English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
English Persian
kerb stone سنگ حاشیه سنگ بست
Search result with all words
offset حاشیه صحافی
offsetting حاشیه صحافی
list حاشیه
flow درج متن در قالب کاغذ در سیستم DTP متن و فضای اطراف کاغذ و بین حاشیه ها
flowed درج متن در قالب کاغذ در سیستم DTP متن و فضای اطراف کاغذ و بین حاشیه ها
flows درج متن در قالب کاغذ در سیستم DTP متن و فضای اطراف کاغذ و بین حاشیه ها
notation بخاطر سپاری حاشیه نویسی
notations بخاطر سپاری حاشیه نویسی
bind حاشیه پهن در یک صفحه چاپ شده
binds حاشیه پهن در یک صفحه چاپ شده
indent شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
indent فضا از حاشیه سمت چپ هنگام شروع یک خط از متن
indenting شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
indenting فضا از حاشیه سمت چپ هنگام شروع یک خط از متن
indents شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
indents فضا از حاشیه سمت چپ هنگام شروع یک خط از متن
gloss حاشیه
gloss حاشیه نوشتن بر
zone محل متن در سمت چپ حاشیه راست متن کلمه پرداز , اگر کلمهای به درستی در انتهای خط جا نشود , یک فضای خالی به صورت خودکار ایجاد میشود
zones محل متن در سمت چپ حاشیه راست متن کلمه پرداز , اگر کلمهای به درستی در انتهای خط جا نشود , یک فضای خالی به صورت خودکار ایجاد میشود
waste تعدی و تفریط مستاجر یا متصرف در عین مستاجره یا مورد تصرف درمدت اجاره حاشیه جاده
wastes تعدی و تفریط مستاجر یا متصرف در عین مستاجره یا مورد تصرف درمدت اجاره حاشیه جاده
panel نقاشی بروی تخته نقوش حاشیه دارکتاب اعضای هیئت منصفه فهرست هیئت یاعدهای که برای انجام خدمتی اماده اند
panel قاب گذاردن حاشیه زدن به
panels نقاشی بروی تخته نقوش حاشیه دارکتاب اعضای هیئت منصفه فهرست هیئت یاعدهای که برای انجام خدمتی اماده اند
panels قاب گذاردن حاشیه زدن به
right مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد
right ایجاد حاشیه سمت راست به طوری که متن به صورت صاف قرار گیرد
righted مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد
righted ایجاد حاشیه سمت راست به طوری که متن به صورت صاف قرار گیرد
righting مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد
righting ایجاد حاشیه سمت راست به طوری که متن به صورت صاف قرار گیرد
border حاشیه
border حاشیه گذاشتن
border حاشیه دار کردن
border حاشیه زه
bordered حاشیه
bordered حاشیه گذاشتن
bordered حاشیه دار کردن
bordered حاشیه زه
bordering حاشیه
bordering حاشیه گذاشتن
bordering حاشیه دار کردن
bordering حاشیه زه
profit margin حاشیه سود
profit margins حاشیه سود
edge لبه اسکی حاشیه صفحه شطرنج
edges لبه اسکی حاشیه صفحه شطرنج
rimmed حاشیه دار
fringed حاشیه دار
frilled حاشیه دار
frizzly حاشیه دار
frizzy حاشیه دار
fuller حدیده حاشیه دار
print طبق کدهای توکار و... برای تنظیم حاشیه
printed طبق کدهای توکار و... برای تنظیم حاشیه
prints طبق کدهای توکار و... برای تنظیم حاشیه
tot سرجمع حاشیه نویسی
tots سرجمع حاشیه نویسی
alley حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleys حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleyways حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
range جابجایی متن برای تظیم شدن در حاشیه چپ , انتقال محتوای کلمه به لبه سمت چپ
ranged جابجایی متن برای تظیم شدن در حاشیه چپ , انتقال محتوای کلمه به لبه سمت چپ
ranges جابجایی متن برای تظیم شدن در حاشیه چپ , انتقال محتوای کلمه به لبه سمت چپ
welt حاشیه چرمی دور چیزی مغزی
welts حاشیه چرمی دور چیزی مغزی
margin حاشیه
margin اندک حاشیه دار کردن
margin مشخص کردن اندازه و حاشیه
margins حاشیه
margins اندک حاشیه دار کردن
margins مشخص کردن اندازه و حاشیه
commentate حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentated حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentates حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentating حاشیه نوشتن یادداشت کردن
hem حاشیه دارکردن
hemmed حاشیه دارکردن
hemming حاشیه دارکردن
hems حاشیه دارکردن
frill حاشیه چین دار
frill حاشیه دوختن بر
frills حاشیه چین دار
frills حاشیه دوختن بر
marge حاشیه
marge حاشیه دارکردن
brim حاشیه
brimmed حاشیه
brimming حاشیه
brims حاشیه
purl حاشیه حلقه دود یا بخار
purled حاشیه حلقه دود یا بخار
purling حاشیه حلقه دود یا بخار
purls حاشیه حلقه دود یا بخار
kerb حاشیه پیاده رو
kerbs حاشیه پیاده رو
flounce چین دار کردن حاشیه لباس
flounced چین دار کردن حاشیه لباس
flounces چین دار کردن حاشیه لباس
Other Matches
rosette border حاشیه گل و بوته [اینگونه حاشیه ها هم بوصرت کاملا متقارن با استفاده از گل های باز شده بزرگ و کوچک و هم بصورت پیچشی قسمت حاشیه را تزئین می کند.]
Zipper selvage حاشیه زیپ شکل [در مناطق کرد نشین شرق ترکیه عده ای از بافندگان حاشیه های فرش خود را بصورت دندانه زیپ می بافند بطوری که کل حاشیه شکل یک زیپ بسته را نشان می دهد.]
minor border حاشیه فرعی [حاشیه کناری] [این طرح بصورت نواری باریک در کنار حاشیه اصلی قرار دارد و تعداد آن بستگی به محل بافت و نوع طرح متفاوت است. معمولا بین دو تا هشت عدد متغیر است.]
Kufic border حاشیه کوفی [این نوع حاشیه بافی دیگر کمتر رایج بوده و اقتباسی است از خط کوفی]
ragged متن چاپ شده با حاشیه سمت راست هم سطح و حاشیه سمت چپ غیر مسط ح
ragged متن چاپ شده با حاشیه سمت چپ هم سطح , حاشیه سمت راست غیر مسط ح
frieze حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه
friezes حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه
turtle border حاشیه سماوری [در بعضی از فرش های ساروق، هراتی و مناطق دیگر در حاشیه از طرححی سماور کل استفاده می کنند که عده ای آنرا شبیه لاک پشت نیز دانسته اند.]
cloud band border [حاشیه ترکیبی از شکل نعل اسب و ابر آسمان بصورت امواج و شکل اس لاتین که کل فضای حاشیه را پر می کند . این طرح در قالی بافته شده در قرن شانزدهم میلادی در ایران نیز مشاهده شده است.]
reciprocal border حاشیه قرینه [گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
Herati border طرح حاشیه هراتی [این حاشیه یا با استفاده از گل های شاه عباسی و یا بصورت پیچشی از گل ها، شکوفه ها و پیچک های اسلیمی که برگ های شاه عباسی از آن آویزان شده اند جلوه گر شده.]
gadroon اشکال تزئینی محدب حاشیه بشقاب و فروف قدیمی اشکال تزئینی محدب حاشیه یقه
rainbow border حاشیه رنگین کمان [در فرش های چینی گاه در پایین فرش و گاه اطراف حاشیه فرش را با رنگ های مختلف تزئین می کنند که حالتی از رنگین کمان را نشان میدهد.]
skirter حاشیه رو
rims حاشیه
border line خط حاشیه
rim حاشیه
marginally در حاشیه
selvage حاشیه
brink حاشیه
marginal حاشیه
selvedge حاشیه
braids حاشیه
braided حاشیه
braid حاشیه
rand حاشیه
kerb=curb حاشیه
fimbriation حاشیه
listel حاشیه
margent حاشیه
marginal note حاشیه
marginate حاشیه
margine حاشیه
outskirt حاشیه
fringe حاشیه
postil حاشیه
frilling حاشیه
verges حاشیه
draft حاشیه
skirt حاشیه
fringes حاشیه
draught حاشیه
verge حاشیه
skirts حاشیه
skirted حاشیه
apostil حاشیه
fimbriate حاشیه دار
annotates حاشیه نوشتن
fimbriated حاشیه دار
fixing حاشیه ریشه
sewing حاشیه دوزی
frieze حاشیه ارایشی
rims لبه حاشیه
annotator حاشیه نویس
rim لبه حاشیه
annotation حاشیه نویسی
edgings حاشیه یابی
bleeding edge حاشیه نقشه
friezes حاشیه ارایشی
marginally بطور حاشیه
marginal وابسته به حاشیه
annotated حاشیه نوشتن
annotating حاشیه نوشتن
circumstantiality حاشیه پردازی
annotate حاشیه نوشتن
divagation حاشیه روی
drawnwork حاشیه دوزی
emarginate برداشتن حاشیه از
braided نوار حاشیه
edging حاشیه یابی
annotations حاشیه نویسی
braids نوار حاشیه
buffer distance حاشیه امنیت
braid نوار حاشیه
marginalizing در حاشیه قراردادن
marginalizes در حاشیه قراردادن
marginalized در حاشیه قراردادن
marginalize در حاشیه قراردادن
marginalising در حاشیه قراردادن
marginalises در حاشیه قراردادن
marginalised در حاشیه قراردادن
border حاشیه فرش
anconis حاشیه تزئین
ancon حاشیه تزئین
unresolved corners حاشیه متقاطع
to leave a margin حاشیه گذاشتن
scholiast حاشیه نویس
lister حاشیه دوز
marginalia یادداشتهای حاشیه
margent حاشیه کتاب
limbate حاشیه دار
laciniate حاشیه دار
fringy حاشیه دار
impluse margine حاشیه ایمپولز
laciniated حاشیه دار
chitlings حاشیه چین دار
furbelow حاشیه چین دار
fringes حاشیه دار کردن
cushion-course [حاشیه تزئینی نازبالش]
fringe حاشیه دار کردن
anathyrosis تراشیدن حاشیه سنگ
crab border حاشیه خرچنگی [فرش]
edge of rug لبه و حاشیه فرش
sheetlines خطوط حاشیه نقشه
tat توری حاشیه بافتن
tat حاشیه توری گذاشتن
tatting توری حاشیه لباس
to margin the text of a book در حاشیه گذاشتن کتاب
candlewick نخ پنبهای حاشیه دوزی
purfle ارایش حاشیه دوزی
chitlins حاشیه چین دار
chitterlings حاشیه چین دار
purfle حاشیه راتزئین کردن
crisfate دارای حاشیه موجی
cylinder skirt حاشیه یا دامنه سیلندر
drawnwork حاشیه توری پارچه
binding offset حاشیه جبران شیرازه
annotation symbol علامت حاشیه نویسی
sinuate دارای حاشیه موجی
solvency margin حاشیه عدم اعسار
frieze حاشیه زینتی دادن به
friezes حاشیه زینتی دادن به
repand دارای حاشیه موجی
purfle حاشیه دوزی کردن
froufrou حاشیه دوزی حشو وزوائد
elevation of security بالا بردن حاشیه امنیت
fretwork برجسته کاری حاشیه گذاری
fimbria حاشیه ریشه دار شرابه
tat دارای حاشیه توری کردن
fagot ریشه کردن حاشیه پارچه
faggot ریشه کردن حاشیه پارچه
antepagmentum حاشیه های تزئینی درگاه
antepagment حاشیه های تزئینی درگاه
faggots ریشه کردن حاشیه پارچه
rims لبه داریا حاشیه دارکردن
rim لبه داریا حاشیه دارکردن
border break ادامه محوطه نقشه تا حاشیه ان
bleeding edge حاشیه مخصوص ثبت اطلاعات حاشیهای
border break ادامه دادن اطلاعات نقشه تا حاشیه ان
flouncing چین دار کردن حاشیه لباس
minimum clearance حداقل حاشیه امنیت بالای مانع
oil scraper رینگی در پایین یا حاشیه پایینی پیستون
skirted دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به
skirt دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به
purfling حاشیه ارایش دارخاتم کاری شده
soutache حاشیه دوزی زری ویراق لباس
left justification زوج کردن حاشیه سمت چپ متن
lambrequin نقوش رنگی حاشیه فروف چینی
justifying چاپ گرفتن با حاشیه سمت چپ مستقیم
justify چاپ با حاشیه مستقیم در سمت راست
skirts دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به
pages با قالب و حاشیه و نمایش گرافیکی مختلف
justify چاپ گرفتن با حاشیه سمت چپ مستقیم
justifying چاپ با حاشیه مستقیم در سمت راست
justifies چاپ گرفتن با حاشیه سمت چپ مستقیم
architrave-cornice [پیشانی ستون بدون حاشیه ی تزئینی]
justifies چاپ با حاشیه مستقیم در سمت راست
page با قالب و حاشیه و نمایش گرافیکی مختلف
paged با قالب و حاشیه و نمایش گرافیکی مختلف
antefix [حاشیه تزئینی کتیبه ها در مقبره های کلاسیک]
antefixum [حاشیه تزئینی کتیبه ها در مقبره های کلاسیک]
left justify دستور چاپ که حاشیه سمت چپ متن را از رج میکند
lacevi بستن با بند سفت کردن حاشیه دارکردن
scholium حاشیه نویسی برمتن کتاب شرح وتفسیر
masorete کاتب حاشیه نویس بر کتب عهد عتیق
needle work سوزن دوزی [برای تزئین حاشیه و یا طرح فرش]
gutters فضای خالی یا حاشیه درونی بین در صفحه مقابل
founcing شلپ وشلپ راه رفتن حاشیه چین دار
gutter فضای خالی یا حاشیه درونی بین در صفحه مقابل
crest clearing graph نمودار تعیین کمترین درجه مربوط به حاشیه امنیت مانع
sound frack محل مخصوص ضبط صوت برروی حاشیه فیلم ناطق
justification انتقال بیتهای داده یا حروف به راست یا چپ یا حاشیه مستقیم پیدا کنند
carnation border حاشیه گل میخکی که در فرش های آسیایی خصوصا هندی دیده می شود
garboard پایین ترین حاشیه چوبی یااهنی که روی حمال کشتی قرارمیدهند
justifications انتقال بیتهای داده یا حروف به راست یا چپ یا حاشیه مستقیم پیدا کنند
thunderhead توده ابری که حاشیه اش سفیداست وقبل از رعد وبرق دراسمان فاهر میشود
ragged قسمتی که در وسط صفحه قرار ندارد , متن با حاشیه سمت راست نامسط ح
unformatted 1-فایل متن که حاوی هیچ دستور فرمت , حاشیه یا نحوه نوشتن نباشد.2-
godroon اشکال محدب حاشیه بشقاب وفروف قدیمی که برای زینت ترسیم میشود
justify تغییر فضای بین کلمات یا حروف در متن به طوری که حاشیه راست و چپ مستقیم شود
justifying تغییر فضای بین کلمات یا حروف در متن به طوری که حاشیه راست و چپ مستقیم شود
justifies تغییر فضای بین کلمات یا حروف در متن به طوری که حاشیه راست و چپ مستقیم شود
abrash دو رنگی شدن زمینه و حاشیه فرش به دلیل استفاده از کلاف های متفاوت پشم و یا رنگرزی نامناسب
S-border حاشیه های اس [در بعضی از فرش ها، خصوصا قفقازی و آناتولی از نگاره هایی به شکل حرف اس یا زد لاتین جهت تزئین استفاده می کنند.]
meander border [طرح پیچ در پیچ و منقطع در حاشیه با مخلوطی از گل ها و پیچک های انگور]
cropped کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
crops کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
curled leaf border حاشیه با برگ های مجعد که در فرش های ترکمن بکار می رود.
crop کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
hotter فضای متن در سمت چپ حاشیه راست در متن کلمه پرداز
hottest فضای متن در سمت چپ حاشیه راست در متن کلمه پرداز
hot فضای متن در سمت چپ حاشیه راست در متن کلمه پرداز
filed زمینه اصلی فرش [که عموما تا قسمت حاشیه ادامه یافته و در بعضی از فرش ها کل بافت را در بر می گیرد.]
fret [نقشه پیچ در پیچ در حاشیه با استفاده از خطوط افقی و عمودی با زوایای ۹۰ درجه و مربوط به کشور چین]
pinwork کوک برجستهء حاشیه دوزی وبرودری دوزی
peony طرح شقایق فرنگی [این طرح در فرش های چینی و مفول رواج داشته و بیشتر حاشیه ها را با آن پر می کنند.]
tanner [پوست اصلاح شده توسط دباغ که گاه حاشیه فرش ها و یا در پشت فرش یا چرمسازی مورد استفاده قرار می گیرد.]
overhead clearance حاشیه امنیت بالای سر فاصله بالای سر
trefoil design طرح های سه گوش [بیشتر در حاشیه قالی بکار می رود و معمولا در لا به لای نگاره های دیگر خصوصا اسلیمی ها دیده می شود.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com