English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (30 milliseconds)
English Persian
precision bore سوراخ کردن دقیق
Other Matches
orifice meter روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
to pink out leather چرم را برای زیبایی سوراخ سوراخ کردن
perforation عمل سوراخ کردن ایجاد سوراخ
breaches سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breach سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breached سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
pinker سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pink سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
thirl سوراخ سوراخ کردن دریدن
pinkest سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
cancellate سوراخ سوراخ سوراخ سوراخ کردن
riddles سوراخ سوراخ کردن
riddle سوراخ سوراخ کردن
precise دقیق کردن
edge sharpening دقیق کردن لبه
precision drill مته کردن دقیق
subtilize دقیق وحساس ولطیف کردن
quartz clock بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
center سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centred سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centre سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centers سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centered سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
clair-voie [پرچین با دیواره های مشبک که سوراخ سوراخ است.]
exact location تعیین کردن محل دقیق نقاط
dilly bag کیف دستی یا کیسه سوراخ سوراخ زنانه
zero beat تنظیم کردن دقیق موج دستگاه وفرکانس ان
sight سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
fenestration چیزی که سوراخ سوراخ یاروزنه داراست
sights سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
float stone سنگ اجرسای یکجورسنگ سوراخ سوراخ
gruyere cheese پنیر سوراخ سوراخ سوئیسی
foraminate ثقبه دار سوراخ سوراخ
to set abroach سوراخ کردن
drills سوراخ کردن
drill سوراخ کردن
goring سوراخ کردن
pool سوراخ کردن
pooled سوراخ کردن
drilled سوراخ کردن
punches سوراخ کردن
perforates سوراخ کردن
delve سوراخ کردن
to drill through سوراخ کردن
perforate سوراخ کردن
delved سوراخ کردن
wear a hole in سوراخ کردن
delving سوراخ کردن
pierces سوراخ کردن
boring سوراخ کردن
perforating سوراخ کردن
to break open سوراخ کردن
incising سوراخ کردن
punched سوراخ کردن
delves سوراخ کردن
to poke a hole in any thing سوراخ کردن
gores سوراخ کردن
to burn a hole سوراخ کردن
gored سوراخ کردن
to pick a hole in سوراخ کردن
scuttling سوراخ کردن
punch سوراخ کردن
gore سوراخ کردن
pierce سوراخ کردن
stab سوراخ کردن
broached سوراخ کردن
broaching سوراخ کردن
scuttles سوراخ کردن
scuttle سوراخ کردن
bore سوراخ کردن
scuttled سوراخ کردن
to punch a hole in سوراخ کردن
broaches سوراخ کردن
foraminate سوراخ کردن
broach سوراخ کردن
steek سوراخ کردن
stabbed سوراخ کردن
transfix سوراخ کردن
bores سوراخ کردن
stabs سوراخ کردن
pools سوراخ کردن
burring بامته سوراخ کردن
prong باچنگ ک سوراخ کردن
peck بانوک سوراخ کردن
punch مهر کردن سوراخ
pecked بانوک سوراخ کردن
transfixion عمل سوراخ کردن
pecks بانوک سوراخ کردن
pecking بانوک سوراخ کردن
spits سوراخ کردن تف انداختن
prongs باچنگ ک سوراخ کردن
punctures سوراخ کردن شکست
punctured سوراخ کردن شکست
lancinate بانیزه سوراخ کردن
puncturing سوراخ کردن شکست
lack vt با گلوله سوراخ کردن
back drill از پشت سوراخ کردن
puncture سوراخ کردن شکست
spit سوراخ کردن تف انداختن
broach سوراخ کردن قایق
broaches سوراخ کردن قایق
to peck a hole in با نوک سوراخ کردن
To bark up the wrong tree. <idiom> [سوراخ دعا را گم کردن]
tusks سوراخ کردن یا کندن
to tear a hole in سوراخ یا پاره کردن
burrs بامته سوراخ کردن
gride سوراخ کردن فرورفتن
burred بامته سوراخ کردن
burr بامته سوراخ کردن
punches سوراخ ایجاد کردن
broached سوراخ کردن قایق
tusk سوراخ کردن یا کندن
pertusion عمل سوراخ کردن
punches مهر کردن سوراخ
punched سوراخ ایجاد کردن
hollow forge سوراخ کردن گرم
punched مهر کردن سوراخ
punch سوراخ ایجاد کردن
broaching سوراخ کردن قایق
peeping از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeped از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeps از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peep از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
slots سوراخ کردن شکاف کوچک
slotting سوراخ کردن شکاف کوچک
drill سوراخ کردن چاه کندن
drilled سوراخ کردن چاه کندن
back drilling attachment تجهیزات سوراخ کردن از پشت
puncturing سوراخ کردن پنچر شدن
punctures سوراخ کردن پنچر شدن
drills سوراخ کردن چاه کندن
unkennel از سوراخ یا لانه بیرون کردن
slot سوراخ کردن شکاف کوچک
jabs خنجر زدن سوراخ کردن
jab خنجر زدن سوراخ کردن
jabbing خنجر زدن سوراخ کردن
jabbed خنجر زدن سوراخ کردن
notch شکاف چوبخط سوراخ کردن
puncture سوراخ کردن پنچر شدن
notches شکاف چوبخط سوراخ کردن
punctured سوراخ کردن پنچر شدن
loophole سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
loopholes سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
fraise گشادتر کردن سوراخ اره مدور
karatonyxis عمبل اب مرواریدبوسیله سوراخ کردن قرنیه
stave شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
rupturing شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
rupture شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
ruptures شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
pinhole سوراخ کردن برای گوشی یاز
borer هرچیزیکه وسیله سوراخ کردن باشد
bore وسیله سوراخ کردن کالیبر تفنگ
bores وسیله سوراخ کردن کالیبر تفنگ
jackhammer مته دستی مخصوص سوراخ کردن سنگ
concrete coring drill مته برای سوراخ کردن هسته بتن
lanciation سوراخ کردن یا تیر کشیدن دردتیر کشنده
registration fire اجرای تیر دقیق برای ثبت تیر کردن
thrusts سوراخ کردن رخنه کردن در
penetrated رخنه کردن سوراخ کردن
penetract رخنه کردن سوراخ کردن
impale سوراخ کردن احاطه کردن
impaled سوراخ کردن احاطه کردن
punch منگنه کردن سوراخ کردن
perforate سوراخ کردن نفوذ کردن
impales سوراخ کردن احاطه کردن
perforating سوراخ کردن نفوذ کردن
perforates سوراخ کردن نفوذ کردن
penetrate رخنه کردن سوراخ کردن
gimlet سوراخ کردن مته کردن
impaling سوراخ کردن احاطه کردن
gimlets سوراخ کردن مته کردن
penetrates رخنه کردن سوراخ کردن
stick سوراخ کردن نصب کردن
punches منگنه کردن سوراخ کردن
thrusting سوراخ کردن رخنه کردن در
punched منگنه کردن سوراخ کردن
thrust سوراخ کردن رخنه کردن در
trepanation مته حفاری معدن وجراحی بامته سوراخ کردن
to prick at something بچیزی سوزن یا تیغ زدن چیزیرا کمی سوراخ کردن
cancellated سوراخ سوراخ اسفنجی
grid دریچه سوراخ سوراخ
grids دریچه سوراخ سوراخ
millepore مرجان سوراخ سوراخ
swage block قالب سوراخ سوراخ
cancellate سوراخ سوراخ اسفنجی
cancellous سوراخ سوراخ اسفنجی
bottoming reamer وسیلهای برای میزان و بزرگ ردن سوراخ به اندازه دلخواه بدون کج کردن لبه ها
angle drill ابزاری برای سوراخ کردن ورقههای فلزی که در ان مته با بدنه دریل زاویهای میسازد
choke bore روکشی برای سوراخ کردن یاتراش دادن داخل سیلندر که قسمت بالای ان دارای قطری کمتر از قطر اصلی سیلندرمیباشد
scholastic دقیق
stringent دقیق
scholastical دقیق
particular redemption دقیق
exacts دقیق
exacted دقیق
accurate دقیق
scrutinizer دقیق
exquisite دقیق
tenty دقیق
astute دقیق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com