English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
service records سوابق خدمتی پرسنل خلاصه وضعیت خدمتی
Other Matches
active status وضعیت خدمتی پرسنل کادرارتش وضعیت فعال
statement of service خلاصه وضعیت خدمتی وضعیت خدمت
service number شماره خدمتی پرسنل
duty status وضعیت خدمتی
in service خدمتی
fitness report تعرفه خدمتی
service records پروندههای خدمتی
decoration نشان خدمتی
leave year سال خدمتی
line of duty مسیر خدمتی
duty branch رسته خدمتی
decorations نشان خدمتی
qualification record پرونده خدمتی
security clearance داشتن صلاحیت خدمتی
nonpay status حالت انتظار خدمتی
servicae life عمر خدمتی وسایل
equipment logbook دفترچه خدمتی تجهیزات
fitness report گزارش ارزیابی از نحوه خدمتی
annual efficiency index شاخص کارایی سالانه خدمتی
supererogation زیاده روی درکار خوش خدمتی
discharge without honor اخراج به علت عدم صلاحیت خدمتی
annual average score میانگین نمره سالیانه تعرفه خدمتی
our offer to render a service حاضر شدن ما برای اینکه خدمتی بکنیم
prestation خدمتی که درزمان پیشین دربرابرمالیات انجام می دادند
to discharge someone without honor [from the army] اخراج کردن کسی به علت عدم صلاحیت خدمتی
short timer پرسنلی که عمر خدمتی کوتاهی از انها مانده و به سن بازنشستگی نزدیک هستند
eye service خدمتی که فقط هنگام موافبت خوب انجام داده میشود نگاه عاشقانه
silver star نشان ستاره نقره یا عالیترین نشان خدمتی
panels نقاشی بروی تخته نقوش حاشیه دارکتاب اعضای هیئت منصفه فهرست هیئت یاعدهای که برای انجام خدمتی اماده اند
panel نقاشی بروی تخته نقوش حاشیه دارکتاب اعضای هیئت منصفه فهرست هیئت یاعدهای که برای انجام خدمتی اماده اند
summary خلاصه وضعیت
summaries خلاصه وضعیت
intelligence summary خلاصه وضعیت اطلاعاتی
extract چکیده خلاصه وضعیت
extracted چکیده خلاصه وضعیت
extracting چکیده خلاصه وضعیت
extracts چکیده خلاصه وضعیت
summary of monthly statement خلاصه صورت وضعیت ماهیانه
materiel history خلاصه وضعیت قطعات ووسایل یا کالاها
daily position summary خلاصه وضعیت محل کشتیهادر روی اب
record book دفترچه سوابق جنگ افزار پرونده سوابق
daily movement summary خلاصه وضعیت حرکت کشتیهادر روز یا کالاها
operating strenght پرسنل حاضر به خدمت پرسنل موجود یکان
summary areas مناطق اطلاعاتی دریایی مناطق یاد شده در خلاصه وضعیت دریایی
staffing guide کتاب راهنمای پرسنل ستاد یاکتاب راهنمای انتخاب وتشکیل پرسنل ستادی
custodial record پروندههای سوابق انبار سوابق انبار
epitomist شخصی که کتابی را خلاصه کند خلاصه نویس
bureau of naval personnel اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
digests خلاصه کردن و شدن خلاصه
digest خلاصه کردن و شدن خلاصه
digesting خلاصه کردن و شدن خلاصه
digested خلاصه کردن و شدن خلاصه
inverse تغییر وضعیت منط قی یک سیگنال یا وسیله به وضعیت مخالف آن
serviceability criteria وضعیت امادگی تجهیزات وضعیت قابلیت استفاده ازوسایل
hartley بیت و یا احتمال یک وضعیت از بین ده وضعیت معادل
races وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
race وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
raced وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
references سوابق
dossier سوابق
reference سوابق
information سوابق
records سوابق
case histories سوابق
case history سوابق
dossiers سوابق
data سوابق دانسته ها
record keeping نگهداری سوابق
gun book دفتریادداشت سوابق توپ
record book دفتر ثتب سوابق
data سوابق عناصر داده ها
logbook کتاب سوابق هواپیما
contract record سوابق نحوه پیشرفت قرارداد
accountable depot مرکز نگهداری سوابق حسابداری
accountable supply distribution activity سازمان نگهداری سوابق امادی
outlined خلاصه خلاصه کردن
outlines خلاصه خلاصه کردن
outline خلاصه خلاصه کردن
outlining خلاصه خلاصه کردن
please send me the p papers خواهشندم سوابق یاپرونده انرابرای من بفرستید
flying status وضعیت پرواز از نظر جسمی و روحی وضعیت امادگی خدمه برای پرواز
flag یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
flags یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
transparently مودمی که در صورت بروز وقفه , تمام وضعیت برنامه و ماشین را حفظ میکند. وقفه سرویس داده میشود و سیستم به وضعیت قبلی برمی گردد
transparent مودمی که در صورت بروز وقفه , تمام وضعیت برنامه و ماشین را حفظ میکند. وقفه سرویس داده میشود و سیستم به وضعیت قبلی برمی گردد
accountability ذیحسابی مسئولیت نگهداری سوابق پولی و مالی
past performances سوابق چاپی نتایج مسابقات اسب یا گرگ
holding position وضعیت انتظار و در جا زدن وضعیت انتظار هواپیما درمحوطه تاکسی کردن
court of record دادگاهی که پرونده و سوابق دعاوی مطروحه را حفظ میکند
exempt player بازیگر معاف از انجام مراحل مقدماتی به علت سوابق او
judge made law نظام حقوقی مبتنی بر سوابق قضایی و ارا محاکم
device یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله
devices یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله
approved data سوابق و اطلاعاتی که میتوانندبرای تعیین مراحل تعمیرات یاتغییرات هواپیمای ویژهای بکارروند
readiness condition وضعیت امادگی رزمی وضعیت امادگی یکان شرایط اماده باش یکان
dogmatism دگماتیسم روش فکری که به موجب ان "دگمها" یا سنن و سوابق مسلمه باید بدون پرسش وکورکورانه مورد تبعیت قرارگیرند
personnel پرسنل
staffed پرسنل
staff پرسنل
staffs پرسنل
personnel officer افسر پرسنل
ship's company پرسنل ناو
complementing پرسنل سازمانی
operating personnel پرسنل فعال
adjutant general دایره پرسنل
shipmate پرسنل هم ناو
turout تجمع پرسنل
crews پرسنل ناو
operations personal پرسنل عملیات
complemented پرسنل سازمانی
complement پرسنل سازمانی
cadres پرسنل پیمانی
cadre پرسنل پیمانی
troop پرسنل دار
intransit strenth پرسنل سیال
complements پرسنل سازمانی
crew پرسنل ناو
all hands کلیه پرسنل
crewed پرسنل ناو
trooped پرسنل دار
trooping پرسنل دار
crewing پرسنل ناو
permanent party پرسنل دایمی
wild cord تیم انتخاب شده برای مسابقه اضافی در وضع تساوی طرفین براساس سوابق ان تیم
staffed پرسنل ستاد ستادی
staffs پرسنل ستاد ستادی
proceed time زمان انتقال پرسنل
regulars پرسنل کادر منظم
ration method روش تغذیه پرسنل
regular پرسنل کادر منظم
station complement پرسنل ثابت یک پایگاه
station complement پرسنل خدماتی پایگاه
staff پرسنل ستاد ستادی
nonoperating strength پرسنل غیر فعال
evacuee پرسنل تخلیه شده
military pay order لیست حقوقی پرسنل
lag rate میزان کسری پرسنل
carreer personnel پرسنل کادر ثابت
quarters محل اسایشگاه پرسنل
evacuees پرسنل تخلیه شده
administrative acceptees پرسنل پذیرفته شده
turout جمع شدن پرسنل
manpower cieling سطح استعداد پرسنل
blinds بدون دید مستقیم پرسنل
airman پرسنل نیروی هوایی هوانورد
sending state کشور اعزام کننده پرسنل
registrant پرسنل ثبت نام کننده
airmen پرسنل نیروی هوایی هوانورد
retrofit action بهبودسازی وسایل وتجهیزات و پرسنل
release denial جلوگیری از ترخیص پرسنل یاکالا
safeguards مامور حفافت پرسنل و یا اموال
transport area منطقه حمل و نقل پرسنل
safeguarding مامور حفافت پرسنل و یا اموال
military pay order جدول تغییرات حقوقی پرسنل
enlisted personnel پرسنل سرباز و درجه دار
replacement factor ضریب جایگزینی پرسنل ووسایل
overhead personnel پرسنل اضافی یا اضافه برسازمان
debarkation net پل تخلیه پرسنل ازکشتی به ساحل
debarkation net تور پیاده شدن پرسنل
blinded بدون دید مستقیم پرسنل
blind بدون دید مستقیم پرسنل
battlefield evacuation تخلیه پرسنل اسیب دیده
safeguard مامور حفافت پرسنل و یا اموال
safeguarded مامور حفافت پرسنل و یا اموال
reimbursable personnel پرسنل حقوق بگیر نظامی
devil's advocate کشیشی که اعمال و سوابق مردهای را که قرار است تقدیس شده و saint شود به طور انتقادی بررسی میکند تامبادا عیبی از قلم افتاده باشد
devil's advocates کشیشی که اعمال و سوابق مردهای را که قرار است تقدیس شده و saint شود به طور انتقادی بررسی میکند تامبادا عیبی از قلم افتاده باشد
station bill لوحه نشان دهنده محلهای پرسنل
conus residents پرسنل ارتشی مقیم قاره امریکا
army deposit fund سپرده پولی پرسنل نیروی زمینی
air tropping ترابری هوایی غیر تاکتیکی پرسنل
administrative acceptees پرسنل قبول شده از نظر اداری
defense readiness condition وضعیت امادگی رزمی ارتش وضعیت امادگی رزمی دفاعی
quarantines اردوگاه ضد عفونی کردن پرسنل از نظر امراض
quarantined اردوگاه ضد عفونی کردن پرسنل از نظر امراض
quarantine اردوگاه ضد عفونی کردن پرسنل از نظر امراض
constructive school credit بورس تحصیلی برای پرسنل شایسته نظامی
quarantining اردوگاه ضد عفونی کردن پرسنل از نظر امراض
escape line مسیر نجات پرسنل درگیر در عملیات پنهانی وچریکی
regulating station پست تنظیم حرکات و عبور ومرور پرسنل و خودروها
triage سیستم ارزیابی خدمات پزشکی و نیازهای درمانی پرسنل
stages سوار کردن پرسنل و وسایل در خودرو یاهواپیما یا کشتی
rest and recuperation عقب بردن پرسنل برای استراحت و تجدید قوا
stage سوار کردن پرسنل و وسایل در خودرو یاهواپیما یا کشتی
staged crews پرسنل هوایی یا دریایی مستقر درپایگاههای مسیر ناو یاهواپیما
bareboat charter ضمانت نامه تضمین حرکت کشتی و پرداخت مخارج پرسنل ان
blockhouse ساختمان محکمی نزدیک سکوی پرتاب برای محافظت پرسنل
manning level درصد پرسنل موجود ناو سطح استعداد پرسنلی وسیله
manning the rail گماردن پرسنل به دور ناو یاوسیله برای انجام تشریفات
rail loading سوار کردن بار یا پرسنل روی درزینهای راه اهن
dispatch route جاده تحت کنترل خودی درزمان مشخص مسیر اعزام پرسنل
abridgment خلاصه
quintes sence خلاصه
brief خلاصه
resume خلاصه
ens خلاصه
resumed خلاصه
resumes خلاصه
synopsis خلاصه
resuming خلاصه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com