English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English Persian
fireball سنگ اسمانی بزرگ
fireballs سنگ اسمانی بزرگ
Other Matches
luminary جرم اسمانی جرم نورافکن اسمانی
luminaries جرم اسمانی جرم نورافکن اسمانی
olympiad اسمانی
spheric اسمانی
sky blue اسمانی
heavenly اسمانی
skyey اسمانی
etherean اسمانی
skiey اسمانی
empyreal اسمانی
heavenliness اسمانی
celestial اسمانی
supernal اسمانی
heaven born اسمانی
My grandparents are six feet under. <idiom> پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
sky wave امواج اسمانی
celestial machine مکانیک اسمانی
meteorites سنگهای اسمانی
meteorites سنگ اسمانی
celestrial body جسم اسمانی
bolide سنگ اسمانی
bolid سنگ اسمانی
angelic or ical فرشته خو اسمانی
aerolite or lith سنگ اسمانی
celectial poles قطبهای اسمانی
celeste ابی اسمانی
celestial equator استوای اسمانی
celestrial bodies اجرام اسمانی
meteorite سنگ اسمانی
meteorite سنگهای اسمانی
d. insiration الهام اسمانی
manna مائده اسمانی
heavenly bodies اجرام اسمانی
heavenly body جسم اسمانی
rhenish wine شراب اسمانی
supramundane اسمانی علوی
meteoroid سنگ اسمانی
ethereal لطف اسمانی
poles of the universe قطبهای اسمانی
big game صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
macropterous دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
fossil آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
museum piece آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
celestial meridian نصف النهار اسمانی
heaven born خدایی اسمانی نژاد
empyrean کره اتش اسمانی
meteorites سنگ اسمانی اسمانسنگ
meteorite or rolite سنگ اسمانی شخانه
meteorite سنگ اسمانی اسمانسنگ
micrometeorite سنگ اسمانی خیلی ریز
schematism تلفیق واجتماع اجرام اسمانی
meteor تیر شهاب سنگ اسمانی
meteors تیر شهاب سنگ اسمانی
celestrial body جسم سماوی جرم اسمانی
heavenly body جرم اسمانی جسم سماوی
scripture تورات وانجیل کتاب اسمانی
scriptures تورات وانجیل کتاب اسمانی
phototelescope دوربین عکس برداری ار کرههای اسمانی
cherubim فرشتگان اسمانی بصورت بچه بالدار
cherub فرشتگان اسمانی بصورت بچه بالدار
planetesimal اجرام کوچک وبی شمار اسمانی
cherubs فرشتگان اسمانی بصورت بچه بالدار
constellatory وابسته بصورت اسمانی-مانند صورت فلکی
gloriole تاج اسمانی که نصیب نفس کشندگان میشود
asteroid سیارات صغارمابین مریخ و مشتری شهاب اسمانی
asteroids سیارات صغارمابین مریخ و مشتری شهاب اسمانی
precipitation نزولات اسمانی مانند برف تگرگ و غیره
heliometry پیمایش قوسهای اسمانی یافاصلههای ستارگان قطرپیمایی خورشید
grandparents پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandparent پدر بزرگ یا مادر بزرگ
so large چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandam مادر بزرگ ننه بزرگ
dosimeter وسیله اندازه گیری اشعه ماوراء بنفش در تابشهای خورشیدی و اسمانی
cray نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
erastianism سیستم فکری که وجود هرنوع منشاء الهی و اسمانی رابرای سلطنت و کلیسا نفی میکند
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
etherealize اسمانی کردن تصفیه کردن
immane بزرگ
bulkiest بزرگ
massive بزرگ
long ton تن بزرگ
macro بزرگ
macrocephalic بزرگ سر
magacephalic بزرگ سر
bulkier بزرگ
massively بزرگ
king size بزرگ
large sized بزرگ
hugeous بزرگ
of a large size بزرگ
bulky بزرگ
headmen بزرگ
headman بزرگ
large sized a بزرگ
considerably large بس بزرگ
dignified بزرگ
voluminous بزرگ
great- بزرگ
great بزرگ
doyenne زن بزرگ
doyennes زن بزرگ
gates در بزرگ
smallest بزرگ نه
smaller بزرگ نه
small بزرگ نه
eminent بزرگ
extensive بزرگ
gravest بزرگ
greatest بزرگ
grave بزرگ
majestic بزرگ
adult بزرگ
adults بزرگ
mightier بزرگ
mightiest بزرگ
mighty بزرگ
full bottomed بزرگ
egregious بزرگ
decuman بزرگ
gate در بزرگ
canis majoris سگ بزرگ
canis major سگ بزرگ
bandog سگ بزرگ
big بزرگ
bigger بزرگ
biggest بزرگ
graves بزرگ
large بزرگ
wallopings بزرگ
walloping بزرگ
swith بزرگ
spankings بزرگ
spanking بزرگ
jumbos بزرگ
megapod بزرگ پا
grossing بزرگ
larger بزرگ
stour بزرگ
grosses بزرگ
paternal grandmother نه نه بزرگ
vast بزرگ
swingeing بزرگ
extra بزرگ
largest بزرگ
enormous بزرگ
extra- بزرگ
extras بزرگ
jumbo بزرگ
majoring بزرگ
grosser بزرگ
propylon در بزرگ
grossed بزرگ
highs بزرگ
highest بزرگ
majuscular بزرگ
majuscule بزرگ
vasty بزرگ
high بزرگ
major بزرگ
majored بزرگ
gross بزرگ
nonus بزرگ
grossest بزرگ
blundered اشتباه بزرگ
blunder اشتباه بزرگ
blunders اشتباه بزرگ
platters بشقاب بزرگ
blundering اشتباه بزرگ
on a grand scale <adv.> در مقیاس بزرگ
alcove طاقچه بزرگ
achievement کار بزرگ
platter بشقاب بزرگ
paterfamilias بزرگ خانواده
land mass سرزمین بزرگ
heavyweights بزرگ و سنگین
heavyweight بزرگ و سنگین
ursae majoris خرس بزرگ
mausoleum ارامگاه بزرگ
mausoleums ارامگاه بزرگ
aggrandise بزرگ کردن
aggrandise بزرگ شدن
aggrandize بزرگ کردن
ursa major خرس بزرگ
antrum غار بزرگ
arch enemy دشمن بزرگ
zooms بزرگ کردن
zoomed بزرگ کردن
a large car یک اتومبیل بزرگ
bring up <idiom> بزرگ کردن
land masses سرزمین بزرگ
magnification بزرگ نمایی
magnifications بزرگ نمایی
zoom بزرگ کردن
arch fiend دیو بزرگ
swells بزرگ شدن
tankard ابخوری بزرگ
tankards ابخوری بزرگ
hunk تکه بزرگ
grand بزرگ مهم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com