English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
English Persian
liquid fuel سوخت مایع
liquid propellant سوخت مایع
Search result with all words
diergolic سوخت مایع ثابت
liquid propellant سوخت مایع موشک
liquid rocket راکت سوخت مایع
Other Matches
pascal's law هرگاه فشاری بریک نقطه از مایع وارد شود ان فشار عینا" به تمام نقاط مایع منتقل میشود
central refueling provisions سیم سوخت رسانی هواپیماکه در ان تمام تانکهای سوخت از یک نقطه تغذیه میشوند
l.l.c liquid-liquidchromatography کروماتوگرافی مایع- مایع
air metering force نیروی در کاربوراتور وسیستمهای تزریق سو سوخت که لوله وانتوری و فشارهوا را مقدار سوخت را کنترل میکند
combustion starter مکانیزمی که در ان احتراق یک سوخت ترکیب سوخت و هواانرژی لازم برای شروع دوران موتور را تامین میکند
bipropellant سوخت راکت متشکل از دو جزء سوخت و اکسیدکننده
atomizer سوخت پاش انژکتور پودرکن سوخت
atomisers سوخت پاش انژکتور پودرکن سوخت
charge جرم کل سوخت در راکتهای سوخت جامد
charges جرم کل سوخت در راکتهای سوخت جامد
atomizers سوخت پاش انژکتور پودرکن سوخت
liquid liquid chromatography کروماتوگرافی مایع- مایع
torch pot [محفظه مشعل سوخت محفظه سوخت پاش توربینی]
ullage فضای خالی داخل محفظه سوخت موشک فضای بازداخل محفظه سوخت
tips باکهای خارجی سوخت باکهای بیرونی سوخت
watered مایع
watering مایع
steep مایع
fluidal مایع
fulidal مایع
waters مایع
steepest مایع
water مایع
anti icing fluid مایع ضد یخ
liquid مایع
liquids مایع
aneroid بی مایع
liquid/gas separator مایع
liquefaction تبدیل به مایع
liquefacient مایع کننده
liquefaction مایع شدن
sop غذای مایع
liquefied gas گاز مایع
liquescence مایع شدگی
liquid glass شیشه مایع
liquescent مایع شونده
liquid air هوای مایع
condensation مایع کردن
liquid ammonia امونیاک مایع
liquid exygen اکسیژن مایع
sops غذای مایع
liquid gas گاز مایع
absorption liquid مایع جذب
cryogenic liquid مایع سرمازا
battery liquid مایع باتری
glue چسب مایع
glueing چسب مایع
glues چسب مایع
antidim مایع ضد تشکیل مه
liquid crystals کریستال مایع
anti detonant مایع ضد بدسوزی
cutback bitumen قیر مایع
deicer مایع ضدیخ
grume مایع چسبناک
furfuraldehyde مایع الدئیدی
fluid مایع متحرک
fluids مایع متحرک
solvent <adj.> مایع محلل
solvents مایع محلل
developer liquid مایع فهور
liquid crystal کریستال مایع
dissolving <adj.> مایع محلل
silicate of soda شیشه مایع
semiliquid مایع چسبنده
semiliquid مایع غلیظ
semiliquid نیمه مایع
semifluid نیم مایع
sealing liquid مایع اب بندی
pool rectifier لامپ مایع
pool cathode کاتد مایع
spinal fluid مایع نخاعی
paraffin oil پارافین مایع
out back چسب مایع
sodium metasilicate شیشه مایع
sodium silicate شیشه مایع
soluble glass شیشه مایع
gluing چسب مایع
liquid foundation کرم مایع
water glass شیشه مایع
vitrous humor مایع زجاجیه
subaqueous زیر مایع
resolvent <adj.> مایع محلل
pool tube لامپ مایع
liquified petroleum gas گاز مایع
liquid hydrogen هیدروژن مایع
liquidly بشکل مایع
liquid nitrogen نیتروژن مایع
mercury pool tube لامپ مایع
pool cathode tube لامپ مایع
liquid oxygen اکسیژن مایع
lox اکسیژن مایع
liquidity index اندیس مایع
liquid state حالت مایع
liquid propellant خرج مایع
liquid soap صابون مایع
liquid hydrates مایع هیدراتها
supercooled liquid مایع ابر سرد
electrolytes مایع کار الکترولیت
liquid membrance electrode الکترود مایع غشایی
superheated liquid مایع ابر گرم
to strain a liquid صاف کردن یک مایع
liquid air container مخزن هوای مایع
electrolyte مایع کار الکترولیت
csf مایع مغزی- نخاعی
condensation مایع کردن گاز
liquidizing بصورت مایع دراوردن
liquidizes بصورت مایع دراوردن
liquidized بصورت مایع دراوردن
liquidize بصورت مایع دراوردن
liquidising بصورت مایع دراوردن
liquidises بصورت مایع دراوردن
liquidised بصورت مایع دراوردن
coolant مایع سرد کننده
coolant مایع داخل رادیاتور
coolants مایع سرد کننده
coolants مایع داخل رادیاتور
liquid measure مقیاس حجم مایع
liquid air هوای مایع شده
flammable liquid مایع اشتعال پذیر
gas liquid partitions chromatography کروماتوگرافی گاز- مایع
dunking در مایع فرو کردن
l.n.g گاز مایع طبیعی
eyewash مایع چشم شویی
filtrate مایع تصفیه شده
filtrate مایع زیر صافی
dunks در مایع فرو کردن
dunked در مایع فرو کردن
dunk در مایع فرو کردن
fluidization تبدیل به مایع شدن
fluidize تبدیل به مایع کردن
out back مایع روان شده
hypergol مایع قابل اشتعال
gas liquid chromatography کروماتوگرافی مایع گاز
rapid curing cutback قیر مایع زودگیر
sealing compound مایع درز بند
soldering fluid مایع لحیم کاری
slow curing cutback قیر مایع دیرگیر
liquid propellant خرج پرتاب مایع
cerebro spinal fluid مایع مغزی- نخاعی
cn solution گازاشک اور مایع
liquefiable قابل تبدیل به مایع
liquified natural gas گاز مایع طبیعی
liquefacient مایع ترشح کننده
diergolic خرج مایع پایدار
power fuel سوخت
propellant سوخت
propellants سوخت
gasoline سوخت
combustion سوخت
catabolism سوخت
burner frame سوخت
dissimilation سوخت
stoker سوخت
fuels سوخت
fueled سوخت
fuel سوخت
firing سوخت
fuelled سوخت
fuelling سوخت
spittle مایع مترشحه از غدد بزاقی تف
liquidating از بین بردن مایع کردن
desorption جدا کردن گاز از مایع
liquidates از بین بردن مایع کردن
grid pool tube لامپ مایع شبکه دار
cavitation ایجاد حبابهای داخل یک مایع
liquidated از بین بردن مایع کردن
liquidate از بین بردن مایع کردن
thief sample نمونه مایع مخزن ناو
solgel نیمی مایع ونیمی ژلاتینی
liquify گداختن تبدیل به مایع کردن
eutectic change تبدیل مایع به جسم جامدزودگداز
reflux جریان برگشت مایع برگردان
regenerative cooling استفاده از سرمای مایع ورودی
ascites جمع شدن مایع در شکم
soak بوسیله مایع اشباع شدن
liquefy گداختن تبدیل به مایع کردن
hydrothorax تجمع مایع در حفره جنب
hydrocephaly ازدیاد غیر عادی مایع
hydrocephalus ازدیاد غیر عادی مایع
soaks بوسیله مایع اشباع شدن
liquefied گداختن تبدیل به مایع کردن
liquefying گداختن تبدیل به مایع کردن
liquefies گداختن تبدیل به مایع کردن
LCD صفحه نمایش کریستال مایع
feed tank مخزن سوخت
firer سوخت انداز
tankers مخزن سوخت
stokes سوخت ریختن در
stoking سوخت ریختن در
atomizers سوخت پاش
fuel engineering مهندسی سوخت
metabolism سوخت وساز
atomizer سوخت پاش
atomizer سوخت افشان
atomisers سوخت پاش
fuelled سوخت موتور
atomisers سوخت افشان
burners سوخت پاش
burner سوخت پاش
atomizers سوخت افشان
Recent search history
Search history is off. Activate
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com