English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 195 (12 milliseconds)
English Persian
net profit سود خالص
pure profit سود خالص
Search result with all words
pure خالص
pure اصیل خالص کردن
purer خالص
purer اصیل خالص کردن
purest خالص
purest اصیل خالص کردن
heartfelt خالص
desktop ترکیب نرم افزار خالص و سخت افزار اضافی که به کاربر امکان ویرایش ویدیو روی PC میدهد
colour میزان خالص بودن سیگنال رنگ
colours میزان خالص بودن سیگنال رنگ
clear خالص کردن
clearer خالص کردن
clearest خالص کردن
clears خالص کردن
genuine خالص
gross غیر خالص
grossed غیر خالص
grosser غیر خالص
grosses غیر خالص
grossest غیر خالص
grossing غیر خالص
flag جلب توجه برنامه در شبکه در حین اجرا برای تامین نتیجه یا گزارش دادن یا اعدام یک چیز خالص
flags جلب توجه برنامه در شبکه در حین اجرا برای تامین نتیجه یا گزارش دادن یا اعدام یک چیز خالص
profit margin درصد سود از فروش خالص
profit margins درصد سود از فروش خالص
anthracite ذغال سنگ خشک و خالص انتراسیت
anthracite زغال سنگ نسبتا خالص که حاوی تاحدود 59% کربن میباشد
equities دارائی خالص
equity دارائی خالص
solid قوی خالص
solids قوی خالص
clean خالص
cleaned خالص
cleanest خالص
cleans خالص
dead weight وزن خالص وسیله حمل ونقل بدون بار
dead weights وزن خالص وسیله حمل ونقل بدون بار
limpid روشن خالص
net خالص
net برداشت خالص کردن
nets خالص
nets برداشت خالص کردن
nett خالص
nett برداشت خالص کردن
sheer خالص
carbon ذغال خالص
neatness خالص بودن
refine خالص کردن
refines خالص کردن
silicon قطعه نازک کریستال سیلیکون خالص با قط ر چند اینچ که روی آن مدارهای مجتمع قرار دارند.
leverage نسبت بدهی به دارائی خالص تغییر نسبت غیر معین
chaste خالص ومهذب
unadulterated خالص
absolute خالص
absolutes خالص
downright خالص
unalloyed غیر مخلوط خالص
virginal خالص
acetyl pure yellow زرد خالص استیلی
aircraft block speed سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
appropriation بودجه مصوبه برای هزینه اعتبارات پیش بینی شده در بودجه توزیع درامد خالص به حسابهای مختلف
aquapura اب خالص
average net return بازده خالص متوسط
bandpass filter فیلتر الکترونیکی که به فرکانسهای خالص اجازه عبور میدهد و سایر فرکانسها را ترد میکند
bespoke software نرم افزاری بکه برای یک نیاز خالص مصرف کننده نوشته شده است
business income درامد خالص تجارتی
capital liability بدهیهای دراز مدت ارزش خالص
capital net worth دارائی خالص سرمایهای
circular bending خمش خالص
cleanness تمیزی خالص بودن
consolidated car وزن خالص اتومبیل
disposable personal income درامد شخصی قابل تصرف درامد خالص پس از کسرمالیات
elutriate صاف و خالص کردن
equity capital دارائی خالص
expected rate of net profits نرخ سود خالص پیش بینی شده
expected rate of net profits نرخ سود خالص موردانتظار
full blood نژاد خالص
glauconite سیلیکات ابدار اهن وپتاسیم غیر خالص
gold import point طلای خالص به فروشنده میدهد
grain alcohol الکل خالص
grappa نوعی کنیاک خالص وبی رنگ ایتالیایی
gross density چگالی غیر خالص
gross weight وزن کل هواپیما یاخودرو با بار وزن خالص
he was neat بی ماسه خالص
hellene یونانی خالص
marginal net private product محصول خصوصی نهائی خالص
marginal net product محصول نهائی خالص
national net income درامد خالص ملی
native metals فلزات خالص طبیعی
neat size اندازه خالص
net acceleration شتاب خالص
resultant acceleration شتاب خالص
net amount payable to contractor مبلغ خالص قابل پرداخت به پیمانکار
net asset دارائی خالص
net asset value ارزش دارائی خالص
net benefits منافع خالص
net birth rate نرخ خالص زایش
net birth rate اهنگ خالص زایش
net business saving پس انداز خالص شرکتها
net calorific value ارزش گرمایی خالص
Other Matches
net death rate نرخ خالص مرگ و میر اهنگ خالص مرگ و میر
spiritous خالص
simon pure خالص
unalterable <adj.> خالص
paticular خالص
unmixed خالص
absolute <adj.> خالص
inalienable <adj.> خالص
indispensable <adj.> خالص
inevitable <adj.> خالص
veridical خالص
unalienable <adj.> خالص
net worth ارزش خالص
net yield بازده خالص
net value ارزش خالص
net tonnage فرفیت خالص به تن
net work کار خالص
net wealth دارائی خالص
net weight وزن خالص
resutant نیروی خالص
net wealth ثروت خالص
net thrust پیشرانه خالص
net saving پس انداز خالص
net output تولید خالص
net net worth ارزش خالص
net income درامد خالص
resutant force نیروی خالص
net force نیروی خالص
net exports خالص صادرات
net debt بدهی خالص
net price قیمت خالص
net price ارزش خالص
net revenue درامد خالص
net register tonnage گنجایش خالص
net reactance راکتانس خالص
net rate نرخ خالص
net productivity تولید خالص
net cash نقدی خالص
pure lime اهک خالص
purification خالص کردن
pure wool پشم خالص
pure color رنگ خالص
wholewheat گندم خالص
spirit of wine عرق خالص
take-home pay خالص دریافتی
take-home pay مزد خالص
take-home pay حقوق خالص
unmixede یکدست خالص
perfect loss زیان خالص
proof spirit الکل خالص
pure bending خمش خالص
pure competition رقابت خالص
pure interest بهره خالص
pure interest منافع خالص
tare وزن خالص
purification خالص سازی
pure mathematics ریاضیات خالص
pure monopoly انحصار خالص
pure shear برش خالص
pure strategy استراتژی خالص
pure tones صداهای خالص
spirits of wine عرق خالص
net product محصول خالص
pure color response پاسخ خالص رنگ
pure monetary policy سیاست پولی خالص
pure fiscal policy سیاست مالی خالص
pure rate of interest نرخ بهره خالص
residual propulsive force نیروی پیشرانه خالص
net present value ارزش فعلی خالص
net domestic output تولید خالص داخلی
net rate of return نرخ بازده خالص
net radiation factor ضریب تابش خالص
net domestic product محصول خالص داخلی
net primary production تولید خالص نخستین
net national income درامد خالص ملی
net present value ارزش حال خالص
net tax revenue خالص درامد مالیاتی
net investment سرمایه گذاری خالص
net national product محصول خالص ملی
net foreign investment خالص سرمایه گذاری خارجی
stone coal زغال سنگ خشک یا خالص
net fixed investment سرمایه گذاری ثابت خالص
net factor income from abroad خالص درآمد عوامل از خارج
Inclusive of all expenses . خرج دررفته ( بطور خالص )
pure nitric acid تیزاب خالص یا تیز کرده
tare وزن خالص چیزیرا احتساب کردن
wet weight وزن خالص مایعاتی که معمولا هنگام کارکردن وجوددارند
wing loading وزن غیر خالص هواپیما تقسیم بر سطح زیر ان
You cannot make a silk purse out of a sows ear . <proverb> هیچکس نمى تواند از گوش ماده خو,ابریشم خالص بگیرد .
nitro مایع قابل اشتعال مورداستفاده در اتومبیل بصورت خالص یا مخلوط برای نیروی بیشتر
water injection پاشیدن اب مقطر خالص به داخل سیلندر و موتورپیستونی به منظور سرد کردن مخلوط قابل انفجار و کاهش احتمال بدسوزی
realtime زمان حقیقی یا زمان خالص ارسال و دریافت پیامها
tare تفاوت وزن خالص و وزن ناخالص
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com