Total search result: 301 (15 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
kerb stone |
سنگ حاشیه سنگ بست |
|
|
Search result with all words |
|
offset |
حاشیه صحافی |
offsetting |
حاشیه صحافی |
list |
حاشیه |
flow |
درج متن در قالب کاغذ در سیستم DTP متن و فضای اطراف کاغذ و بین حاشیه ها |
flowed |
درج متن در قالب کاغذ در سیستم DTP متن و فضای اطراف کاغذ و بین حاشیه ها |
flows |
درج متن در قالب کاغذ در سیستم DTP متن و فضای اطراف کاغذ و بین حاشیه ها |
notation |
بخاطر سپاری حاشیه نویسی |
notations |
بخاطر سپاری حاشیه نویسی |
bind |
حاشیه پهن در یک صفحه چاپ شده |
binds |
حاشیه پهن در یک صفحه چاپ شده |
indent |
شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ |
indent |
فضا از حاشیه سمت چپ هنگام شروع یک خط از متن |
indenting |
شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ |
indenting |
فضا از حاشیه سمت چپ هنگام شروع یک خط از متن |
indents |
شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ |
indents |
فضا از حاشیه سمت چپ هنگام شروع یک خط از متن |
gloss |
حاشیه |
gloss |
حاشیه نوشتن بر |
zone |
محل متن در سمت چپ حاشیه راست متن کلمه پرداز , اگر کلمهای به درستی در انتهای خط جا نشود , یک فضای خالی به صورت خودکار ایجاد میشود |
zones |
محل متن در سمت چپ حاشیه راست متن کلمه پرداز , اگر کلمهای به درستی در انتهای خط جا نشود , یک فضای خالی به صورت خودکار ایجاد میشود |
waste |
تعدی و تفریط مستاجر یا متصرف در عین مستاجره یا مورد تصرف درمدت اجاره حاشیه جاده |
wastes |
تعدی و تفریط مستاجر یا متصرف در عین مستاجره یا مورد تصرف درمدت اجاره حاشیه جاده |
panel |
نقاشی بروی تخته نقوش حاشیه دارکتاب اعضای هیئت منصفه فهرست هیئت یاعدهای که برای انجام خدمتی اماده اند |
panel |
قاب گذاردن حاشیه زدن به |
panels |
نقاشی بروی تخته نقوش حاشیه دارکتاب اعضای هیئت منصفه فهرست هیئت یاعدهای که برای انجام خدمتی اماده اند |
panels |
قاب گذاردن حاشیه زدن به |
right |
مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد |
right |
ایجاد حاشیه سمت راست به طوری که متن به صورت صاف قرار گیرد |
righted |
مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد |
righted |
ایجاد حاشیه سمت راست به طوری که متن به صورت صاف قرار گیرد |
righting |
مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد |
righting |
ایجاد حاشیه سمت راست به طوری که متن به صورت صاف قرار گیرد |
border |
حاشیه |
border |
حاشیه گذاشتن |
border |
حاشیه دار کردن |
border |
حاشیه زه |
bordered |
حاشیه |
bordered |
حاشیه گذاشتن |
bordered |
حاشیه دار کردن |
bordered |
حاشیه زه |
bordering |
حاشیه |
bordering |
حاشیه گذاشتن |
bordering |
حاشیه دار کردن |
bordering |
حاشیه زه |
profit margin |
حاشیه سود |
profit margins |
حاشیه سود |
edge |
لبه اسکی حاشیه صفحه شطرنج |
edges |
لبه اسکی حاشیه صفحه شطرنج |
rimmed |
حاشیه دار |
fringed |
حاشیه دار |
frilled |
حاشیه دار |
frizzly |
حاشیه دار |
frizzy |
حاشیه دار |
fuller |
حدیده حاشیه دار |
print |
طبق کدهای توکار و... برای تنظیم حاشیه |
printed |
طبق کدهای توکار و... برای تنظیم حاشیه |
prints |
طبق کدهای توکار و... برای تنظیم حاشیه |
tot |
سرجمع حاشیه نویسی |
tots |
سرجمع حاشیه نویسی |
alley |
حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ |
alleys |
حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ |
alleyways |
حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ |
range |
جابجایی متن برای تظیم شدن در حاشیه چپ , انتقال محتوای کلمه به لبه سمت چپ |
ranged |
جابجایی متن برای تظیم شدن در حاشیه چپ , انتقال محتوای کلمه به لبه سمت چپ |
ranges |
جابجایی متن برای تظیم شدن در حاشیه چپ , انتقال محتوای کلمه به لبه سمت چپ |
welt |
حاشیه چرمی دور چیزی مغزی |
welts |
حاشیه چرمی دور چیزی مغزی |
margin |
حاشیه |
margin |
اندک حاشیه دار کردن |
margin |
مشخص کردن اندازه و حاشیه |
margins |
حاشیه |
margins |
اندک حاشیه دار کردن |
margins |
مشخص کردن اندازه و حاشیه |
commentate |
حاشیه نوشتن یادداشت کردن |
commentated |
حاشیه نوشتن یادداشت کردن |
commentates |
حاشیه نوشتن یادداشت کردن |
commentating |
حاشیه نوشتن یادداشت کردن |
hem |
حاشیه دارکردن |
hemmed |
حاشیه دارکردن |
hemming |
حاشیه دارکردن |
hems |
حاشیه دارکردن |
frill |
حاشیه چین دار |
frill |
حاشیه دوختن بر |
frills |
حاشیه چین دار |
frills |
حاشیه دوختن بر |
marge |
حاشیه |
marge |
حاشیه دارکردن |
brim |
حاشیه |
brimmed |
حاشیه |
brimming |
حاشیه |
brims |
حاشیه |
purl |
حاشیه حلقه دود یا بخار |
purled |
حاشیه حلقه دود یا بخار |
purling |
حاشیه حلقه دود یا بخار |
purls |
حاشیه حلقه دود یا بخار |
kerb |
حاشیه پیاده رو |
kerbs |
حاشیه پیاده رو |
flounce |
چین دار کردن حاشیه لباس |
flounced |
چین دار کردن حاشیه لباس |
flounces |
چین دار کردن حاشیه لباس |
Other Matches |
|
rosette border |
حاشیه گل و بوته [اینگونه حاشیه ها هم بوصرت کاملا متقارن با استفاده از گل های باز شده بزرگ و کوچک و هم بصورت پیچشی قسمت حاشیه را تزئین می کند.] |
Zipper selvage |
حاشیه زیپ شکل [در مناطق کرد نشین شرق ترکیه عده ای از بافندگان حاشیه های فرش خود را بصورت دندانه زیپ می بافند بطوری که کل حاشیه شکل یک زیپ بسته را نشان می دهد.] |
minor border |
حاشیه فرعی [حاشیه کناری] [این طرح بصورت نواری باریک در کنار حاشیه اصلی قرار دارد و تعداد آن بستگی به محل بافت و نوع طرح متفاوت است. معمولا بین دو تا هشت عدد متغیر است.] |
Kufic border |
حاشیه کوفی [این نوع حاشیه بافی دیگر کمتر رایج بوده و اقتباسی است از خط کوفی] |
ragged |
متن چاپ شده با حاشیه سمت راست هم سطح و حاشیه سمت چپ غیر مسط ح |
ragged |
متن چاپ شده با حاشیه سمت چپ هم سطح , حاشیه سمت راست غیر مسط ح |
frieze |
حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه |
friezes |
حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه |
turtle border |
حاشیه سماوری [در بعضی از فرش های ساروق، هراتی و مناطق دیگر در حاشیه از طرححی سماور کل استفاده می کنند که عده ای آنرا شبیه لاک پشت نیز دانسته اند.] |
cloud band border |
[حاشیه ترکیبی از شکل نعل اسب و ابر آسمان بصورت امواج و شکل اس لاتین که کل فضای حاشیه را پر می کند . این طرح در قالی بافته شده در قرن شانزدهم میلادی در ایران نیز مشاهده شده است.] |
reciprocal border |
حاشیه قرینه [گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.] |
Herati border |
طرح حاشیه هراتی [این حاشیه یا با استفاده از گل های شاه عباسی و یا بصورت پیچشی از گل ها، شکوفه ها و پیچک های اسلیمی که برگ های شاه عباسی از آن آویزان شده اند جلوه گر شده.] |
gadroon |
اشکال تزئینی محدب حاشیه بشقاب و فروف قدیمی اشکال تزئینی محدب حاشیه یقه |
rainbow border |
حاشیه رنگین کمان [در فرش های چینی گاه در پایین فرش و گاه اطراف حاشیه فرش را با رنگ های مختلف تزئین می کنند که حالتی از رنگین کمان را نشان میدهد.] |
skirter |
حاشیه رو |
rims |
حاشیه |
border line |
خط حاشیه |
rim |
حاشیه |
marginally |
در حاشیه |
selvage |
حاشیه |
brink |
حاشیه |
marginal |
حاشیه |
selvedge |
حاشیه |
braids |
حاشیه |
braided |
حاشیه |
braid |
حاشیه |
rand |
حاشیه |
kerb=curb |
حاشیه |
fimbriation |
حاشیه |
listel |
حاشیه |
margent |
حاشیه |
marginal note |
حاشیه |
marginate |
حاشیه |
margine |
حاشیه |
outskirt |
حاشیه |
fringe |
حاشیه |
postil |
حاشیه |
frilling |
حاشیه |
verges |
حاشیه |
draft |
حاشیه |
skirt |
حاشیه |
fringes |
حاشیه |
draught |
حاشیه |
verge |
حاشیه |
skirts |
حاشیه |
skirted |
حاشیه |
apostil |
حاشیه |
fimbriate |
حاشیه دار |
annotates |
حاشیه نوشتن |
fimbriated |
حاشیه دار |
fixing |
حاشیه ریشه |
sewing |
حاشیه دوزی |
frieze |
حاشیه ارایشی |
rims |
لبه حاشیه |
annotator |
حاشیه نویس |
rim |
لبه حاشیه |
annotation |
حاشیه نویسی |
edgings |
حاشیه یابی |
bleeding edge |
حاشیه نقشه |
friezes |
حاشیه ارایشی |
marginally |
بطور حاشیه |
marginal |
وابسته به حاشیه |
annotated |
حاشیه نوشتن |
annotating |
حاشیه نوشتن |
circumstantiality |
حاشیه پردازی |
annotate |
حاشیه نوشتن |
divagation |
حاشیه روی |
drawnwork |
حاشیه دوزی |
emarginate |
برداشتن حاشیه از |
braided |
نوار حاشیه |
edging |
حاشیه یابی |
annotations |
حاشیه نویسی |
braids |
نوار حاشیه |
buffer distance |
حاشیه امنیت |
braid |
نوار حاشیه |
marginalizing |
در حاشیه قراردادن |
marginalizes |
در حاشیه قراردادن |
marginalized |
در حاشیه قراردادن |
marginalize |
در حاشیه قراردادن |
marginalising |
در حاشیه قراردادن |
marginalises |
در حاشیه قراردادن |
marginalised |
در حاشیه قراردادن |
border |
حاشیه فرش |
anconis |
حاشیه تزئین |
ancon |
حاشیه تزئین |
unresolved corners |
حاشیه متقاطع |
to leave a margin |
حاشیه گذاشتن |
scholiast |
حاشیه نویس |
lister |
حاشیه دوز |
marginalia |
یادداشتهای حاشیه |
margent |
حاشیه کتاب |
limbate |
حاشیه دار |
laciniate |
حاشیه دار |
fringy |
حاشیه دار |
impluse margine |
حاشیه ایمپولز |
laciniated |
حاشیه دار |
chitlings |
حاشیه چین دار |
furbelow |
حاشیه چین دار |
fringes |
حاشیه دار کردن |
cushion-course |
[حاشیه تزئینی نازبالش] |
fringe |
حاشیه دار کردن |
anathyrosis |
تراشیدن حاشیه سنگ |
crab border |
حاشیه خرچنگی [فرش] |
edge of rug |
لبه و حاشیه فرش |
sheetlines |
خطوط حاشیه نقشه |
tat |
توری حاشیه بافتن |
tat |
حاشیه توری گذاشتن |
tatting |
توری حاشیه لباس |
to margin the text of a book |
در حاشیه گذاشتن کتاب |
candlewick |
نخ پنبهای حاشیه دوزی |
purfle |
ارایش حاشیه دوزی |
chitlins |
حاشیه چین دار |
chitterlings |
حاشیه چین دار |
purfle |
حاشیه راتزئین کردن |
crisfate |
دارای حاشیه موجی |
cylinder skirt |
حاشیه یا دامنه سیلندر |
drawnwork |
حاشیه توری پارچه |
binding offset |
حاشیه جبران شیرازه |
annotation symbol |
علامت حاشیه نویسی |
sinuate |
دارای حاشیه موجی |
solvency margin |
حاشیه عدم اعسار |
frieze |
حاشیه زینتی دادن به |
friezes |
حاشیه زینتی دادن به |
repand |
دارای حاشیه موجی |
purfle |
حاشیه دوزی کردن |
froufrou |
حاشیه دوزی حشو وزوائد |
elevation of security |
بالا بردن حاشیه امنیت |
fretwork |
برجسته کاری حاشیه گذاری |
fimbria |
حاشیه ریشه دار شرابه |
tat |
دارای حاشیه توری کردن |
fagot |
ریشه کردن حاشیه پارچه |
faggot |
ریشه کردن حاشیه پارچه |
antepagmentum |
حاشیه های تزئینی درگاه |
antepagment |
حاشیه های تزئینی درگاه |
faggots |
ریشه کردن حاشیه پارچه |
rims |
لبه داریا حاشیه دارکردن |
rim |
لبه داریا حاشیه دارکردن |
border break |
ادامه محوطه نقشه تا حاشیه ان |
bleeding edge |
حاشیه مخصوص ثبت اطلاعات حاشیهای |
border break |
ادامه دادن اطلاعات نقشه تا حاشیه ان |
flouncing |
چین دار کردن حاشیه لباس |
minimum clearance |
حداقل حاشیه امنیت بالای مانع |
oil scraper |
رینگی در پایین یا حاشیه پایینی پیستون |
skirted |
دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به |
skirt |
دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به |
purfling |
حاشیه ارایش دارخاتم کاری شده |
soutache |
حاشیه دوزی زری ویراق لباس |
left justification |
زوج کردن حاشیه سمت چپ متن |
lambrequin |
نقوش رنگی حاشیه فروف چینی |
justifying |
چاپ گرفتن با حاشیه سمت چپ مستقیم |
justify |
چاپ با حاشیه مستقیم در سمت راست |
skirts |
دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به |
pages |
با قالب و حاشیه و نمایش گرافیکی مختلف |
justify |
چاپ گرفتن با حاشیه سمت چپ مستقیم |
justifying |
چاپ با حاشیه مستقیم در سمت راست |
justifies |
چاپ گرفتن با حاشیه سمت چپ مستقیم |
architrave-cornice |
[پیشانی ستون بدون حاشیه ی تزئینی] |
justifies |
چاپ با حاشیه مستقیم در سمت راست |
page |
با قالب و حاشیه و نمایش گرافیکی مختلف |
paged |
با قالب و حاشیه و نمایش گرافیکی مختلف |
antefix |
[حاشیه تزئینی کتیبه ها در مقبره های کلاسیک] |
antefixum |
[حاشیه تزئینی کتیبه ها در مقبره های کلاسیک] |
left justify |
دستور چاپ که حاشیه سمت چپ متن را از رج میکند |
lacevi |
بستن با بند سفت کردن حاشیه دارکردن |
scholium |
حاشیه نویسی برمتن کتاب شرح وتفسیر |
masorete |
کاتب حاشیه نویس بر کتب عهد عتیق |
needle work |
سوزن دوزی [برای تزئین حاشیه و یا طرح فرش] |
gutters |
فضای خالی یا حاشیه درونی بین در صفحه مقابل |
founcing |
شلپ وشلپ راه رفتن حاشیه چین دار |
gutter |
فضای خالی یا حاشیه درونی بین در صفحه مقابل |
crest clearing graph |
نمودار تعیین کمترین درجه مربوط به حاشیه امنیت مانع |
sound frack |
محل مخصوص ضبط صوت برروی حاشیه فیلم ناطق |
justification |
انتقال بیتهای داده یا حروف به راست یا چپ یا حاشیه مستقیم پیدا کنند |
carnation border |
حاشیه گل میخکی که در فرش های آسیایی خصوصا هندی دیده می شود |
garboard |
پایین ترین حاشیه چوبی یااهنی که روی حمال کشتی قرارمیدهند |
justifications |
انتقال بیتهای داده یا حروف به راست یا چپ یا حاشیه مستقیم پیدا کنند |
thunderhead |
توده ابری که حاشیه اش سفیداست وقبل از رعد وبرق دراسمان فاهر میشود |
ragged |
قسمتی که در وسط صفحه قرار ندارد , متن با حاشیه سمت راست نامسط ح |
unformatted |
1-فایل متن که حاوی هیچ دستور فرمت , حاشیه یا نحوه نوشتن نباشد.2- |
godroon |
اشکال محدب حاشیه بشقاب وفروف قدیمی که برای زینت ترسیم میشود |
justify |
تغییر فضای بین کلمات یا حروف در متن به طوری که حاشیه راست و چپ مستقیم شود |
justifying |
تغییر فضای بین کلمات یا حروف در متن به طوری که حاشیه راست و چپ مستقیم شود |
justifies |
تغییر فضای بین کلمات یا حروف در متن به طوری که حاشیه راست و چپ مستقیم شود |
abrash |
دو رنگی شدن زمینه و حاشیه فرش به دلیل استفاده از کلاف های متفاوت پشم و یا رنگرزی نامناسب |
S-border |
حاشیه های اس [در بعضی از فرش ها، خصوصا قفقازی و آناتولی از نگاره هایی به شکل حرف اس یا زد لاتین جهت تزئین استفاده می کنند.] |
meander border |
[طرح پیچ در پیچ و منقطع در حاشیه با مخلوطی از گل ها و پیچک های انگور] |
cropped |
کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر |
crops |
کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر |
curled leaf border |
حاشیه با برگ های مجعد که در فرش های ترکمن بکار می رود. |
crop |
کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر |
hotter |
فضای متن در سمت چپ حاشیه راست در متن کلمه پرداز |
hottest |
فضای متن در سمت چپ حاشیه راست در متن کلمه پرداز |
hot |
فضای متن در سمت چپ حاشیه راست در متن کلمه پرداز |
filed |
زمینه اصلی فرش [که عموما تا قسمت حاشیه ادامه یافته و در بعضی از فرش ها کل بافت را در بر می گیرد.] |
fret |
[نقشه پیچ در پیچ در حاشیه با استفاده از خطوط افقی و عمودی با زوایای ۹۰ درجه و مربوط به کشور چین] |
pinwork |
کوک برجستهء حاشیه دوزی وبرودری دوزی |
peony |
طرح شقایق فرنگی [این طرح در فرش های چینی و مفول رواج داشته و بیشتر حاشیه ها را با آن پر می کنند.] |
tanner |
[پوست اصلاح شده توسط دباغ که گاه حاشیه فرش ها و یا در پشت فرش یا چرمسازی مورد استفاده قرار می گیرد.] |
overhead clearance |
حاشیه امنیت بالای سر فاصله بالای سر |
trefoil design |
طرح های سه گوش [بیشتر در حاشیه قالی بکار می رود و معمولا در لا به لای نگاره های دیگر خصوصا اسلیمی ها دیده می شود.] |