Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
string fingers
سه انگشتی که زه کمان را می کشند
Other Matches
target bow
کمان مخصوص تیراندازی باتیر و کمان
tide
کشند اب
neap
کشند اب
tide
کشند
tideless
بی کشند
semidiurnal tide
کشند نیمروزه
diurnal tide
کشند روزانه
tideway
کشند راه
tide
کشند داشتن
tidal wave
موج کشند
tidewater
خط ساحلی کشند اب
tide table
جدول کشند
semidiurnal tide
کشند نیم روزانه
mean range of the tide
میانگین ارتفاع کشند
bowing
کمان کمان هدفگیری
bows
کمان کمان هدفگیری
bow
کمان کمان هدفگیری
bowed
کمان کمان هدفگیری
half tide level
ارتفاع متوسط کشند اب دریا
vinculum
خط ترازی که بالای چند جمله می کشند
towline
طناب یا ریسمانی که بوسیله ان چیزی را می کشند
tidal prism
اب ورودی و خروجی جذر ومد یا کشند دریایی
There was a run on the banks .
مردم سرمایه هایشان را از بانکها بیرون می کشند
With soft words one may persuade a serpent out of .
<proverb>
با زبان خوش مار را از سوراخ بیرون مى کشند .
rue raddy
تسمه یا طنابی که از روی شانه گذرانیده چیزی را با ان می کشند
piston pin
انگشتی
tridactylous
سه انگشتی
finger parted
انگشتی
knucle pin
انگشتی
monodactylous
یک انگشتی
digital
انگشتی
digitated
انگشتی
wrist pin
انگشتی
key
جا انگشتی
finger board
جا انگشتی
three f.
سه انگشتی
finger joint
اتصال انگشتی
manual alphabet
الفبای انگشتی
finger maze
ماز انگشتی
finger alphabet
الفبای انگشتی
polydactyl
شش انگشتی یابیشتر
phalangeal
بند انگشتی
interdigital
بین انگشتی
foot rule correlation
همبستگی سر انگشتی
pentadactyl
پنج انگشتی
clavier
ردیف جا انگشتی
finger spelling
املاء انگشتی
tridactyl
سه انگشتی سه وتدی
breaker arm
انگشتی دلکو
A rough (crude)estimate.
حساب سر انگشتی
syndactylism
چسبیده انگشتی
rule of thumb
حساب سر انگشتی
rule of thumb
قاعده سر انگشتی
axle box
انگشتی محور
digitate
پنجهای انگشتی
dactylology
زبان انگشتی
toeholds
گیره انگشتی
polydactylism
بیش انگشتی
brachydactyly
کوتاه انگشتی
end mill
فرز انگشتی
polydactyle
چند انگشتی
distributor finger
انگشتی دلکو
polydactyle
شش انگشتی یابیشتر
finger painting
نقاشی انگشتی
toehold
گیره انگشتی
cold finger condenser
چگالنده انگشتی
polydactyl
چند انگشتی پر انگشت
fingerprint region
ناحیه اثر انگشتی
key bugle
شیپورجا انگشتی دار
piano accordion
اکوردئون جا انگشتی دارشبیه پیانو
psaltery
قانون یاسنتور انگشتی یامضرابی سرود
rainbow border
حاشیه رنگین کمان
[در فرش های چینی گاه در پایین فرش و گاه اطراف حاشیه فرش را با رنگ های مختلف تزئین می کنند که حالتی از رنگین کمان را نشان میدهد.]
thimbleberry
تمشک امریکایی دارای میوه انگشتی شکل
clavichord
یکجورسازسیمی وجا انگشتی دارکه پیشروپیانوی کنونی بوده است
cam ground piston
پیستونی که قطر ان در امتدادموازی با انگشتی کمتر ازقطر ان در امتداد عمود برانگشتی باشد
fiddle bow
کمان
fiddlestick
کمان
bow
کمان
arch
کمان
arch
: کمان
spots
کمان
spot
کمان
bows
کمان
sagittarii
کمان
sagittarius
کمان
bowing
کمان
bowed
کمان
arch-
: کمان
arch-
کمان
arches
: کمان
arcs
کمان
bowstring
زه کمان
arc
کمان
arches
کمان
long bow
کمان دستی
circular measure
اندازه کمان
included angle of arch
دهانه کمان
central angle of arch
دهانه کمان
cant
کج گرفتن کمان
swede saw
اره کمان
bowyer
کمان فروش
string picture
روزنه کمان
straight bow
کمان راست
stacked bow
کمان باریک
nock
جای زه کمان
handbow
کمان تیراندازی
power hacksaw
کمان اره
swede saw
کمان اره
reflex arc
کمان بازتاب
cross bow
گوله کمان
cross bow
کمان پولادی
cross bow
کمان زنبورکی
saw frame
کمان اره
opalesce
مانندرنگین کمان
to bend or draw the bow
کمان کشیدن
to feel any one's pulse
کمان کردن
bowyer
کمان ساز
rainbow
رنگین کمان
bowing
تعظیم کمان
rainbows
رنگین کمان
bowed
تعظیم کمان
iris
رنگین کمان
irises
رنگین کمان
crossbow
کمان زنبورکی
crossbow
کمان پولادی
crossbow
کمان صلیبی
crossbows
کمان زنبورکی
bowing
کمان شکاری
bows
تعظیم کمان
bows
کمان شکاری
archer
تیرانداز با کمان
archers
تیرانداز با کمان
arches
چفت کمان
arch-
چفت کمان
arch
چفت کمان
cock feather
پر وصل به کمان
sunbow
رنگین کمان
crossbows
کمان پولادی
crossbows
کمان صلیبی
arch thrust
رانش کمان
bowed
کمان شکاری
bare bow
کمان لخت
bowman
تیرانداز کمان کش
bow and arrow
تیر و کمان
face
شکم کمان
bow weight
وزن کمان
faces
شکم کمان
arch of corti
کمان کورتی
longbow
کمان بزرگ
atabalist
کمان زنبورکی
arblast
کمان زنبورکی
bow
کمان شکاری
bowman
تیرانداز با کمان
longbows
کمان بزرگ
bow
تعظیم کمان
bend
کمان خمش
anchors
کشیدن زه کمان تاصورت
sounding boards
کمان ویولن وتار
anchoring
کشیدن زه کمان تاصورت
anchor
کشیدن زه کمان تاصورت
fogbow
رنگین کمان حاصل از مه
sounding board
کمان ویولن وتار
arc length
طول کمان
[ریاضی]
understrung
فاصله زه تا دستگیره کمان
rectification of a curve
طول کمان
[ریاضی]
soundboard
کمان ویولن وتار
nock
شکاف انتهای کمان
great circle route
کمان دایره عظیمه
frame of hachsaw
کمان اره چکی
frame
قاب چارچوب کمان
bowstring
ریسمان دار زه کمان
van
کمان سینه ناو
crossbow man
کمانگیر با کمان صلیبی
vans
کمان سینه ناو
to bend or draw the bow
کمان را چله کردن
bow arm
بازویی که کمان را می گیرد
bow fishing
ماهیگیری با تیر و کمان
bow hunter
شکارچی با تیر و کمان
slingshot
[American E]
تیر و کمان سنگی
catapult
[British E]
تیر و کمان قلابسنگی
slingshot
[American E]
تیر و کمان قلابسنگی
catapult
[British E]
تیر و کمان سنگی
archery
تیراندازی با تیر و کمان
iridescence
نمایش رنگین کمان
iridescency
نمایش رنگین کمان
limbs
هرکدام از طرفین کمان
limb
هرکدام از طرفین کمان
bow hunting
شکار با تیر و کمان
pentadactylate
پنج انگشتی دارای پنج پنجه
toxophilite
تیرانداز ماهر با تیر و کمان
fistmele
فاصله بین دسته کمان و زه
whipped
پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
whips
پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
serving
پوشش نخی دورقسمتهایی از کمان
draw
تیر در چله کمان گذاشتن
circular grooving saw
کمان اره ویژه شیار
draws
تیر در چله کمان گذاشتن
whip
پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
longbows
اغراق گویی کمان دستی
full draw
کشیدن زه کمان بطور کامل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com