English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 113 (6 milliseconds)
English Persian
eolation سنگ فرسایی بادی
Other Matches
intolerancy طاقت فرسایی
tedium طاقت فرسایی
intolerance طاقت فرسایی
air bedding لایههای لاستیکی بادی بالشتکهای بادی
pneumatic بادی
blowy بادی
body shirt بادی
flatuous بادی
blow gun تفنگ بادی
pneumatic tire لاستیک بادی
pneumatic tools اسبابهای بادی
fly ash خاکستر بادی
pop gun تفنگ بادی
air brakes ترمز بادی
dune sand ماسه بادی
air brake ترمز بادی
pneumatic riveting پرچکاری بادی
hurricane lamps چراغ بادی
aeromotor موتور بادی
air bed تشک بادی
marine sand ماسه بادی
pneumatic fender دفرای بادی
at first blush در بادی امر
pneumatic hammer چکش بادی
air pump تلمبهء بادی
pneumatic press پرس بادی
blow pipe تفنگ بادی
blowgun تفنگ بادی
air hammer چکش بادی
air gun تفنگ بادی
air blast transformer مبدل بادی
blowtube تفنگ بادی
air operated horn شیپور بادی
hurricane lamp چراغ بادی
lantern چراغ بادی
lanterns چراغ بادی
airguns سلاح بادی
quicksand ماسه بادی
wind erosion فرسایش بادی
wind generator مولد بادی
air rifle تفنگ بادی
air rifles تفنگ بادی
airgun تفنگ بادی
airgun سلاح بادی
wind current جریان بادی
sailboats قایق بادی
windmill اسیاب بادی
pneumatic لاستیک بادی
running sand ماسه بادی
airguns تفنگ بادی
windmills اسیاب بادی
sailboat قایق بادی
wind corrosion ساییدگی بادی
fresh breeze بادی که ساعتی 23 کیلومتربوزد
popgun تفنگ بادی بچگانه
vane of windmill پره اسیاب بادی
square rigger نوعی کشتی بادی
self moved دارای حرکت بادی
sail arm پره اسیاب بادی
riveting hammer چکش بادی پرچ
euphonium یکجورالت موسیقی بادی
air operated pendulum type screen wiper بادامک پاندولی بادی
sailed شراع کشتی بادی
wind instrument الات موسیقی بادی
wind instruments الات موسیقی بادی
sail شراع کشتی بادی
schooners نوعی قایق بادی
schooner نوعی قایق بادی
sailing قایقرانی با قایق بادی
sailings مسافرت با قایق بادی
sailings شراع کشتی بادی
sail مسافرت با قایق بادی
sailed مسافرت با قایق بادی
reed الت موسیقی بادی
air operated press پرس بادی پنوماتیکی
auxiliary sailing vessel کشتی بادی موتوردار
chipping hammer چکش بادی اهن بر
chipping hammer چکش بادی اهنبر
peabody picture vocabulary test ازمون واژگان مصور پی بادی
ophicleide یکجور ساز بادی برنجین
to go for a sail با کشتی بادی سفریاگردش کردن
balloon tire لاستیک بادی عاج دار
windmill هر چیزی شبیه اسیاب بادی
saxophone نوعی الت موسیقی بادی
saxophones نوعی الت موسیقی بادی
windmills هر چیزی شبیه اسیاب بادی
fugues نوعی الت بادی موسیقی
fugue نوعی الت بادی موسیقی
an off shore wind بادی که از سوی دریا بوزد
quartering بادی که با زاویه کج بطرفی می وزد
reed organ یکنوع الت موسیقی بادی
yaghtman's anchor لنگر قایقهای بادی کوچک
primafacie در بادی امر قابل قبول
to sail [for] با کشتی بادی آغاز به سفر کردن [به]
yachts کرجی بادی یا بخاری مخصوص تفرج
woodwind موسیقی برای سازهای بادی چوبی
reed stop کلید یا جا انگلشتی الات موسیقی بادی
aeolian harp آلت موسیقی بادی شبیه به جعبه
yacht کرجی بادی یا بخاری مخصوص تفرج
meter rule مقررات مربوط به ساختن قایقهای بادی
reed pipe لوله یا نای الات موسیقی بادی
fresh gale بادی که با سرعت ساعتی 93تا 64 میل بوزد
chute سرسره بادی برای فراراضطراری از هواپیما درروی زمین
chutes سرسره بادی برای فراراضطراری از هواپیما درروی زمین
fishtail wind بادی که مداوما به چپ وراست یا جلو و عقب تغییرجهت میدهد
english horn نوعی ساز بادی چوبی انگلیسی که دارای دوزبانه است
open jet tunnel تونل بادی که قسما کار ان باز بوده و فاقد دیواره میباشد
closed jet tunnel تونل بادی نه الزاما با مداربسته بلکه قسمت اصلی ان کاملا بسته است
pneumaticity خاصیت بادی یا هوایی خاصیت چیزی که با هوای فشرده کار میکند
the wind drowned the strigs سازهای بادی صدای سازهای سیمی را خفه میکند
sailboats کشتی بادبانی کشتی بادی
sailboat کشتی بادبانی کشتی بادی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com