English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (14 milliseconds)
English Persian
feeder سوخت رسان
feeders سوخت رسان
carburator سوخت رسان
Search result with all words
feeder vessel کشتی سوخت رسان
stratotanker نوعی هواپیمای تانکر سوخت رسان چهار موتوره هوایی
Other Matches
central refueling provisions سیم سوخت رسانی هواپیماکه در ان تمام تانکهای سوخت از یک نقطه تغذیه میشوند
air metering force نیروی در کاربوراتور وسیستمهای تزریق سو سوخت که لوله وانتوری و فشارهوا را مقدار سوخت را کنترل میکند
combustion starter مکانیزمی که در ان احتراق یک سوخت ترکیب سوخت و هواانرژی لازم برای شروع دوران موتور را تامین میکند
bipropellant سوخت راکت متشکل از دو جزء سوخت و اکسیدکننده
atomizers سوخت پاش انژکتور پودرکن سوخت
atomizer سوخت پاش انژکتور پودرکن سوخت
charge جرم کل سوخت در راکتهای سوخت جامد
charges جرم کل سوخت در راکتهای سوخت جامد
atomisers سوخت پاش انژکتور پودرکن سوخت
torch pot [محفظه مشعل سوخت محفظه سوخت پاش توربینی]
ullage فضای خالی داخل محفظه سوخت موشک فضای بازداخل محفظه سوخت
exhaust in jector اب رسان
tips باکهای خارجی سوخت باکهای بیرونی سوخت
caterers اذوقه رسان
masseuse پیغام رسان
pursuivant نامه رسان
provisioner توشه رسان
injurious اسیب رسان
caterer اذوقه رسان
feeder توپ رسان
mails نامه رسان
soniferous صدا رسان
sutler اذوقه رسان
waterworks دستگاه اب رسان
victualler خواربار رسان
mail نامه رسان
deleterious اسیب رسان
mailmen نامه رسان
paper boy روزنامه رسان
purveyor اذوقه رسان
purveyors اذوقه رسان
paper boys روزنامه رسان
mailman نامه رسان
feeder گوی رسان
feeders توپ رسان
nobbeing اسیب رسان
mailer نامه رسان
pesky ازار رسان
feeding cloth مایه رسان
data medium داده رسان
acid freeder اسید رسان
nocent زیان رسان
illative نتیجه رسان
feeding cloth پنبه رسان
feeders گوی رسان
posted نامه رسان پستچی
post- نامه رسان پستچی
post نامه رسان پستچی
letter carrier نامه رسان پستچی
intelligencer خبر رسان جاسوس
informer خبر رسان کاراگاه
productive of annoyance زحمت رسان ازارنده
sleeping partner شریک سرمایه رسان
informers خبر رسان کاراگاه
posts نامه رسان پستچی
informants خبر رسان مخبر
prompt book نسخه سخن رسان
silent partner شریک سرمایه رسان
informant خبر رسان مخبر
sleeping partners شریک سرمایه رسان
evangelists صاحب انجیل مژده رسان
evangelist صاحب انجیل مژده رسان
prejudicial زیان رسان تبعیض امیز
prejudicious زیان رسان تبعیض امیز
malignant زیان اور صدمه رسان
illation نتیجه رسان منتج شونده
prompt box جای سخن رسان یا سوفلور
postboy چاپار چابک سوار نامه رسان
sights سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
sight سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
power fuel سوخت
gasoline سوخت
propellants سوخت
dissimilation سوخت
propellant سوخت
firing سوخت
stoker سوخت
combustion سوخت
catabolism سوخت
fuel سوخت
burner frame سوخت
fuels سوخت
fuelled سوخت
fueled سوخت
fuelling سوخت
fuel سوخت موتور
fuel consumption مصرف سوخت
avgas سوخت طیاره
aviation fuel سوخت هواپیما
metabolical سوخت وسازی
motor fule سوخت موتوری
oil firing سوخت روغنی
fuel pump پمپ سوخت
fueled سوخت دادن
fuel grade درجه سوخت
fueled سوخت موتور
fuel gas سوخت گازی
fuel filter صافی سوخت
octane سوخت ماشینی
fuel engineering مهندسی سوخت
fuel injection سوخت رسانی
fuel economy اقتصاد سوخت
fuel meter سوخت سنج
fuel manifold چندراهی سوخت
fire teazer سوخت انداز
firer سوخت انداز
liquid propellant سوخت مایع
choke دریچه سوخت
chemical fuel سوخت شیمیایی
colloidal propeller سوخت کلوئیدی
domestic fuel سوخت خانگی
gas fuel سوخت گازی
fule pump تلمبه سوخت
jetted سوخت پاش
fuel tank مخزن سوخت
fuel tap شیر سوخت
jetting سوخت پاش
jets سوخت پاش
choked دریچه سوخت
fuel storage انبار سوخت
ion burn یون سوخت
liquid fuel سوخت مایع
bulk petroleum سوخت مخزنی
fule pump پمپ سوخت
it excited my pity دلم سوخت
fuel سوخت دادن
jet سوخت پاش
feed tank مخزن سوخت
chokes دریچه سوخت
fule injection تزریق سوخت
atomisers سوخت پاش
metabolisms سوخت وساز
metabolisms سوخت و ساز
fireman سوخت انداز
fireman سوخت گیر
firemen سوخت انداز
firemen سوخت گیر
thickened fuel سوخت جامد
fuelling سوخت موتور
refuel سوخت گیری
stoker سوخت انداز
fuels سوخت دادن
refueled سوخت گیری
metabolism سوخت و ساز
atomizer سوخت پاش
atomizers سوخت افشان
atomisers سوخت افشان
atomizers سوخت پاش
tanker مخزن سوخت
tankers مخزن سوخت
stoke سوخت ریختن در
burners سوخت پاش
stoking سوخت ریختن در
burner سوخت پاش
solid fuel سوخت جامد
atomizer سوخت افشان
fuels سوخت موتور
metabolism سوخت وساز
refueling سوخت گیری
The house burned down . خانه سوخت
tank ماشین سوخت
solid propellant سوخت جامد
refuels سوخت گیری
fuelling سوخت دادن
raw fuel سوخت خام
rocket fuel سوخت موشک
fuelled سوخت موتور
fuel air pump بوستر سوخت
metabolic سوخت و سازی
refuelling سوخت گیری
fueling سوخت گیری
rocket fuel سوخت راکت
refuelled سوخت گیری
fuelled سوخت دادن
fossil fuels سوخت سنگوارهای
fossil fuel سوخت سنگوارهای
stokes سوخت ریختن در
stoked سوخت ریختن در
unusable fuel سوخت غیرقابل استفاده
thickened fuel سوخت تغلیظ شده
One must suffer in silence. باید سوخت وساخت
fuel reserve tank مخزن ذخیره سوخت
fuel oil mixture مخلوط روغن و سوخت
to mend the fire سوخت به اتش رساندن
powdered coal firing سوخت خاک ذغال
fuel injection system سیستم تزریق سوخت
peptized fuel سوخت تغلیظ شده
overfeed زیاد سوخت رساندن به
fuel supply line لوله سوخت رسانی
specific fuel consumption مصرف سوخت ویژه
i fell pity for him دلم برایش سوخت
i felt sorry for him دلم برایش سوخت
spray carburetor کاربراتور سوخت پاش
stoker متصدی سوخت کوره
injector nozzle نازل سوخت پاش
injector pump پمپ تزریق سوخت
What can't be cured must be endured. <idiom> باید سوخت و ساخت.
gasoline gels سوخت تغلیظ شده
liquid propellant سوخت مایع موشک
liquid rocket راکت سوخت مایع
Recent search history
Search history is off. Activate
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com