English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
ex. dividend سهمی که پس از پرداخت سود آن فروخته شده
Other Matches
quantum valebat در مواقعی که جنسی بدون تعیین قیمت دقیق فروخته و شرط شود که قیمت بر مبنای قاعده فوق بعدا" پرداخت شود
parabolic سهمی گون سهمی شکل
on the block <idiom> فروخته شده
progress payment پرداخت مبالغ قرارداد طبق پیشرفت کار پرداخت مرحلهای
matt فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
matte فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
interim financing پرداخت اقساط به طور کوتاه مدت پرداخت بینابین
it was sold at 0 year's p بهره برابردرامدسالیانه اش فروخته شد
under the counter <idiom> مخفیانه فروخته شدن
off-market <adj.> خارج از بورس [فروخته شده ]
over-the-counter <adj.> خارج از بورس [فروخته شده ]
outside [stock exchange] <adj.> خارج از بورس [فروخته شده ]
sold فروخته شده بفروش رفته
fast moving stock کالایی که به سرعت فروخته میشود
loss leader کالایی که با ضرر فروخته میشود
over the counter خارج از بورس فروخته شده
parabolas سهمی
styloid سهمی
sagittate سهمی
sagittal سهمی
parabola سهمی
avoirdupois اشیاء و اجناسی که با توزین فروخته میشوند
sagittal plane صفحه سهمی
sageittal suture درز سهمی
styloid process زائده سهمی
parabolic سهمی وار
partial variance پراکنش سهمی
partial rienforcement تقویت سهمی
parabolic arch قوس سهمی
partial correlation همبستگی سهمی
parabolic arch طاق سهمی
usance مهلت پرداخت پرداخت مدت دار
price as natural ice یخ ساختگی بهمان بهای یخ طبیعی فروخته میشد
parabolic variation تغییرات سهمی شکل
partial regression equation معادلات رگرسیون سهمی
nominal value قیمت اسمی سهمی
parabolic mirror اینه سهمی وار
to hold a share in a business در شرکتی سهمی داشتن
parabolic lens عدسی سهمی وار
partial pressure فشار جرئی یا سهمی
sets of bill نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
thirds شرکتی که سرویس میدهد به سیستمی فروخته شده از یک شخص
third شرکتی که سرویس میدهد به سیستمی فروخته شده از یک شخص
bundled software نرم افزاری که همراه با قیمت کامپیوتر فروخته میشود
subject to being unsold فروخته نشده باشد درصورت موجود بودن کالا
sagittary سهمی وابسته به تیر اندازی
sagittal وابسته به درز سهمی جمجمه
turnover تعداد دفعاتی درسال که موجودی انبار یک بنگاه فروخته میشود
caveat venditor یعنی فروشنده مسئول معایب کالای فروخته شده میباشد
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
fates پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
fate پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
droppage کسری پرداخت کسر پرداخت
portion سهمی که والدین به یکی از فرزندانشان از مالشان بدهند
portions سهمی که والدین به یکی از فرزندانشان از مالشان بدهند
differential effects اثرتغییر شرایط استاندارد روی سهمی گلوله
foreign excess تجهیزات نظامی که از مصرف داخلی اضافه تر بوده و به خارج ارسال یا فروخته می شوند
tax evasion عدم پرداخت مالیات بصورت غیر قانونی فرار از پرداخت مالیات
level point سطح دریا نقطه هم افق مسیر سهمی گلوله
trajectory shift انحراف مسیر سهمی گلوله ازمسیر استانداد بالیستیکی
trajectory scorer وسیله ارزیابی دقت و صحت مسیر سهمی گلوله
paraboloid شکل سه بعدی حاصل ازدوران یک سهمی حول محورکانونی
ransoms وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
due bill در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
ransom وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
stoppage in transitu حق استرداد جنس فروخته شده برای بایع حق امتناع ازتسلیم مال التجاره در حال حمل
bundle بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
bundles بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
bundling بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
vapor pressure فشار مولکولهای بخار روی دیواره فرف یا محفظه برابر فشارهای جزئی یا سهمی
tea is sold by the kilogramme چایی را کیلویی می فروشند چایی به کیلو فروخته میشود
goldbrick جنس بی ارزشی که بجای جنس بهاداری فروخته میشود
unbundled اموزش و..... که مستقل از سخت افزارکامپیوتر توسط سازنده سخت افزاری فروخته میشود دسته نشده
carnet اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
seconds که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
seconding که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
second که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
seconded که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
claim for indemnification ادعای تضمین خسارت مطالبه پرداخت خسارت مطالبه پرداخت غرامت
oem Equipment Original شرکت یا سازمانی که کامپیوترها وتجهیزات دستگاه جانبی را به منظور استفاده از انها درمحصولات و تجهیزاتی که بعدا" به مشتریان فروخته خواهد شد خریداری می نمایدسازنده تجهیزات اصلی anufacturer
ability to pay principle of taxation اصل توانائی پرداخت مالیات برپایه این اصل مالیات بایدمتناسب با توانائی پرداخت مالیات دهنده وضع شود
subscribes تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribing تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribed تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribe تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
maximum ordinate حداکثر ارتفاع سهمی گلوله ارتفاع نقطه اوج مسیر گلوله
dividend warrant چک پرداخت سود سهام اجازه پرداخت سود سهام
run duration 1-کد برنامهای که کامپایل شده است و به صورتی است که مستقیماگ توسط کامپیوتر قابل اجرا است .2-برنامه مفسر تجاری که به همراه برنامه کاربردی زبان سطح بالا فروخته میشود که امکان اجرای آنرا فراهم میکند
ostensible شریک فاهری در CL کسی را گویند که اسمش در ضمن اسم شرکتی اعلام شود و یا عملا" در اداره ان دخالت کند که در این حالت مشئوولیت او در برابر کسانی که به ایت اعتبار او را شریک پنداشته اند درست مانند شرکاواقعی است هر چند که درواقع سهمی نداشته باشد
refunds پس پرداخت
payment پرداخت
settlement پرداخت
settlements پرداخت
payments پرداخت
expenditure پرداخت
refunding پس پرداخت
refunded پس پرداخت
glazes پرداخت
lustreer پرداخت
finishing touches پرداخت
glaze پرداخت
refinishing پرداخت
glosser پرداخت گر
furbisher پرداخت گر
defrayal پرداخت
burnisher پرداخت گر
finish پرداخت
finishes پرداخت
discharging پرداخت
disbursement پرداخت
refund پس پرداخت
making good پرداخت
remitment پرداخت
pt پرداخت
pay پرداخت
bleaching پرداخت
paying پرداخت
pays پرداخت
discharges پرداخت
polishes پرداخت
discharge پرداخت
polish پرداخت
trim پرداخت
finishing پرداخت
outlay پرداخت
rendering پرداخت
renderings پرداخت
paid پرداخت شده
annual payment پرداخت سالیانه
advice note دستورپیش پرداخت
diamond polishing پرداخت الماسی
demand for payment تقاضای پرداخت
deferred payment پرداخت اتی
casual payment پیش پرداخت
finance پرداخت هزینه
bilk گذاشتن از پرداخت
d. note درخواست پرداخت
by payment از طریق پرداخت
date of maturity موعد پرداخت
date of payment موعد پرداخت
deferred payment پرداخت معوق
back freigt پرداخت کرایه
average payment پرداخت متوسط
subscriptions تعهد پرداخت
advance payment پیش پرداخت
shear پرداخت فرش
payees پرداخت شونده
payee پرداخت شونده
a bradent وسیله پرداخت
unpaid پرداخت نشده
subscription تعهد پرداخت
pre paid پیش پرداخت
payment by instalments پرداخت به اقساط
payer پرداخت کننده
payable on demand پرداخت عندالمطالبه
payable at sight پرداخت دیداری
pay off پرداخت کردن
prest پیش پرداخت
progress payments پرداخت تدریجی
prompt payment پرداخت فوری
punctual payment پرداخت در سر وعده
part payment پرداخت اقساطی
reimbursable قابل پرداخت
remittable قابل پرداخت
payment in advance پیش پرداخت
planishing tool ابزار پرداخت
planish پرداخت کردن
pre payment پیش پرداخت
prepayment پیش پرداخت
payor پرداخت کننده
payment terms شرایط پرداخت
payment stopped توقف پرداخت
payment in kind پرداخت جنسی
payment in kind پرداخت غیرنقدی
payment in full پرداخت کامل
payment in full پرداخت تمام
payment in due cource پرداخت به موقع
remittal گذشت پرداخت
remitter پرداخت کننده
installment payment پرداخت قسطی
indemnification پرداخت غرامت
imprest پیش پرداخت
unpolished پرداخت نشده
never-never پرداخت قسطی
finisher پرداخت کننده
final payment پرداخت نهایی
earnest money پیش پرداخت
payment by installments پرداخت قسطی
interim financing پرداخت موقت
period of grace مهلت پرداخت
overpayment پرداخت اضافی
on account payment پیش پرداخت
non payment عدم پرداخت
monthly payment پرداخت ماهانه
money back تضمین پرداخت
settlement terms شرایط پرداخت
smoothing plane رنده پرداخت
spot cash پرداخت نقدی
lump sum payment پرداخت یکجا
lump sum payment پرداخت نقدی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com