Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 232 (12 milliseconds)
English
Persian
boring chuck
سه نظام مته
drill chuck
سه نظام مته
Search result with all words
service
نظام وفیفه
serviced
نظام وفیفه
cosmologies
نظام عالم وجود
cosmology
نظام عالم وجود
regulations
نظام نامه
exemption
معافی نظام
buck
دولادولا رفتن سواره نظام
bucks
دولادولا رفتن سواره نظام
code
نظام نامه
socialism
نظام اشتراکی
order
نظام معماری
horse
سواره نظام
trend
نظام
trends
نظام
system
نظام
system
نظام سیستم
systems
نظام
systems
نظام سیستم
slacker
فراری ازخدمت نظام
slackers
فراری ازخدمت نظام
chuck
دستگاه نظام
chuck
صفحه نظام
chuck
سه نظام
chucked
دستگاه نظام
chucked
صفحه نظام
chucked
سه نظام
chucks
دستگاه نظام
chucks
صفحه نظام
chucks
سه نظام
infantryman
سرباز پیاده نظام
infantryman
جمعی پیاده نظام
infantrymen
سرباز پیاده نظام
infantrymen
جمعی پیاده نظام
horseman
سواره نظام
cosmos
نظام عالم وجود
dragoon
سواره نظام
dragoon
سواره نظام راهدایت کردن
dragoons
سواره نظام
dragoons
سواره نظام راهدایت کردن
serve
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
served
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
serves
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
phalanx
دسته بهم فشرده پیاده نظام سنگین اسلحه
phalanxes
دسته بهم فشرده پیاده نظام سنگین اسلحه
double standard
نظام دو معیاری
communism
نظام اشتراکی
communism
کمونیسم نظام اقتصادی مبتنی براندیشههای مارکسیستی که مالکیت و ابزار تولید عمومی و در کنترل دولت قرار دارد
feudalism
نظام زمینداری
cavalier
سوار نظام کاوالیه خوش لباس و پرزرق و برق
conscription
نظام وفیفه
regulation
نظامنامه مقررات و نظامات نظام تنظیم
societies
نظام اجتماعی گروه
society
نظام اجتماعی گروه
conscript
مشمول نظام کردن
conscripted
مشمول نظام کردن
conscripting
مشمول نظام کردن
conscripts
مشمول نظام کردن
military service
خدمت نظام وفیفه
military service
نظام وفیفه
cavalry
سواره نظام
constitution
نظام نامه مزاج
constitutions
نظام نامه مزاج
phonology
نظام صوتی
military
نظام
military
مربوط به نظام
infantry
پیاده نظام
infantry
رسته پیاده نظام
accompanying fire
اتشی که پیاده نظام در زیران پیشروی میکند
accounting system
نظام حسابداری
action system
نظام عمل
agrarian system
نظام ارضی
air infantry
پیاده نظام محمول هوایی
army regulation
نظام نامه ارتشی
back gear
یک رشته چرخ دنده که به پایه نظام ماشین تراش وصل می شوند
back gear shaft
محور چرخ دنده هایی که به پایه نظام ماشین تراش متصل می شوند
banking system
نظام بانکداری
barter system
نظام پایاپای
barter system
نظام تهاتری
bimetallism
نظام پولی دو فلزی
binary system
نظام دو نمادی
biological system
نظام زیستی
biosystem
نظام زیستی
capitalist system
نظام سرمایه داری
capitalist system
نظام کاپیتالیسم
caste system
نظام طبقهای منفصل
caste system
نظام کاستی
cavalry man
سوار در سوار نظام
cavalry unit
یکان سوار نظام
centralized system
نظام متمرکز
chevalier
سرباز سواره نظام و مسلح سوار
chuck lathe
سه نظام ماشین تراش
chuck wrench
اچار سه نظام
clamping chuck
سه نظام بست دار
class system
نظام طبقاتی
closed system
نظام اقتصادی بسته
closed system
نظام بسته
cognitive system
نظام شناختی
collectivism
نظام اشتراکی
colonial system
نظام استعماری
commercial banking system
نظام بانکداری تجارتی
Other Matches
marxist economics
نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
dress left
از چپ نظام یا از راست نظام
left d.
نظام به چپ
communication system
نظام ارتباطی
price system
نظام قیمتی
dual price system
نظام دو قیمتی
serfdom
نظام رعیتی
serfdom
نظام دهقانی
sensorium
نظام حسی
serfdom system
نظام رعیتی
communist system
نظام کمونیستی
educational system
نظام اموزشی
miniature system
خرده نظام
filing system
نظام بایگانی
market system
نظام بازار
man power
مشمولین نظام
factory system
نظام کارخانهای
landlordism
نظام اربابی
foot infantry
پیاده نظام
jaw chuck
سه نظام فک دار
incentive system
نظام تشویقی
household system
نظام تولیدخانوادگی
household system
نظام خانوادگی
dynamic system
نظام پویا
mixed system
نظام مختلط
price system
نظام قیمت
conversational system
نظام محاورهای
credit system
نظام اعتباری
cutter chuck
سه نظام فرز
delusional system
نظام هذیانی
open system
نظام باز
musculature
نظام عضلانی
economic system
نظام اقتصادی
modern system
نظام جدید
modern system
نظام نوین
mnemonic system
نظام یادیار
hand operated chuck
سه نظام دستی
mechanism of the organ
نظام تشکیلات
yeomanry
سواره نظام
welfare system
نظام رفاهی
value system
نظام ارزشها
underdetermined system
نظام نامعین
the military profession
کار نظام
skirmisher
پیاده نظام
tax system
نظام مالیاتی
taylorism
نظام تیلور
systematization
نظام دهی
system dynamics
پویائی نظام
social system
نظام اجتماعی
serfdom system
نظام سرفی
systems analysis
نظام شناسی
social security system
نظام تامین اجتماعی
selective service
خدمت داوطلبانه نظام
light infantry
پیاده نظام سبک
merit system
نظام شایستگی نگر
janizary
سرباز پیاده نظام
ironside
نام سواره نظام
simultaneous equation system
نظام معادلات همزمانی
grabby
نفر پیاده نظام
gold standard
نظام پایه طلا
progressive tax system
نظام مالیات تصاعدی
right shoulder arms
فرمان ازراست نظام
proportional tax system
نظام مالیات تناسبی
voluntaryist
مخالف نظام وفیفه
voting system
نظام رای گیری
quota system
نظام سهمیه بندی
wage system
نظام پرداخت دستمزد
rationing system
نظام جیره بندی
planning system
نظام برنامه ریزی
rationing system
نظام سهمیه بندی
monarchical
هواداری نظام شاهی
phylarch
فرمانده سواره نظام
normal interval
فرمان از جلو نظام
national service
خدمت نظام وظیفه
regressive tax system
نظام مالیاتی کاهنده
regressive tax system
نظام مالیاتی نزولی
systems approach
رویکرد نظام نگر
systematized delusions
هذیانهای نظام یافته
to enter the military
داخل نظام شدن
conscription law
قانون نظام وفیفه
desert from military service
فراری از خدمت نظام
dogface
سرباز پیاده نظام
dough boy
سرباز پیاده نظام
foot soldier
سرباز پیاده نظام
doughboy
سرباز پیاده نظام
exchange rate system
نظام نرخ ارز
gold backing system
نظام پایه طلا
federal reserve system
نظام فدرال رزرو
gold backing system
نظام پشتوانه طلا
free market system
نظام بازار ازاد
free enterprise system
نظام اقتصاد ازاد
free enterprise system
نظام تجارت ازاد
extended family system
نظام فامیلی گسترده
free economic system
نظام اقتصاد ازاد
gold currency system
نظام پولی طلا
electrically operated chuck
سه نظام با عملکرد الکتریکی
effective tax system
نظام موثر مالیاتی
dragonnades
بوسیله سواره نظام
drill socket
[مخروطی سه نظام مته]
gold standard
نظام پولی طلا
to bear arms
خدمت نظام کردن
foreign value system
نظام ارزشی بیگانه
draftee
احضار شده به خدمت نظام
yeomanry
سواره نظام سرباز داوطلب
price support system
نظام قیمتهای حمایت شده
light horse
سوار نظام سبک اسلحه
cornetcy
پرچم داری سواره نظام
equites
سواره نظام صاحب امتیاز
open ranks
گسترش باز درسواره نظام
foot guards
پیاده نظام های انگلستان
land service
خدمت نظام در نیروی زمینی
monarchical
وابسته به یا همانند پادشاه یا نظام پادشاهی
planning programming budgetting
نظام برنامه ریزی بودجه برنامهای
hussar
سرباز سواره نظام سبک اسلحه
social security wealth
ثروت ناشی از نظام تامین اجتماعی
janissary
ینی چری سرباز پیاده نظام
against the tide
<adv.>
مخالف نظام عمومی
[اصطلاح مجازی]
liability to military service
مشمولیت برای خدمت نظام وفیفه
system dynamics
شناخت اثرعوامل تغییر دهنده نظام
zouave
یکی از افراد پیاده نظام فرانسوی در الجزایر
to go with the flow
<idiom>
در مسیر نظام عمومی رفتن
[اصطلاح مجازی]
judge made law
نظام حقوقی مبتنی بر سوابق قضایی و ارا محاکم
low-tech
وابسته به شرکتها و نظام های بازرگانی متکی به کم فنآوری
petronel
یکجور تپانچه بزرگ که سواره نظام شدههای 61و 71بکارمیبردند
minuteman
داوطلبانی که متعهد بودند بمحض احضار حاضر بخدمت نظام شوند
sabretache
خرجین یاکیسه چرمی پهن که بکمر بند سرباز سواره نظام اویخته است
The infantry attacked in waves .
پیاده نظام بصورت موج ( موج) وار حمله کرد
grenadier
سرباز هنگ پیاده پیاده نظام
horse guards
گارد مخصوص سواره نظام گارد سوار نگهبان سوار
mixed capitalism
نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com