English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
English Persian
mardi gras سه روز قبل از چهارشنبه توبه کاتولیک ها که دراستان لویزیانا کاروان شادی حرکت میکند
Other Matches
short haul کاروان دریایی که بین سواحل دو کشور بیگانه و ناشناس حرکت میکند
short-haul کاروان دریایی که بین سواحل دو کشور بیگانه و ناشناس حرکت میکند
carnivals کاروان شادی جشن
carnival کاروان شادی جشن
k day روز حرکت کاروان دریایی روز شروع حرکت کاروان
differential ailerons ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
convoy schedule برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
sortie یک کاروان دریایی یاحرکت یک کاروان دریائی
sorties یک کاروان دریایی یاحرکت یک کاروان دریائی
convoy route مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
destructive cursor نشانه گری که متنی را که روی آن حرکت میکند پاک میکند
carriages بخش مکانیکی ماشین تایپ یا چاپگر که کاغذی که باید چاپ شود را به درستی حرکت میکند و محلش را تنظیم میکند
Web crawler نرم افزاری که درهر صفحه وب جدید در اینترنت حرکت میکند و یک اندیس پایه روی محتوای هرصفحه ایجاد میکند
carriage بخش مکانیکی ماشین تایپ یا چاپگر که کاغذی که باید چاپ شود را به درستی حرکت میکند و محلش را تنظیم میکند
mouses وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouse وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
scanner وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanners وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
rear commodore سرپرست کاروان دریایی جانشین فرمانده کاروان دریایی
flatbed وسیلهای با شیشه مسط ح که کار هنری روی آن قرار می گیرد نوک اسکن زیر شیشه حرکت میکند و تصویر را به فایل گرافیکی تبدیل میکند
circulating چرخش ذخیره سازی که دادههای ذخیره شده رابه صورت مجموعهای از باس ها که در طول رسانه حرکت می کنند نگهداری میکند و وقتی به انتها می رسند دوباره تولید میکند
quadrature encoding سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
Weds چهارشنبه
midweek چهارشنبه
mouse حرکت میکند
mouses حرکت میکند
woden "ادین " خدای روز چهارشنبه
round آنچه در دایره حرکت میکند
roundest آنچه در دایره حرکت میکند
caloric engine ماشینی که باهوای گرم حرکت میکند
air controlman کسیکه حرکت هواپیما را کنترل میکند
convoy routing تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
reads کانال حمل داده که در دو جهت حرکت میکند
rail borne vehicle وسیله نقلیهای که روی ریل حرکت میکند
read کانال حمل داده که در دو جهت حرکت میکند
ginny carriage واگن بارکش که روی ریل حرکت میکند
straight ball پرتابی در بولینگ که گوی باچرخش مستقیما حرکت میکند
coulisse ناویا شیاری که دریچه بند اب دران حرکت میکند
fleeting target هدف متحرک و زودگذر هدفی که با سرعت حرکت میکند
autogyro هواپیمایی سنگین که توسط چند رتور حرکت میکند
cation یونی با بار مثبت که در جهت اسمی جریان حرکت میکند
handcar چهارچرخه کوچکی که بوسیله دست یا موتورکوچکی روی خط اهن حرکت میکند
sea skimmer موشکی که در روی سطح اب سینه مال حرکت میکند موشک خزنده
wingman خلبانی که خارج از فرمان دسته هوایی حرکت میکند خلبان جناحی
friction feed مکانیزم چاپگر که در آن کاغذ با قرار دادن آن بین دوچرخ حرکت میکند
crossing target هدفی که درسمت حرکت میکند هدف عبور کننده در مسیر رژه
swim گرافیک کامپیوتری که به علت واحد نمایش خراب به آرامی حرکت میکند
swims گرافیک کامپیوتری که به علت واحد نمایش خراب به آرامی حرکت میکند
gust lock قفل داخلی سطوح فرامین که از حرکت انها در اثر باد شدیدجلوگیری میکند
mdr ثباتی در CPU که داده را پیش از پردازش یا حرکت به محلی از حافظه فشرده میکند
tandem roller نوعی قلطک که دارای چرخهای فلزی بوده وچرخها پشت سر هم حرکت میکند
fasted آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fast آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fastest آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fasts آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
hovercrafts رسانگری که با فشرده کردن هوا در زیر بالای سطح وبدون تماس با ان حرکت میکند
hovercraft رسانگری که با فشرده کردن هوا در زیر بالای سطح وبدون تماس با ان حرکت میکند
vertical متن نمایش داده شده که بالا وپایین صفحه کامپیوتر حرکت میکند در هر لحظه یک خط
pointing device وسیله ورودی که محل نشانه گر را روی صفحه کنترل میکند طبق حرکت آن توسط کاربر
hotspot فضای خاص در تصویر یا نمایش که در صورت حرکت کردن نمایشگر روی آن کار خاصی میکند
climp milling عمل فرز کاری که طی ان قطعه کار در همان جهت حرکت تیغه برش به جلومرکت میکند
gains افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
gained افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
gain افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
sag wagon وسیله نقلیه که به دنبال دوچرخه سواران در جاده حرکت میکند تا کسانی را که از مسابقه خارج می شوندسوار کند
mail server کامپیوتری که پستهای وارد شده در ذخیره میکند و به کاربر صحیح ارسال میکند و پست خروجی را ذخیره میکند و به مقصد درست روی اینترنت منتقل میکند
mouses وسیله ورودی کوچک دستی که روی سطح صاف حرکت میکند تا محل نشانه گر در صفحه را مشخص کند
mouse وسیله ورودی کوچک دستی که روی سطح صاف حرکت میکند تا محل نشانه گر در صفحه را مشخص کند
romanist کاتولیک
RC کاتولیک
miaasl کاتولیک ها
of the catholic persuasion کاتولیک
resipiscence توبه
contrition توبه
irrepentant بی توبه
repentance توبه
mechanical mouse mouse حرکت داده میشود و توپ درون آن می چرخد و به احساس کننده ها که حرکات افق و عمودی را کنترل می کنند برخورد میکند
cable drum قرقره استوانه شکلی که کابل کنترل به دور ان پیچیده شده و مقدار کابلی که با هرچرخش دسته حرکت میکند راافزایش میدهد
crawlers وسیله نقلیهای که روی زنجیر حرکت میکند وسیله نقلیه خزنده
crawler وسیله نقلیهای که روی زنجیر حرکت میکند وسیله نقلیه خزنده
regulus نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
movable نوک دیسک مغناطیسی که در روی دیسک حرکت میکند تا به شیار مورد نظر برسد
Catholics ازاده کاتولیک
catholicize کاتولیک کردن
popish شبیه کاتولیک
popery کلیسای کاتولیک رم
Catholic ازاده کاتولیک
catholicize کاتولیک شدن
impenitence عدم توبه
contrite توبه کار
penitence ندامت توبه
penitent توبه کار
penintent توبه کار
repenter توبه کار
impenitent توبه ناپذیر
scroll متنی که روی صفحه پیکسل به پیکسل ونه خط به خط بالا می رود و حرکت ملایم تری ایجاد میکند
scrolls متنی که روی صفحه پیکسل به پیکسل ونه خط به خط بالا می رود و حرکت ملایم تری ایجاد میکند
orion hound کاروان کش
train کاروان
trained کاروان
trains کاروان
caravan کاروان
caravans کاروان
convoys کاروان
convoy کاروان
kafila کاروان
You are more catholic than the pope. <proverb> از پاپ کاتولیک تر شده اى .
romanize کاتولیک مسلک کردن
canon low قانون کلیسای کاتولیک
Catholics عضو کلیسای کاتولیک
Catholic عضو کلیسای کاتولیک
greek catholic عضوکلیسای کاتولیک رومی
monseigneur مسیو کشیش کاتولیک
of the catholic persuasion وابسته به تیره کاتولیک
contrite از روی توبه وپشیمانی
resipiscent توبه کار تائب
shrive توبه دادن وبخشیدن
penance وادار به توبه کردن
shrift ایین توبه وبخشش
magdalen or lene فاحشه توبه کرده
to be penanced با ریاضت توبه کردن
contritely ازروی توبه وپشیمانی
penintent شخص توبه کار
penitential psalms مزامیر توبه و استغفار
to do penance با ریاضت توبه کردن
penitently از روی پشیمانی و توبه
repentantly از روی توبه و پشیمانی
motorcade کاروان موتوری
motorcades کاروان موتوری
caravanning گذراندنتعطیلیدر کاروان
for a caravan برای هر کاروان
Roman Catholics وابسته به کلیسای کاتولیک روم
pontifex عضو شورای کشیشان کاتولیک
lent 04 روز پرهیز وروزه کاتولیک ها
Roman Catholic وابسته به کلیسای کاتولیک روم
soutane ردای مخصوص کشیشان کاتولیک
shrove tuesday سه شنبه قبل ازچهارشنبه توبه
penance توبه وطلب بخشایش پشیمانی
repent توبه کردن پشیمان شدن
to repent one's sins از گناهان خود توبه کردن
repented توبه کردن پشیمان شدن
shrovetide سه روز قبل ازچهارشنبه توبه
repents توبه کردن پشیمان شدن
repenting توبه کردن پشیمان شدن
lector قاری کتاب مقدس در کلیسای کاتولیک
major seminary دانشکده علوم روحانی جماعت کاتولیک
zucchetto شبکلاه یا عرقچین سفیدرنگ کشیش کاتولیک
extreme unction مسح اخری تدهین دم مرگ کاتولیک ها
ocean convoy کاروان اقیانوس پیما
evacuation convoy کاروان اخراجات دریایی
impenitence بی میلی نسبت بتوبه توبه ناپذیری
penitentially چنانکه شخص را پشیمان و توبه کارنماید
source حرکت داده بین دو شبکه که داده را با Taken بررسی میکند و داده را به ایستگاه صحیح می فرستد
gregorian chant سرود مذهبی ساده کلیسای کاتولیک رومی
neoscholasticism نهضت ادبی ادبای کاتولیک قرن نوزدهم
romanism اصول عقاید کلیسای کاتولیک معتقدات کاتولیکی
convoys کاروان دریایی ستون موتوری
sirius ستاره کاروان کش درکلب اکبر
sortie number شماره پرواز یا کاروان دریایی
escort ship ناو محافظ کاروان دریایی
convoy کاروان دریایی ستون موتوری
scanner وسیلهای با صفحه مسط ح شیشهای که روی آن شکل یا عکس یا متن قرار دارد. نوک اسکن پایین شیشه حرکت میکند وتصویر را به داده که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanners وسیلهای با صفحه مسط ح شیشهای که روی آن شکل یا عکس یا متن قرار دارد. نوک اسکن پایین شیشه حرکت میکند وتصویر را به داده که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
mantelletta شنل بلند تا سر زانو مخصوص کاردینال کلیسای کاتولیک
reunionist کسیکه که هواخواه پیوندکلیسای کاتولیک باکلیسای انگلیس میباشد
The Catholic Church springs [comes] to mind as an obvious example. کلیسای کاتولیک به عنوان یک نمونه بارز به ذهن می آید.
convoy assembly port بندر محل تجمع کاروان دریایی
square wave باس ای که عمودی حرکت میکند. به طرف بالا سپس سطح خود را تغییر میدهد وعمودی پایین می آید. بازیابی داده از پایگاه داده ها به کار می رود
epicycle دایرهای که مرکزش روی محیط دایره بزرگتری است ودر مدار دایره بزرگتری حرکت میکند
bridges وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
bridged وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
bridge وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
lenten veil پرده روی صلیب ومجسمه ها [دوران پرهیز وروزه کاتولیک ها]
biretta یکجور کلاه چهارگوش که کشیشان کلیسای کاتولیک روم بر سر می گذارند
hunger cloth پرده روی صلیب ومجسمه ها [دوران پرهیز وروزه کاتولیک ها]
main body عمده قوای کاروان دریایی نیروی اصلی تک
position buoy بویه نشان دهنده موقعیت کاروان دریایی
dump نرم افزاری که اجرای برنامه را متوقف میکند وضعیت داده و برنامههای مربوطه را بررسی میکند و برنامه مجدداگ شروع میکند
airiness شادی
glee شادی
joyless بی شادی
exultation شادی
jubilation شادی
pleasance شادی
joyance شادی
rejoicing شادی
rejoicings شادی
joys شادی
capers شادی
joy شادی
capered شادی
caper شادی
galas شادی
revelery شادی
gaiety شادی
gala شادی
curvet شادی
incremental computer وسیله خروجی گرافیکی که در مراحل کوچک حرکت میکند بار داده ورودی که اختلاف بین محل فعلی و محل لازم را نشان میدهد که خط ها و منحنی ها به صورت مجموعهای خط وط مستقیم انجام شود
revelling شادی کردن
revelled شادی کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com