English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
cachexia سوء هاضمه زردی صورت
Other Matches
icteric زردی بر
yellowing زردی
jaundice زردی
yellowed زردی
yellows زردی
yellow زردی
autumn زردی
pallidness زردی
autumns زردی
paleness زردی
icterus زردی
yellowness زردی
digestive هاضمه
inventory از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
xanthic مایل به زردی
yellowy متمایل به زردی
enteron لوله هاضمه
digestive gland غده هاضمه
alimentary canals جهاز هاضمه
alimentary canal جهاز هاضمه
indigestion سوء هاضمه
dyspepsia سوء هاضمه
dyspeptic دارای اختلال هاضمه
eupeptic دارای هاضمه خوب
eupepsia هاضمه خوب وسالم
indigestion سوء هاضمه رودل
midgut قسمت میانی مجرای هاضمه
cachectic مبتلا بسوء هاضمه وضعف
eupepsia کلمه متضاد سوء هاضمه
acoelous بدون معدهء حقیقی یادستگاه هاضمه
pomona green رنگ سبزو زردامیخته بهم که زردی ان بیشترنمایان باشد
yellow bile مادهء زردی که در قدیم میگفتند از کبد ترشح میشود و موجب ایجادحالت سودایی میگردد
pipped انواع امراض مختلفی که سابقاانهارا کوفت سوء هاضمه و سرفه و امثال ان دانسته اند
pips انواع امراض مختلفی که سابقاانهارا کوفت سوء هاضمه و سرفه و امثال ان دانسته اند
pipping انواع امراض مختلفی که سابقاانهارا کوفت سوء هاضمه و سرفه و امثال ان دانسته اند
pip انواع امراض مختلفی که سابقاانهارا کوفت سوء هاضمه و سرفه و امثال ان دانسته اند
fustic wood [نوعی چوب درخت توت که رنگ زردی از چوب آن برای رنگرزی پشم به دست می آید.]
locals چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
local چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
printers وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printer وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
plastic bubble keyboard صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
packet روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packets روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
numeric که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
barrage jamming تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
watts واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watt واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
discretionary آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
rom دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
chargeable accessions استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
line astern صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
dat سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
basic بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basics بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
approach formation صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
automatic programming روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
coat card صورت
phases صورت
listings صورت
faces صورت
slips صورت
slipped صورت
slip صورت
invoices صورت
hues صورت
circumstantially در صورت
versions صورت
face صورت
roster صورت
listing صورت
effigies صورت
form صورت
version صورت
medals صورت
medal صورت
formed صورت
conformer هم صورت
conformational isomers هم صورت
rolls صورت
freckle لک صورت
figure صورت
phased صورت
effigy صورت
invoiced صورت
phase صورت
invoice صورت
physiognomies صورت
forms صورت
file صورت
constellation صورت
rolled صورت
images صورت
facies صورت
roll صورت
providing در صورت
statement صورت
constellations صورت
filed صورت
shape صورت
shapes صورت
kalendar صورت
image صورت
statements صورت
visages رو صورت
visage رو صورت
hue صورت
invoicing صورت
physiognomy صورت
figuring صورت
mazard صورت
figures صورت
rosters صورت
list صورت
powdering پودر صورت
BS صورت فروش
impanel در صورت نوشتن
canonical form صورت متعارفی
carte صورت غذا
powder پودر صورت
conditionality صورت شرطی
to take an inventory of صورت دارایی
serial و به صورت سری
At any rate . In any case . Anyway . درهر صورت
faceless بدون صورت
face powder پودر صورت
serials و به صورت سری
powders پودر صورت
breadboard می صورت گیرد
face powders پودر صورت
bill of material صورت قطعات
similitude شباهت صورت
face cream کرم صورت
certificate of expenditure صورت حساب
complement form صورت متممی
complement form صورت متمم
bill of sale صورت فروش
stop list صورت متخلفین
standard form صورت متعارف
certificate of expenditure صورت هزینه
celestial body صورت فلکی
transfiguration تبدیل صورت
bill of quantities صورت مقداری
unfigured بی صورت ساده
to put in to shape سر و صورت دادن
veiling تور صورت
waveform به صورت موج
white face جانورسفید صورت
clear text به صورت کشف
the brush صورت گری
record صورت مذاکرات
bill of fare صورت غذا
bills of fare صورت غذا
externallze صورت فاهردادن
isolating به صورت الکتریکی
isolates به صورت الکتریکی
isolate به صورت الکتریکی
reorganization صورت جدید
schedule صورت فهرست
scheduled صورت فهرست
semblance صورت فاهر
enumeration صورت ریز
constellation صورت فلکی
constellations صورت فلکی
list of promotiona صورت ترفیعات
schedules صورت فهرست
f.artery شریان صورت
burbles جوش صورت
burbling جوش صورت
incarnation صورت خارجی
incarnations صورت خارجی
forgeries صورت سازی
forgery صورت سازی
transformation تبدیل صورت
inventory صورت کالا
inventory صورت اموال
burbled جوش صورت
burble جوش صورت
minute صورت جلسه
face card ورق صورت
minutes صورت جلسه
imbody صورت خارجی
if so در صورت مثبت
if possible در صورت توانایی
if possible در صورت امکان
if need be در صورت بایست
if necessary در صورت لزوم
free list صورت مجانی ها
long robe صورت کشیده
sick list صورت بیماران
outward show صورت فاهر
outside appearance صورت فاهر
portraiture نقاشی از صورت
on foot به صورت پیاده
decrepitation صورت نمکی
anyhow در هر صورت بهرجهت
rosters صورت نگهبانی
pictogram صورت نگاشت
pictograph صورت نگاره
sentential form صورت جملهای
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com