Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 226 (12 milliseconds)
English
Persian
triplex
سه قسمتی
triploidy
سه قسمتی
Search result with all words
slab
گروه کوچکی از ارقام باینری قسمتی از یک WORD
slabs
گروه کوچکی از ارقام باینری قسمتی از یک WORD
loft
زاویه سطح قسمتی از سرچوب گلف دور از قسمت عمودی
lofts
زاویه سطح قسمتی از سرچوب گلف دور از قسمت عمودی
face
قسمت جلو شی ء رویه راکت قسمتی از چوب هاکی که با گوی تماس داردشیب صاف جلو موج
faces
قسمت جلو شی ء رویه راکت قسمتی از چوب هاکی که با گوی تماس داردشیب صاف جلو موج
wing
قسمتی از یک بخش یا ناحیه
winging
قسمتی از یک بخش یا ناحیه
bundle
دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
bundles
دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
bundling
دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
poke
فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
poked
فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
pokes
فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
poking
فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
clipboard
قسمتی از حافظه کامپیوتر که به منظور ذخیره دادهای که از یک فایل یا برنامه دیگرمنتقل میشود کنار می گذارند تخته رسم
clipboards
قسمتی از حافظه کامپیوتر که به منظور ذخیره دادهای که از یک فایل یا برنامه دیگرمنتقل میشود کنار می گذارند تخته رسم
appendix
قسمتی در انتهای کتاب حاوی اطلاعات اضافی
appendixes
قسمتی در انتهای کتاب حاوی اطلاعات اضافی
footing
قسمتی از پی ساختمان که بارها رامستقیما" به خاک منتقل میکند
robotics
علم دستگاههای خودکار قسمتی از هوش مصنوعی درارتباط با روبوت علم طراحی و استفاده از روبوت
branch
در مدارات الکتریکی قسمتی ازیک شبکه متشکل از یک یا چندالمنت دو ترمینالی که بصورت سری به یکدیگرمتصل شده اند
branches
در مدارات الکتریکی قسمتی ازیک شبکه متشکل از یک یا چندالمنت دو ترمینالی که بصورت سری به یکدیگرمتصل شده اند
yoke
قسمتی از سیستم انحراف پرتوالکترونی که برای ادرس دهی یک نمایش تصویری بکار می رود
spirit
حمیت قسمتی
spiriting
حمیت قسمتی
sector
قسمتی ازجبهه
sectors
قسمتی ازجبهه
wrist
قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست رامی پوشاند
wrists
قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست رامی پوشاند
grand tour
سفر وسیاحتی که جوانان اشراف زاده انگلیسی بعنوان قسمتی ازتعلیم وتربیت خود میکردند
grand tours
سفر وسیاحتی که جوانان اشراف زاده انگلیسی بعنوان قسمتی ازتعلیم وتربیت خود میکردند
dairies
قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
dairy
قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
portion
قسمتی
portions
قسمتی
recital
قسمتی از سند که اعمال و اسناد ومباحث و مطالبی را که به تنظیم ان منجر شده است راشرح میدهد
recitals
قسمتی از سند که اعمال و اسناد ومباحث و مطالبی را که به تنظیم ان منجر شده است راشرح میدهد
unit
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
units
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
fraction
کسر درصدی از قسمتی از
fractions
کسر درصدی از قسمتی از
apron
چمن کوتاه اطراف سوراخ گلف قسمتی از کف رینگ بوکس
aprons
چمن کوتاه اطراف سوراخ گلف قسمتی از کف رینگ بوکس
distance
مدت بازی قسمتی از مسیر مسابقه مشخص شده به وسیله پرچم یا میله
distances
مدت بازی قسمتی از مسیر مسابقه مشخص شده به وسیله پرچم یا میله
flush
خالی کردن قسمتی از حافظه و محتویات ان
flushes
خالی کردن قسمتی از حافظه و محتویات ان
flushing
خالی کردن قسمتی از حافظه و محتویات ان
footprint
قسمتی از سطح لاستیک که بامسیر تماس دارد
footprints
قسمتی از سطح لاستیک که بامسیر تماس دارد
parish
قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
parishes
قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
inside
ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
insides
ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
crease
قسمتی از زمین کریکت
creased
قسمتی از زمین کریکت
creases
قسمتی از زمین کریکت
creasing
قسمتی از زمین کریکت
guard
چرم یا زه در قسمتی از چوب بازی لاکراس غلطاندن گوی به جلو یار برای محافظت ان از گوی حریف
guarding
چرم یا زه در قسمتی از چوب بازی لاکراس غلطاندن گوی به جلو یار برای محافظت ان از گوی حریف
guards
چرم یا زه در قسمتی از چوب بازی لاکراس غلطاندن گوی به جلو یار برای محافظت ان از گوی حریف
partial
بخشی قسمتی
limelight
قسمتی ازصحنه نمایش که بوسیله نورافکن روشن شده باشد محل موردتوجه وتماشای عموم
plank
قسمتی ازبرنامه
flat
قسمتی از یک عمارت
flattest
قسمتی از یک عمارت
mastectomies
پاره کردن وبرداشتن پستان یا قسمتی از پستان
mastectomy
پاره کردن وبرداشتن پستان یا قسمتی از پستان
quarterdeck
عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
quarterdecks
عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
whip
پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
whipped
پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
whips
پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
skip
ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
skipped
ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
skips
ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
split second
قسمتی از ثانیه
leg
قسمتی از مسابقه
leg
ساق پا قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپ زدن و محدوده اطراف او
legs
قسمتی از مسابقه
legs
ساق پا قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپ زدن و محدوده اطراف او
scrap
عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
scrapped
عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
scrapping
عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
scraps
عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
ragged
قسمتی که در وسط صفحه قرار ندارد , متن با حاشیه سمت راست نامسط ح
module
قسمتی از سفینه فضایی
modules
قسمتی از سفینه فضایی
lobotomies
برش قسمتی از مغز
lobotomy
برش قسمتی از مغز
crop
حذف قسمتی از یک تصویر درگرافیکهای کامپیوتری
cropped
حذف قسمتی از یک تصویر درگرافیکهای کامپیوتری
crops
حذف قسمتی از یک تصویر درگرافیکهای کامپیوتری
neck
قسمتی از سر چوب گلف ولاکراس
necks
قسمتی از سر چوب گلف ولاکراس
zap
پاک نمودن قسمتی از برنامه
zapped
پاک نمودن قسمتی از برنامه
zapping
پاک نمودن قسمتی از برنامه
zaps
پاک نمودن قسمتی از برنامه
Other Matches
shank
ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
partite
قسمتی
esprit
حمیت قسمتی
spirit de corps
روحیه قسمتی
pate
سر یا قسمتی از سرانسان
haxamerous
شش بخشی شش قسمتی
spirit de corps
حمیت قسمتی
esprit de corps
روحیه قسمتی
esprit de corps
حمیت قسمتی
triploid
سه قسمتی سه بخشی
tripartition
سه قسمتی کردن
double cloister
راهرو دو قسمتی
another guess
قسمتی دیگر
helmeted
دارای قسمتی که مانندخودباشد
rebates
پرداخت قسمتی از بدهی
rebate
پرداخت قسمتی از بدهی
expansion joint
اتصال چند قسمتی
aliquot part charge
خرج چند قسمتی
march unit
قسمتی ازستون راهپیمایی
section charge
خرج چند قسمتی
ram's horn
قسمتی ازاستحکامات خندق
striking out pleading
حذف قسمتی از مدافعات
part
[ial]
payment of a fine
پرداخت قسمتی از جریمه
neck of the woods
<idiom>
ناحیه یا قسمتی از کشور
barons
شخص مهم وبرجسته در هر قسمتی
baron
شخص مهم وبرجسته در هر قسمتی
slot charter
اجاره قسمتی از وسیله نقلیه
displacement hull
قسمتی از بدنه قایق که در اب می ماند
aft flap
آخرین قسمت فلپهای سه قسمتی
aliquot propelling charge
خرج پرتاب چند قسمتی
pneumonectomy
قطع وبرداشتن ریه با قسمتی از ان
lobectomy
برداشتن قسمتی ازیک عضو
freeboard
قسمتی از قایق که بیرون اب است
fractional damage
خسارت وارده به قسمتی از وسیله
hash mark
قسمتی از زمین پس از عبوراز خط یک یاردی
group rendezvous
نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
open ice
قسمتی از محوطه بازی که حریف در ان نیست
lectionary
ایات منتخبه یا قسمتی از کتاب مقدس
faubourg
قسمتی ازشهر که بیرون دروازه باشد
alethiology
قسمتی از منطق که باحقیقت سروکار دارد
judea
یهودیه که قسمتی از جنوب فلسطین بوده
saddleback
قسمتی از پشته کوه که مانندزین گاواست
fat bits
بزرگ کردن قسمتی از صفحه نمایش
cymric
وابسته به سیمر قسمتی ازبریتانیای کبیر
table flap
قسمتی از میزکه خوابانیده یابلند میشود
contract termination
فسخ یا خاتمه تمام یا قسمتی از قرارداد
tail skid
قسمتی که وزن دم هواپیما رامتحمل میشود
paleocene
قسمتی از دوران سوم زمین شناسی
gastrectomy
عمل برداشتن تمام یا قسمتی از معده
baying
قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
bays
قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
main yard
قسمتی از عرشه که بادبان اصلی در ان واقع است
leg side
قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپزن
almonry
[قسمتی از ساختمان که خیرات و صدقات را در آنجا می دادند.]
accessory of section
قسمتی از موتور که متعلقات روی ان نصب شود
fermata
تطویل وکشش قسمتی ازموسیقی توسط نوازنده
dower
قسمتی ازدارایی مرد که پس از فوتش به همسر وی می رسد
targum
ترجمه زبان ارامی قسمتی از عهد عتیق
headstock
قسمتی ازماشین که میله گردندهای روی ان قرارمیگیرد
descender
قسمتی از حروف کوچک که پایین تر از خط شروع می شوند
back order
قسمتی از کالای مشتری که به علتی تحویل نشده
Please let me take a share in the expenses.
اجازه بدهید منهم قسمتی از هزینه را بدهم
vacuity
قسمتی از بشکه یا هر فرف دیگری که خالی باشد
bayed
قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
beaver
قسمتی از کلاه خود که پایین صورت را میپوشاند
beavers
قسمتی از کلاه خود که پایین صورت را میپوشاند
warhead
قسمتی از موشک که حاوی مواد منفجره میباشد
entablature
قسمتی از سر ستون که شامل کتیبه وگلویی است
warheads
قسمتی از موشک که حاوی مواد منفجره میباشد
bay
قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
file handing routine
قسمتی از یک برنامه کامپیوترکه داده را از یک فایل خوانده و در ان می نویسد
hypotrachelion
[um]
[در معماری کلاسیک قسمتی بین سرستون و میله ستون]
nose piece
قسمتی از ریز بین که حامل عدسی شیئی است
outwork
قسمتی از کار شرکت که توسط افرادخارجی انجام میگیرد
land tie
تیر یا جرزی که قسمتی ازدیوار را بزمین اتصال میدهد
check point
نقطهای است برای زمانگیری قسمتی از مسابقه اتومبیلرانی
ullage
قسمتی از حجم بشکه یا هرفرف دیگری که خالی باشد
but for income
قسمتی از درامد که به علت دخالت عامل بخصوصی عایدشده
plateform
بلندی قسمتی از کف سالن یا محلی بنیاد یا اساس چیزی
daisy ham
قسمتی از گوشت یا استخوان دود داده شانه خوک
herpetology
قسمتی ازجانور شناسی که درباره خزندگان وذوحیاتین بحث میکند
qube
تسهیلات اطلاعاتی که قسمتی از یک سیستم پیشرفته کابل تلویزیونی است
virtual inertia
قسمتی از نیروی اینرسی که روی جسم در حال نوسان اثرمیکند
metencephalon
قسمتی از مغز جنین که سازنده مخچه وبصل النخاع است
germinal area
قسمتی از پلاستودرم که جنین اصلی مهره داران را تشکیل میدهد
burner compartment
قسمتی از روپوش موتور که روی محفظه احتراق قرارگرفته است
aeromedicine
قسمتی از طب که دربارهء بیماریها و اختلالات ناشی از پرواز گفتگو میکند
working section
قسمتی از تونل باد که مدل یاجسم مورد ازمایش در ان قرار میگیرد
profit centre
قسمتی از سازمان که مسئولیت محاسبه هزینه هاو درامدها را به عهده دارد
restricted propellant
سوخت جامد که تنها قسمتی از سطح ان در معرض احتراق قرار دارد
dentil-band
[بخش مستطیلی شکلی از لایه ی گچ بری شده در قسمتی از پیشانی سرستون]
spooling
یلهای نوار اماده شدن قسمتی از سیستم جهت پردازش ان قرقره کردن
ante-chapel
[قسمتی از نیایشگاه خصوصی شبیه گوشواره عرضی کلیسا با فضار ورودی مجزا]
ionosphere
قسمتی از فضای جوزمین که از ارتفاع 52 میل شروع میشود و تا00022میل ادامه دارد
homosphere
قسمتی از اتمسفر که در ان تغییری در ترکیب و ساخت گازهای تشکیل دهنده مشاهده نمیشود
control unit
قسمتی از یک کامپیوتر که عملکرد صحیح واحدهای اریتمتیک نگهداری و انتقال اطلاعات را کنترل میکند
reentry vehicle
مدول یا قسمتی از سفینه فضایی که مجددا بایستی ازجو عبور کند تا به زمین برسد
capital levy
مالیات بر سرمایه افرادحقیقی قسمتی از ثروت کشورکه جبرا" توسط دولت اخذ میشود
heterosphere
قسمتی از اتمسفر که در ان ساختار و وزن مولکولی متوسط گازهای تشکیل دهنده مختلف است
appropriation
در CLتقاضانامه ایست که بستانکاربرای بدهکار می فرستد ودرخواست پرداخت قسمتی ازطلب خود را می نماید
lightening hole
سوراخی که در قسمتی ازسازه که کمتر تحت تنش قراردارد برای کاهش وزن ایجادمیشود
breaker line
خطی در رسم فنی برای نشان دادن حذف قسمتی از جسم درشکل مزبور
oblique compartment
قسمتی از زمین که محورطولی ان نسبت به سمت حرکت یکانها به طور مایل قرار گرفته باشد
acrostolium
[قسمتی از دماغه کشتی در ناو جنگی باستان مه معمولا مدور، مارپیچ یا شکلی شبیه حیوانات داشته است.]
controlled airspace
قسمتی از هوا یا فضا در ابعادو اندازههای معین که سرویس کنترل هوایی برای ان تدارک دیده شده است
preventive justice
قسمتی ازحقوق که به بررسی اقدامات مختلفی که برای جلوگیری ازارتکاب جرم از ناحیه تبهکاران احتمالی لازم است اختصاص دارد
cost plus contracts
قسمتی از کالا را که به سفارش کسی ساخته میشود و هنوزعملا " ساخته نشده
noncontiguous facility
تاسیسات دور از یکان یاقسمت مربوط تاسیسات خارج از محوطه قسمتی
dead freight
کرایه قسمتی از کشتی که به صرفنظر از استفاده یا عدم استفاده باید پرداخت شود
swiple
قسمتی از گندم کوب یاخرمن کوب که تاب خورده مستقیمابرگندم فرودمی اید
control panel
صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
trey
پیشوندیست بمعنی دارای سه قسمت وسه قسمتی وسه تایی وهرسه واحد یکبار
osteotomy
برش استخوان و جداکردن و خارج کردن قسمتی از استخوان
operating personnel
افرادی که با یک دستگاه کار می کنند یا قسمتی را به کار می اندازند
caged storage
قسمتی از انبار که برای نگهداری اقلام مخصوص وخطرناک در نظر گرفته شده انبار محصور
dependency
[قسمتی از ساختمان های جدا از ساختمان اصلی]
general act
قرارداد عمومی سندی است که شرکت کنندگان در کنفرانس تنظیم نموده مفاد ان را مانند قسمتی ازقوانین داخلی بر خود لازم الاتباع اعلام می نمایند
in the line of duty
<idiom>
کار یا رویدادی بصورت قسمتی از کار
zoo ecology
قسمتی از علم جانور شناسی که در باره روابط جانور بامحیط خود بحث میکند بوم شناسی حیوانی
irredentism
نهضت استرداد منظور جنبشی است که هدف ان پیوستن قسمتی از اراضی مجاور یک کشورکه اهالی ان به زبان اهالی کشور منشاء نهضت صحبت می کنند به این مملکت باشد
club steak
قسمتی از گوشت ران گاو گوشت گاو بریان شده
differential ailerons
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
simple design
طرف کف ساده
[هرگاه قسمتی و تمام فرش را بصورت ساده و بدون هیچگونه طرحی می بافند. نمونه آن فرش قائنات یا آستان قدس است که فضای بین لچک و ترنج کف ساده و قرمز می باشد.]
post knotting
پشت زنی
[تعویض گره ها بعد از اتمام فرش]
[گاه جهت تعویض نگاره ها در قسمتی از فرش بافته شده و یا جهت قدیمی جلوه دادن فرش با تعویض گره ها در محل درج تاریخ، گره ها را تعویض می کنند.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com