Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (24 milliseconds)
English
Persian
impart
سهم دادن بهره مند ساختن
imparted
سهم دادن بهره مند ساختن
imparting
سهم دادن بهره مند ساختن
imparts
سهم دادن بهره مند ساختن
Other Matches
pottion
بهره دادن از جهاز دادن به
tontine
تاسیس خاصی که به موجب ان عدهای مشترکا" پول قرض می دهند با این شرط که بهره ان مرتبا" و بااقساط معین بین ان ها تقسیم شود و با مرگ هر یک ازایشان سهم دیگران از بهره بیشتر شود تا انجا که اخرین فرد زنده کل بهره را دریافت کند
to p athing to a person
کسی را از چیزی بهره دادن
utilizes
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilised
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilises
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilising
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizing
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
usury
گرفتن بهره بیشتر از بهره قانونی جهت وام
form
تشکیل دادن ساختن
formed
تشکیل دادن ساختن
forms
تشکیل دادن ساختن
gyro
برای نشان دادن یا اندازه گیری حرکت زاویهای پایه خودحول یک یا دو محور عمود برمحور دوران بهره میگیرد
modifying
تغییر دادن معتدل ساختن
polarises
قطبش دادن دوقطبی ساختن
accredit
معتبر ساختن اختیار دادن
put away
مردود ساختن طلاق دادن
polarised
قطبش دادن دوقطبی ساختن
accredits
معتبر ساختن اختیار دادن
varies
متنوع ساختن تنوع دادن به
accrediting
معتبر ساختن اختیار دادن
vary
متنوع ساختن تنوع دادن به
polarising
قطبش دادن دوقطبی ساختن
modifies
تغییر دادن معتدل ساختن
polarize
قطبش دادن دوقطبی ساختن
polarizes
قطبش دادن دوقطبی ساختن
modify
تغییر دادن معتدل ساختن
polarizing
قطبش دادن دوقطبی ساختن
make over
انتقال دادن دوباره ساختن
to a oneself to
ساختن احوال خودراوفق دادن
to make over
انتقال دادن دوباره ساختن
tp put to rout
شکست دادن وپراکنده ساختن
usura maritima
دادن وام با بهره سنگین به مالک کشتی که در صورت سالم برگشتن کشتی قابل وصول است
counterpose
درمقابل یکدیگر قرار دادن متقابل ساختن
scareup
فاهر ساختن برای مصرف تامین کردن بسرعت ساختن
images
مجسم کردن خوب شرح دادن مجسم ساختن
diminishing marginal productivity
بهره دهی نهائی نزولی نزولی بودن بهره دهی نهائی
yields
بهره
gained
بهره
gain
بهره
portion
بهره
quotient
بهره
yield
بهره
efficient
بهره ور
quotients
بهره
portions
بهره
interest
بهره
gains
بهره
efficiency
بهره
productive
بهره زا
interests
بهره
exploiter
بهره کش
yielded
بهره
exploiters
بهره کش
exploited
بهره ده
reduce
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reducing
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
gavel
بهره غیرمجاز
productivity
بهره وری
gained
بهره برداری
gains
بهره تقویت
interests
سودیا بهره
sweatshop
بهره کشخانه
sweatshops
بهره کشخانه
gains
بهره برداری
interest
سودیا بهره
lending rate
بهره - نزولپول
rq
بهره تنفسی
abusing
بهره کشی
gained
بهره تقویت
gain
بهره برداری
operation
بهره برداری
interest
بهره
[اقتصاد]
lot
بخش بهره
depriving
بی بهره کردن
deprives
بی بهره کردن
deprive
بی بهره کردن
lot
بهره قسمت
transducer gain
بهره دگرسازی
voltage gain
بهره ولتاژ
gain
بهره تقویت
resipatory quotient
بهره تنفسی
abused
بهره کشی
productive work
کار بهره زا
utilization
بهره برداری
gavels
بهره غیرمجاز
share
بهره قسمت
rate of interest
نرخ بهره
exploitation
بهره برداری
exploitation
بهره کشی
shares
بهره قسمت
shared
بهره قسمت
passive debt
وام بی بهره
pure interest
بهره خالص
put out to interest
به بهره گذاشتن
rat of interest
نرخ بهره
abuse
بهره کشی
interest for delay
بهره دیرکرد
optimising
بهره بردن
deprival
بی بهره سازی
interest rate
نرخ بهره
quantum yield
بهره کوانتومی
laser gain
بهره لیزر
legal interest
بهره قانونی
loan interest
بهره وام
divestiture
بی بهره سازی
bank interest
بهره بانکی
at % interest
با بهره 21 درصد
economic rent
بهره مالکانه
exploitation
[utilization]
بهره برداری
economic rent
بهره اقتصادی
antenna gain
بهره انتن
using
بهره برداری
utilisation
[British]
بهره برداری
advantage by illness
بهره بیماری
efficiency
بهره وری
exploitative character
منش بهره کش
divestment
بی بهره سازی
cheap money
پول با بهره کم
declaration of interest
اعلام بهره
dispossessor
بی بهره سازنده
usage
بهره برداری
contango
بهره دیرکرد
factor payments
بهره وسود
benefic
بهره بردار
exploiting class
طبقه بهره کش
default interest
بهره معوق
exploited class
طبقه بهره ده
accrued interest
بهره متعلقه
utilisations
بهره برداری ها
abuses
بهره کشی
divesting
بی بهره کردن
divests
بی بهره کردن
utilizations
بهره برداری ها
divested
بی بهره کردن
usages
بهره برداری ها
compound interest
بهره مرکب
high interest
بهره گران
divest
بی بهره کردن
high interest
بهره سنگین
utilizes
بهره برداری کردن
paranosic gain
بهره اصلی بیماری
out law
از حقوق بی بهره کردن
beneficiaries
بهره بردار ذیحق
utilising
بهره برداری کردن
child abuse
بهره کشی از کودک
enjoys
برخوردارشدن از بهره مندشدن از
utilize
بهره برداری کردن
epinosic gain
بهره ثانوی بیماری
bank rate
نرخ بهره بانکی
tap
بهره برداری کردن از
beneficiary
بهره بردار ذیحق
enjoying
برخوردارشدن از بهره مندشدن از
utilizing
بهره برداری کردن
enjoy
برخوردارشدن از بهره مندشدن از
myrmecophilous
بهره برنده ازمورچه
natural rate of interest
نرخ بهره طبیعی
passive
پدافندغیر عامل بی بهره
neutral rate of interest
نرخ بهره خنثی
enjoyed
برخوردارشدن از بهره مندشدن از
nominal interest rate
نرخ بهره اسمی
passives
پدافندغیر عامل بی بهره
operating budget
بودجه بهره برداری
operating cost
هزینه بهره برداری
primary gain
بهره اصلی بیماری
royalties
حق بهره برداری از چیزی
pure rate of interest
نرخ بهره خالص
respiratory exchange index
شاخص بهره تنفسی
exploitation of labor
بهره کشی کارگر
exploitation of colonies
بهره کشی مستعمرات
real rate of interest
نرخ بهره واقعی
real interest rate
نرخ بهره واقعی
ready for use
اماده بهره برداری
royalty
حق بهره برداری از چیزی
sexual abuse
بهره کشی جنسی
rate of yield
نرخ بهره موثر
sweatshop
کارگاه بهره کشی
principal and interest
اصل پول و بهره
paranosis
بهره کشی از بیماری
tapped
بهره برداری کردن از
tapping
بهره برداری کردن از
utilises
بهره برداری کردن
secondary gain
بهره ثانوی بیماری
per capita productivity
بهره وری سرانه
factor productivity
بهره دهی عوامل
utilised
بهره برداری کردن
effective interest rate
نرخ بهره موثر
sweatshops
کارگاه بهره کشی
prime rate
نرخ بهره پایه
prime rate of interest
نرخ بهره ترجیحی
emergency operation
بهره برداری اضطراری
underutilization of labor
کم بهره گیری از کارگر
interest rate per annum
نرخ بهره سالانه
utilization statistics
امار بهره وری
high efficiency
ضریب بهره بالا
maximum value
مقدار بهره برداری
gained
سود بردن بهره
interest free loan
وام بدون بهره
high rate of interest
نرخ بالای بهره
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com