Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English
Persian
calibrated orifice
سوراخ یا تنگنایی با قطرداخلی مشخص جهت اندازه گیری یا کنترل جریانی که ازان عبور میکند
Other Matches
input output table
بین بخشهای گوناگون اقتصادی را مشخص و اندازه گیری میکند
channel capacity
حداکثر جریانی که از یک کانال عبور میکند بدون لبریز شدن
orifice meter
روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
rulers
میله نمایش داده شده روی صفحه نمایش که واحد اندازه گیری را مشخص میکند. اغلب در DTP یا نرم افزار کلمه پرداز برای طراحی به کار می رود
ruler
میله نمایش داده شده روی صفحه نمایش که واحد اندازه گیری را مشخص میکند. اغلب در DTP یا نرم افزار کلمه پرداز برای طراحی به کار می رود
million instructions per second
اندازه سرعت پردازنده که تعداد دستوراتی که در ثانیه اجرا میکند را مشخص میکند
transmissions
اندازه گیری مقدار داده در زمان مشخص
transmission
اندازه گیری مقدار داده در زمان مشخص
warp set
[تعداد تارها بر روی چله در واحدهای مشخص از سیستم اندازه گیری]
alert
وضعیت یک شی مشخص که یک اخطار را کنترل میکند
alerted
وضعیت یک شی مشخص که یک اخطار را کنترل میکند
alerts
وضعیت یک شی مشخص که یک اخطار را کنترل میکند
speeding
روش بررسی کامپیوتر با اندازه گیری تعداد حلقههای اجرا د ریک زمان مشخص
speed
روش بررسی کامپیوتر با اندازه گیری تعداد حلقههای اجرا د ریک زمان مشخص
speeds
روش بررسی کامپیوتر با اندازه گیری تعداد حلقههای اجرا د ریک زمان مشخص
horizontal control
کنترل افقی در نقشه برداری اندازه گیری بر دو سمت نقشهای
anti-
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
open loop system
مکانیزم کمک کننده متشکل ازیک مسیر کنترل بدون اندازه گیری نتیجه
penetrometer
وسیلهای برای اندازه گیری قدرت نفود اشعه ایکس واشعههای نافد دیگر توسط مقایسه عبور و نفوذ انها درموارد مختلف
batcher
دستگاهی که شن ماسه سیمان و اب را برای ساختن بتن را اندازه گیری میکند
circuits
وسیلهای که ولتاژ یا جریان یا امیدانس یا سیگنال یک مدار را اندازه گیری میکند
circuit
وسیلهای که ولتاژ یا جریان یا امیدانس یا سیگنال یک مدار را اندازه گیری میکند
coroutine
بخشی از برنامه یا تابع که داده را عبور میدهد و سایر توابع همروند را کنترل میکند سپس متوقف میشود
deferred exit
انتقال کنترل به یک زیربرنامه در زمانی که قابل پیش بینی نبوده و حادثهای غیر مترقبه ان را مشخص میکند
bain index
شاخصی که بااستفاده از اختلاف بین قیمت و هزینه کل متوسط قدرت انحصار را اندازه گیری میکند
vertical control
کنترل ارتفاع نقاط اندازه گیری تراز وارتفاع نقاط
traffic post
پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
stream gaging
اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
measuring converter
مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
analog
صفحه نمایش که از یک سیگنال ورودی ممتد برای کنترل رنگهای نمایش استفاده میکند به طوری که میتواند یک محدوده مشخص از رنگها را نمایش دهد
control point
نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
cascade control
چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
analogue
صفحه نمایشی که از سیگنال ورودی ممتد برای کنترل رنگهای صفحه نمایش استفاده میکند به طوری که بتواند یک محدوده مشخص از رنگها را نمایش دهد
analogues
صفحه نمایشی که از سیگنال ورودی ممتد برای کنترل رنگهای صفحه نمایش استفاده میکند به طوری که بتواند یک محدوده مشخص از رنگها را نمایش دهد
zahn cup
محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
typefaces
اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
typeface
اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
analogue
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogues
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analog
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
castle
میله هایی که توپزن ازان دفاع میکند
castles
میله هایی که توپزن ازان دفاع میکند
declinating station
ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
torsionmeter
وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو
weephole
سوراخ عبور اب در دیوار بارباکان
electronic
مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
task
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
tasks
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
gage
اندازه وسیله اندازه گیری
processor
پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
dead line
خطی که تجاوز ازان زندانیان نظامی رامحکوم به تیرباران فوری میکند
hawse hole
سوراخ دماغه کشتی مخصوص عبور طناب
Ultimedia
موضوعی در چند رسانهای در IBM که صوت و تصویر و ویدیو و متن را ترکیب میکند و سخت افزار لازم برای اجرا را مشخص میکند
nominal filter
صافی به اندازه عبور معین
controlled passing
عبور کنترل شده
transit
کنترل عبور و مرورکشتیها
traffic control
کنترل عبور و مرور
scsi
بیت ارسال داده را پشتیبانی میکند و وسایل را کنترل میکند
controller
را کنترل میکند یا ارسال داده را در شبکه محلی بررسی میکند
controllers
را کنترل میکند یا ارسال داده را در شبکه محلی بررسی میکند
controlled passing
عبور ومرور کنترل شده
air traffic section
قسمت کنترل عبور و مرورهوایی
air-traffic control
کنترل عبور و مرور هوایی
air traffic control
کنترل عبور و مرور هوایی
spile
سوراخ گیری
margins
مشخص کردن اندازه و حاشیه
margin
مشخص کردن اندازه و حاشیه
air movement section
قسمت کنترل عبور و مرور هوایی
moving iron instrument
دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
descriptor
کدی که مشخص کننده نام فایل یا نام برنامه یا کد رمز به فایل را مشخص میکند
positive control
کنترل عملی عبور و مرورهواپیماهای خودی در فضای هوایی
gaging
اندازه گیری
gauging
اندازه گیری
measuring bridge
پل اندازه گیری
dimensions
اندازه گیری
mensuration
اندازه گیری
measurment
اندازه گیری
measurer
اندازه گیری
measure
اندازه گیری
metering
اندازه گیری
dimension
اندازه گیری
modules
اندازه گیری
module
اندازه گیری
measurements
اندازه گیری
measurement
اندازه گیری
commensurateness
اندازه گیری
size control
کنترل اندازه
word wrap
سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد
wraparound
سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد
worded
سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد
word
سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد
depth measurement
اندازه گیری عمق
mental measurement
اندازه گیری روانی
method of measurment
طریقه اندازه گیری
method of measurment
متد اندازه گیری
metrology
علم اندازه گیری
measure
اندازه گیری کردن
metre
وسیله اندازه گیری
meter
وسیله اندازه گیری
mensurability
قابلیت اندازه گیری
to take measures
اندازه گیری کردن
measuring apparatus
دستگاه اندازه گیری
measuring set
دستگاه اندازه گیری
measuring well
چاه اندازه گیری
meters
وسیله اندازه گیری
sound
اندازه گیری عمق اب
sounded
اندازه گیری عمق اب
measuring device
تجهیزات اندازه گیری
soundest
اندازه گیری عمق اب
sounds
اندازه گیری عمق اب
measuring method
طریقه اندازه گیری
measuring relay
رله اندازه گیری
measuring instrument
دستگاه اندازه گیری
measuring sensitivity
حساسیت اندازه گیری
measuring voltage
ولتاژ اندازه گیری
measuring accuracy
دقت اندازه گیری
metres
وسیله اندازه گیری
correlation measurement
اندازه گیری همبستگی
font metric
اندازه گیری فونت
units of measurment
واحدهای اندازه گیری
final measurement
اندازه گیری نهایی
radar measurement
اندازه گیری رادار
unit of measurement
واحد اندازه گیری
resizing
اندازه گیری مجدد
engineering measurement
اندازه گیری فنی
size stick
قالب اندازه گیری
measurable
قابل اندازه گیری
chain crew
متصدیان اندازه گیری
measuring
درخور اندازه گیری
tape measures
مترمخصوص اندازه گیری
instrument
الات اندازه گیری
size stick
الت اندازه گیری پا
dial bench gage
میز اندازه گیری
absolute measurement
اندازه گیری مطلق
compensating error
خطای اندازه گیری
precision
اندازه گیری دقیق
telemetry
اندازه گیری ازدور
accuracy to gage
دقت اندازه گیری
telemetering
اندازه گیری از دور
gage
میزان اندازه گیری
tapeline
مترمخصوص اندازه گیری
direct measurement
اندازه گیری مستقیم
frequency measuring bridge
پل اندازه گیری فرکانس
frequency measurement
اندازه گیری فرکانس
gad
اندازه گیری طول
forescale
اندازه گیری رنگ اب
commensurable
قابل اندازه گیری
tape measure
مترمخصوص اندازه گیری
measurement ofland
اندازه گیری زمین
sounding
اندازه گیری عمق اب
maxwell bridge
پل اندازه گیری ماکسول
impedance bridge
پل اندازه گیری مقاومت
gauging section
برش اندازه گیری
batching plant
مرکز اندازه گیری
measuring transformer
ترانسفورماتور اندازه گیری
instrument autotransformer
ترانسفورماتور اندازه گیری
measurability
قابلیت اندازه گیری
gauging sheet
ورق اندازه گیری
instrument transformer
ترانسفورماتور اندازه گیری
bathymetry
اندازه گیری خصوصیات اب
measurement of demand
اندازه گیری تقاضا
delaying
یچ بسته به دیگری عبور میکند
delay
یچ بسته به دیگری عبور میکند
delays
یچ بسته به دیگری عبور میکند
electrostatic instrument
دستگاه اندازه گیری الکترواستاتیکی
automatic measuring system
سیستم اندازه گیری خودکار
timed
اندازه گیری زمان یک عملیات
times
اندازه گیری زمان یک عملیات
telemetry
اندازه گیری یک کمیت یا کیفیت
time
اندازه گیری زمان یک عملیات
cynometer
دستگاه اندازه گیری امواج
calorimeter
دستگاه اندازه گیری مقدارگرما
micrometry
اندازه گیری با ذره سنج
watts
واحد اندازه گیری الکتریسیته
sensitometry
اندازه گیری حساسیت چشم
industrial instrument
دستگاه اندازه گیری صنعتی
impedance meter
دستگاه اندازه گیری امپدانس
gas meter
دستگاه اندازه گیری گاز
water staff gauge
اشل اندازه گیری عمق اب
high tension measurement bridge
پل اندازه گیری فشار قوی
impedance measuring set
دستگاه اندازه گیری امپدانس
scantling
میله اندازه گیری ذرع
frequency meter
دستگاه اندازه گیری فرکانس
characteristically
اندازه گیری مشخصات یک عنصر
measurement uncertainty
خطای اندازه گیری
[ریاضی]
watt
واحد اندازه گیری الکتریسیته
bathymetry
اندازه گیری عمق دریاواقیانوس
fluorometer
دستگاه اندازه گیری فلورسانس
yards
واحد اندازه گیری = 3 فوت
characteristic
اندازه گیری مشخصات یک عنصر
metric system
دستگاه اندازه گیری متری
utile
واحد اندازه گیری مطلوبیت
disruptive voltage measuring apparatus
دستگاه اندازه گیری ولتاژشکست
length measuring instrument
دستگاه اندازه گیری طول
highfrequency measuring bridge
پل اندازه گیری فرکانس بالا
instrument direction
سمت اندازه گیری شده
petrol gage
دستگاه اندازه گیری بنزین
extensometer
دستگاه اندازه گیری انبساط
instrument board
تابلوی وسائل اندازه گیری
acoumetry
اندازه گیری قدرت حس شنوایی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com