English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 305 (16 milliseconds)
English Persian
catapult سنگ انداز
catapulted سنگ انداز
catapulting سنگ انداز
catapults سنگ انداز
ballista سنگ انداز
Search result with all words
thundering صاعقه انداز
deposit پس انداز
deposits پس انداز
ramp پیچ دست انداز
ramps پیچ دست انداز
panorama چشم انداز
panoramas چشم انداز
vista منظره مشهود از مسافت دور چشم انداز
vistas منظره مشهود از مسافت دور چشم انداز
scoop خاک انداز
scooped خاک انداز
scooping خاک انداز
scoops خاک انداز
save پس انداز کردن
save نجات دادن پس انداز کردن
saved پس انداز کردن
saved نجات دادن پس انداز کردن
saves پس انداز کردن
saves نجات دادن پس انداز کردن
view چشم انداز قضاوت
viewed چشم انداز قضاوت
viewing چشم انداز قضاوت
views چشم انداز قضاوت
landscape چشم انداز بامنظره تزئین کردن
landscape چشم انداز
landscaped چشم انداز بامنظره تزئین کردن
landscaped چشم انداز
landscapes چشم انداز بامنظره تزئین کردن
landscapes چشم انداز
landscaping چشم انداز بامنظره تزئین کردن
landscaping چشم انداز
hooker قلاب انداز
hookers قلاب انداز
ledge لبه دست انداز
ledges لبه دست انداز
scope چشم انداز
perspective چشم انداز
perspective عمق نمایی چشم انداز
perspectives چشم انداز
perspectives عمق نمایی چشم انداز
prospect دور نما چشم انداز
prospect چشم انداز
prospected دور نما چشم انداز
prospected چشم انداز
prospecting دور نما چشم انداز
prospecting چشم انداز
prospects دور نما چشم انداز
prospects چشم انداز
bump دست انداز جاده
bump دست انداز
pothole گودی یا دست انداز
pothole دست انداز
potholes گودی یا دست انداز
potholes دست انداز
napkin پیش انداز
napkins پیش انداز
deposit account حساب پس انداز
deposit accounts حساب پس انداز
clearing bank بانک پس انداز
clearing banks بانک پس انداز
dustpan خاک انداز
dustpans خاک انداز
shovel خاک انداز
shoveled خاک انداز
shoveling خاک انداز
shovelled خاک انداز
shovelling خاک انداز
shovels خاک انداز
overlook چشم انداز
overlooked چشم انداز
overlooking چشم انداز
overlooks چشم انداز
trapper تله انداز
trappers تله انداز
starter راه انداز
starters راه انداز
bumpier پر از دست انداز
bumpiest پر از دست انداز
bumpy پر از دست انداز
boot روی یک دیسک سخت با بیشتر از یک بخش بخشی که حاوی برنامه راه انداز و سیستم عامل است
boot دیسک خاصی که حاوی برنامه راه انداز ونرم افزار سیستم عامل است
auto سیستم کامپیوتری که یک تابع راه انداز را پس ازشروع مقداردهی اولیه میکند
autos سیستم کامپیوتری که یک تابع راه انداز را پس ازشروع مقداردهی اولیه میکند
rocket launcher موشک انداز
rocket launchers موشک انداز
bowler توپ انداز
bowlers توپ انداز
martinet ادم با انضباط وسخت گیر سخت گیری وانضباط خشک منجنیق سنگ انداز
martinets ادم با انضباط وسخت گیر سخت گیری وانضباط خشک منجنیق سنگ انداز
stevedore کارگر بار انداز
stevedores کارگر بار انداز
lookout چشم انداز
lookouts چشم انداز
fireman سوخت انداز
firemen سوخت انداز
puddle دست انداز
puddles دست انداز
ringer طنین انداز
ringers طنین انداز
bomber بمب انداز
Other Matches
average propensity to save میل متوسط به پس انداز نسبتی از درامد که به پس انداز اختصاص می یابد
saving institutions موسسات پس انداز شرکتهای پس انداز
deflection board طرح تیر خمپاره انداز میز تصحیح سمت خمپاره انداز
mortar report گزارش تیراندازی خمپاره انداز دشمن گزارش تیرخمپاره انداز
unintended saving پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
mid wicket توپزن نزدیک توپ انداز توپگیر طرفین میله نزدیک توپ انداز
thrift پس انداز
irrigator اب انداز
ex post saving پس انداز
aggregate saving پس انداز کل
forehanded پس انداز کن
saving پس انداز
ex ante saving پس انداز
saver پس انداز کن
savings پس انداز
fire teazer اتش انداز
foot cloth پای انداز
footcloth پای انداز
fire teazer سوخت انداز
firer سوخت انداز
fluter چین انداز
feller درخت انداز
hand rail دست انداز
mobilization of savings بسیج پس انداز
missile man موشک انداز
missile launcher موشک انداز
mobilization of savings تجهیز پس انداز
line starter راه انداز خط
jaculator نیزه انداز
jack ketch طناب انداز
intriguer پشت هم انداز
intriguant پشت هم انداز
intrigant پشت هم انداز
initiator terminator راه انداز
howitzer خمپاره انداز
grenadier نارنجک انداز
ejector بیرون انداز
parapets دست انداز
parapet دست انداز
divisive تفرقه انداز
outlook چشم انداز
lay-bys پس انداز کردن
lay-by پس انداز کردن
lay by پس انداز کردن
scenes چشم انداز
scene چشم انداز
traffickers پشت هم انداز
trafficker پشت هم انداز
scenery چشم انداز
abortifacient بچه انداز
actual saving پس انداز واقعی
ecbolic جنین انداز
dissaving پس انداز منفی
discobolus دایره انداز
crapshooter طاس انداز
forced saving پس انداز اجباری
compulsory saving پس انداز اجباری
cannoneer توپ انداز
buttonhook دکمه انداز
bumpiness دست انداز
bank of deposit صندوق پس انداز
bank of deposit بانک پس انداز
drivers راه انداز
road hole دست انداز
rough <adj.> پر دست انداز
bumpy <adj.> پر دست انداز
save money پس انداز کردن
salt away <idiom> پس انداز کردن
mouth-watering دهان آب انداز
unsaved پس انداز نشده
torpedo tube اژدر انداز
to lay up پس انداز کردن
to lay aside پس انداز کردن
view چشم انداز
trustee savings bank صندوق پس انداز
penny bank صندوق پس انداز
provident bank صندوق پس انداز
savings bank صندوق پس انداز
thrift institutions موسسات پس انداز
theory of saving نظریه پس انداز
the t. صاعقه انداز
releaser راه انداز
saving rate نرخ پس انداز
rate of saving نرخ پس انداز
propensity to save گرایش به پس انداز
procrastinator تعویق انداز
private saving پس انداز خصوصی
postponer تاخیر انداز
personal saving پس انداز شخصی
permanent saving پس انداز دائمی
paysage چشم انداز
paradox of thrift تناقض پس انداز
net saving پس انداز خالص
negative saving پس انداز منفی
retardant عقب انداز
reverberative طنین انداز
stoker سوخت انداز
springer کمند انداز
splitter نفاق انداز
spearman نیزه انداز
savings bank صندوق پس انداز
savings account حساب پس انداز
saving ratio نسبت پس انداز
saving motive انگیزه پس انداز
saving function تابع پس انداز
saving equation معادله پس انداز
saving bank بانک پس انداز
saving account حساب پس انداز
national saving پس انداز ملی
driver راه انداز
mortars خمپاره انداز
mortar خمپاره انداز
sonorous طنین انداز
bombers بمب انداز
party parpet دست انداز مشترک
passbook دفترچه حساب پس انداز
shedder جانور پوست انداز
net business saving پس انداز خالص شرکتها
sock away پول پس انداز کردن
saving and loan associations شرکتهای پس انداز و وام
starting box رئوستای راه انداز
releasing factors عاملهای راه انداز
steam shovel خاک انداز بخاری
starter motor armature ارمیچر راه انداز
rheostatic starter راه انداز رئوستایی
primary coil پیچک راه انداز
resonantly بطور طنین انداز
starter coil کویل راه انداز
saveable پس انداز کردنی اندوختنی
theory of saving نظریه مربوط به پس انداز
three phase starter راه انداز سه فاز
petarder سرباز بمب انداز
soldier's deposits حسابهای پس انداز سربازان
starting rheostat رئوستای راه انداز
motor starter موتور راه انداز
counter mortar اتش ضد خمپاره انداز
air pocket دست انداز هوایی
folly چشم انداز ساختمان
cat-stones دست انداز پلکانی
dissave بدون پس انداز ماندن
exciter مولد راه انداز
floorer ضربت زمین انداز
saving رستگار کننده پس انداز
trust fund وجوه پس انداز شده
antitank launcher موشک انداز ضد تانک
army deposit fund پس انداز انفرادی افراد
bootstrap خود راه انداز
foot starter راه انداز پایی
grenadier یکان نارنجک انداز
lay aside پس انداز کردن انداختن
very pistol طپانچه فشفشه انداز
lancer تشر زن نیزه انداز
wealth saving relationship رابطه ثروت و پس انداز
lever stater راه انداز اهرمی
nest egg <idiom> پول پس انداز شده
mangonel منجنیق سنگ انداز
kick starter راه انداز پایی
jounce دست انداز داشتن
missile destroyer ناوشکن موشک انداز
gun bus هواپیمای توپ انداز
hand rail دست انداز نرده
infernal machine ماشین اتش انداز
intended saving پس انداز مورد انتظار
marginal propensity to save میل نهائی به پس انداز
starting torque گشتاور پیچشی راه انداز
to save for retirement برای بازنشستگی پس انداز کردن
his equitable savings and loan building [پس انداز عادلانه و ساختمان وام
foot operated starting switch کلید راه انداز پایی
uppish باد در خیشوم انداز فوقانی
blocking oscillator driver راه انداز اوسیلاتور انسدادی
bootstrap راه انداز بند کفشی
missile crusier رزم ناو موشک انداز
mid on توپگیر طرف توپ انداز
fast bowler توپ انداز پرتاب سریع
bootstrap loader بارکننده خود راه انداز
bootstrap routine روال خود راه انداز
bowler's thumb درد شست توپ انداز
bowling average میانگین امتیازهای توپ انداز
discobolus وزنه پرت کن حلقه انداز
magnet type starter راه انداز نوع مغناطیسی
granadier درخت انار نارنجک انداز
guided missile destroyer ناو شکن موشک انداز
rail دست انداز کمرکش در و پنجره
planned saving پس انداز برنامه ریزی شده
self asserting خود را جلو انداز خودبیانگر
savings and loan association صندوق پس انداز تعاونی ورهنی
saving function صورت مقدار پس انداز درامدشخص
separately excited مولد با راه انداز جداگانه
printer driver برنامه راه انداز چاپگر
bootstrap loader باز کننده خود راه انداز
starting motor راه انداز [استارتر] [اتومبیل رانی ]
starter motor راه انداز [استارتر] [اتومبیل رانی ]
jolt دست انداز داشتن تکان خوردن
jolted دست انداز داشتن تکان خوردن
database driver برنامه راه انداز پایگاه داده
chuckhole دست انداز یا جای چرخ درجاده
jolting دست انداز داشتن تکان خوردن
jolts دست انداز داشتن تکان خوردن
starter راه انداز [استارتر] [اتومبیل رانی ]
guard rail نرده دست انداز راه پله
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com