Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
ostiole
سوراخ یا دهانه کوچک
Other Matches
aperture
دهانه یا سوراخ
apertures
دهانه یا سوراخ
eyes
دهانه سوراخ سوزن
eyeing
دهانه سوراخ سوزن
eying
دهانه سوراخ سوزن
eye
دهانه سوراخ سوزن
urceolate
دارای شکم بزرگ و دهانه کوچک
peristome
ردیف دندانههای کوچک درپیرامون دهانه خزه ها
slotting
سوراخ کردن شکاف کوچک
duckpin
بولینگ با گویهای کوچک بی سوراخ
slot
سوراخ کردن شکاف کوچک
slots
سوراخ کردن شکاف کوچک
ant hills
تپهی کوچک دور سوراخ مورچه
candlepins
بازی بولینگ با گویهای کوچک بی سوراخ
ant hill
تپهی کوچک دور سوراخ مورچه
pinning
فلز کوچک یا بخشی از دو شاخه که در سوراخ سوکت می رود
pin
فلز کوچک یا بخشی از دو شاخه که در سوراخ سوکت می رود
pinned
فلز کوچک یا بخشی از دو شاخه که در سوراخ سوکت می رود
pilloried
نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pillories
نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pillory
نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pillorying
نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
muzzle energy
انرژی جنبشی پرتابه درلحظه خروج از دهانه که نسبت به دهانه اندازه گیری میشود
helmzhold resonator
محفظه توخالی که تنها با یک سوراخ کوچک به محیط خارج مرتبط است و در ازای فرکانس معینی به تشدید درمی اید
sprocket holes
مجموعه سوراخ کوچک در هر لبه مجموعهای کاغذ که امکان چرخیدن و قرار گرفتن کاغذ در چاپگر میدهد
baying
دهانه خلیج دهانه گشاد
bays
دهانه خلیج دهانه گشاد
bayed
دهانه خلیج دهانه گشاد
bay
دهانه خلیج دهانه گشاد
compacting
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان ROM به فرفیت بالا به کار می رود داده ها به صورت دودویی روی سوراخ هایی از سطح ذخیره می شوند که بعداگ توسط لیزر قابل خواندن هستند
compacts
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان ROM به فرفیت بالا به کار می رود داده ها به صورت دودویی روی سوراخ هایی از سطح ذخیره می شوند که بعداگ توسط لیزر قابل خواندن هستند
compact
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان ROM به فرفیت بالا به کار می رود داده ها به صورت دودویی روی سوراخ هایی از سطح ذخیره می شوند که بعداگ توسط لیزر قابل خواندن هستند
compacted
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان ROM به فرفیت بالا به کار می رود داده ها به صورت دودویی روی سوراخ هایی از سطح ذخیره می شوند که بعداگ توسط لیزر قابل خواندن هستند
centered
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centers
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centred
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centre
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
center
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
clair-voie
[پرچین با دیواره های مشبک که سوراخ سوراخ است.]
to pink out leather
چرم را برای زیبایی سوراخ سوراخ کردن
dilly bag
کیف دستی یا کیسه سوراخ سوراخ زنانه
fenestration
چیزی که سوراخ سوراخ یاروزنه داراست
sights
سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
sight
سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
perforation
عمل سوراخ کردن ایجاد سوراخ
float stone
سنگ اجرسای یکجورسنگ سوراخ سوراخ
cancellate
سوراخ سوراخ سوراخ سوراخ کردن
tompion
دهانه بند لوله توپ دهانه بند
flash defilade
پنهان کردن برق دهانه توپ استتار برق دهانه توپ
thirl
سوراخ سوراخ کردن دریدن
foraminate
ثقبه دار سوراخ سوراخ
gruyere cheese
پنیر سوراخ سوراخ سوئیسی
pink
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pinker
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pinkest
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
petty cash
صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule
یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
riddles
سوراخ سوراخ کردن
riddle
سوراخ سوراخ کردن
cancellated
سوراخ سوراخ اسفنجی
cancellous
سوراخ سوراخ اسفنجی
millepore
مرجان سوراخ سوراخ
cancellate
سوراخ سوراخ اسفنجی
grids
دریچه سوراخ سوراخ
grid
دریچه سوراخ سوراخ
swage block
قالب سوراخ سوراخ
widget
آلت کوچک
[ابزار ]
[اسباب مکانیکی کوچک]
breaches
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breach
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breached
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
pig board
تخته کوچک برای موجهای کوچک
jigger
بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
increment
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
increments
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
pannikin
لیوان کوچک پیمانه کوچک
knobble
برامدگی کوچک گره کوچک
mouths
دهانه
muzzling
دهانه
inlet
دهانه
bayed
دهانه
muzzles
دهانه
throat
دهانه
bays
دهانه
noses
دهانه
baying
دهانه
inlets
دهانه
muzzle
دهانه
waterway
دهانه
waterways
دهانه
opening
دهانه
openings
دهانه
muzzled
دهانه
yoke
دهانه
bay
دهانه
estuaries
دهانه
branching bay
دهانه
orifices
دهانه
mouthless
بی دهانه
nose
دهانه
orifice of the stomack
دهانه
drowned river mouth
دهانه
orifice
دهانه
estuary
دهانه
mouth
دهانه
throats
دهانه
mouthed
دهانه
mouthing
دهانه
head
دهانه
outfall
دهانه
drift loading
دهانه
jetting
دهانه
spout
دهانه
spanning
دهانه
embouchure
دهانه
jetted
دهانه
span
دهانه
jet
دهانه
spouted
دهانه
spouting
دهانه
jets
دهانه
spouts
دهانه
firth
دهانه
spans
دهانه
nozzle
دهانه
spanned
دهانه
nozzles
دهانه
port
دهانه
triforium
سه دهانه
mouthpiece
دهانه
mouthpieces
دهانه
bottlenecks
دهانه بطری
crater
دهانه اتشفشانی
turnouts
دهانه ابگیر
turnout
دهانه ابگیر
scupper
دهانه فاضلاب رو
orifices
دهانه تنگ
multi span bridge
پل چند دهانه
craters
دهانه اتشفشانی
surface water gully
دهانه پاکین
orifice
دهانه تنگ
drop manhole
دهانه ریزش
intakes
دهانه ابگیر
effective span
دهانه موثر
intake
دهانه ابگیر
bottleneck
دهانه بطری
bays
دهانه انتن
scuppered
دهانه فاضلاب رو
muzzle brake
دافع دهانه
outlets
دهانه ابگیر
adjacent span
دهانه متصل
outward opening
دهانه خارجی
mouth of the furnace
دهانه کوره
spark gap
دهانه جرقه
three necked flask
بالن سه دهانه
sluiceway
دهانه تخلیه
outfall
دهانه خروجی
inset
دهانه وصله
ostium
مدخل دهانه
the span of a bridge
چشمه یا دهانه پل
outlet
دهانه ابگیر
cups
دهانه اتشفشان
scuppering
دهانه فاضلاب رو
scuppers
دهانه فاضلاب رو
theoretical span
دهانه نظری
insets
دهانه وصله
arch span
دهانه طاق
cup
دهانه اتشفشان
adjacent span
دهانه متصل
safety gap
دهانه حفافت
cupped
دهانه اتشفشان
bay
دهانه انتن
ostiary
دهانه رودخانه
spanned
دهانه نظری
muzzles
دهانه لوله
muzzle
دهانه توپ
interrupter gap
دهانه پلاتین
included angle of arch
دهانه کمان
spans
دهانه نظری
central angle of arch
دهانه کمان
beaks
دهانه لوله
beak
دهانه لوله
muzzled
دهانه لوله
bayed
دهانه انتن
spanning
دهانه نظری
muzzles
دهانه توپ
span
دهانه نظری
clear span
دهانه ازاد
muzzled
دهانه توپ
muzzling
دهانه لوله
interior span
دهانه داخلی
muzzling
دهانه توپ
muzzle velocity
سرعت دهانه
river mouth
دهانه رودخانه
clear span
دهانه موثر
shutter
دهانه بند
joint opening
دهانه یک درز
carburetor jet
دهانه کاربراتور
tuyere
دهانه دم اهنگری
goal mouth
دهانه دروازه
tuyere
دهانه لوله
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com