness سنگینی
gravitas سنگینی
A big load was taken off my back. بار سنگینی از دوشم برداشته شد
There was a heavy fall of snow (snow-fall). برف سنگینی بارید
Lead is a heavy metal. سرب فلز سنگینی بارید
hhhزينhhh hhhaaaي سن?يني رaaaمتحمل شدن هزینه های سنگینی رامتحمل شدن
The crime lies heavily on his conscience. جنایت اش بار سنگینی بر وجدان اواست
a hefty bill صورتحساب سنگینی
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com