Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 213 (13 milliseconds)
English
Persian
smart
سوزش داشتن
smarted
سوزش داشتن
smarter
سوزش داشتن
smartest
سوزش داشتن
smarting
سوزش داشتن
smarts
سوزش داشتن
Search result with all words
shoot
درد کردن سوزش داشتن
shoots
درد کردن سوزش داشتن
tingle
سوزش کردن حس خارش یاسوزش داشتن
tingled
سوزش کردن حس خارش یاسوزش داشتن
tingles
سوزش کردن حس خارش یاسوزش داشتن
tingling
سوزش کردن حس خارش یاسوزش داشتن
inoxidize
از سوزش باز داشتن
Other Matches
burn out
تمام شدن سوخت به طور غیرمنتظره خاتمه سوزش زمان خاتمه سوزش سوختن
irritations
سوزش
deflagration
سوزش
nipped
سوزش
nip
سوزش
irritation
سوزش
combustion
سوزش
nips
سوزش
ignition
سوزش
burning rate
نواخت سوزش
progressive burning
سوزش تدریجی
prickling
سوزش دار
causalgia
سوزش عصبی
heartburn
سوزش معده
caustic
سوزش اور
nippy
سوزش دار
pyrosis
سوزش معده
abradant
سوزش اور
irritant
سوزش اور
abrasive
سوزش آور
combustibility
قابلیت سوزش
irritative
سوزش اور
urticant
سوزش دار
stings
خلش سوزش
stinging
خلش سوزش
burns
سوزش موادمنفجره
burn
سوزش موادمنفجره
sting
خلش سوزش
gas burning
سوزش گاز
irritants
سوزش اور
urticate
سوزش دادن
urticarial
خارش سوزش
urticaria
خارش سوزش
abrasives
سوزش اور سایا
painful urination
سوزش ادرار
[پزشکی]
dysuria
سوزش ادرار
[پزشکی]
pangs
درد سوزش ناگهانی
irritatingly
بطور سوزش اور
irritating
رنجاننده سوزش اور
pang
درد سوزش ناگهانی
dysuria
ادرار همراه با سوزش واشکال
painful urination
دش میزی
[سوزش ادرار]
[پزشکی]
twinges
سوزش سرزنش وجدان دردشدیدوناگهانی
twinge
سوزش سرزنش وجدان دردشدیدوناگهانی
dysuria
دش میزی
[سوزش ادرار]
[پزشکی]
alkali proof
مقاومت محلول سوزش اور
neutral burning
سوزش دوطرفه حبههای باروت خرج
funny bone
<idiom>
جایی پشت آرنج که موقع ضربه سوزش وخارش میکند
longs
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longest
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longer
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
money to burn
<idiom>
بیش ازاحتیاج ،داشتن،داشتن پول خیلی زیاد
longed
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long-
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
to keep up
از افسرده شدن نگاه داشتن باذنگاه داشتن
to keep down
زیرفرمان خودنگاه داشتن دراطاعت خود داشتن
inhibitor
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
abhorring
بیم داشتن از ترس داشتن از
hopes
انتظار داشتن ارزو داشتن
resided
اقامت داشتن مسکن داشتن
reside
اقامت داشتن مسکن داشتن
hoping
انتظار داشتن ارزو داشتن
abhorred
بیم داشتن از ترس داشتن از
hoped
انتظار داشتن ارزو داشتن
resides
اقامت داشتن مسکن داشتن
hope
انتظار داشتن ارزو داشتن
differed
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
to have by heart
ازحفظ داشتن درسینه داشتن
meanest
مقصود داشتن هدف داشتن
meaner
مقصود داشتن هدف داشتن
differs
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
differing
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
cost
قیمت داشتن ارزش داشتن
abhors
بیم داشتن از ترس داشتن از
differ
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
mean
مقصود داشتن هدف داشتن
proffer
تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffered
تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffers
تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffering
تقدیم داشتن عرضه داشتن
burning rate
سرعت سوزش مهمات یا خرج سرعت مصرف سوخت
upkeep
بهنگام نگه داشتن . نگه داشتن وسایل در حالت فعال
irritates
خراش دادن سوزش دادن
irritated
خراش دادن سوزش دادن
combustible
قابل سوزش قابل تراکم
irritate
خراش دادن سوزش دادن
irritament
خراش اور سوزش اور
long for
اشتیاق چیزی را داشتن ارزوی چیزی را داشتن
lead a dog's life
<idiom>
زندگی سخت داشتن ،زندگی سگی داشتن
to have something in reserve
چیزی بطوراندوخته داشتن چیزی درپس داشتن
synesthesia
احساس سوزش یادرد در یک عضو بدن در اثروجود درد در عضو دیگر بدن احساس متقارن
to hold a meeting
داشتن
having
داشتن
intercommon
داشتن
possesses
داشتن
possess
داشتن
possessing
داشتن
relieve
داشتن
relieves
داشتن
doubted
شک داشتن
doubt
شک داشتن
to have f.
تب داشتن
to be feverish
تب داشتن
monogyny
داشتن یک زن
redolence
بو داشتن
to be in a f.
تب داشتن
doubting
شک داشتن
doubts
شک داشتن
relieving
داشتن
own
داشتن
owned
داشتن
owning
داشتن
owns
داشتن
lackvt
کم داشتن
to go hot
تب داشتن
have
داشتن
to hold
داشتن
to have possession of
داشتن
to have
داشتن
to possess
داشتن
wanted
کم داشتن
bears
داشتن
want
کم داشتن
lacks
کم داشتن
lacked
کم داشتن
bear
داشتن
bears
در بر داشتن
bear
در بر داشتن
lack
کم داشتن
to in sight into something
بصیرت داشتن
to regard with reverence
محترم داشتن
implies
دلالت داشتن
implying
دلالت داشتن
monogamy
داشتن یک همسر
recoil
واکنش داشتن بر
to hold in reverence
محترم داشتن
to hold in respect
محترم داشتن
contradicts
تناقض داشتن با
contradicted
تناقض داشتن با
recoiling
واکنش داشتن بر
recoiled
واکنش داشتن بر
contradict
تناقض داشتن با
tolerating
طاقت داشتن
tolerates
طاقت داشتن
tolerated
طاقت داشتن
deserves
استحقاق داشتن
deserve
استحقاق داشتن
overlap
اشتراک داشتن
believes
گمان داشتن
believed
گمان داشتن
believe
گمان داشتن
liaising
بستگی داشتن
liaising
رابطه داشتن
liaises
بستگی داشتن
liaises
رابطه داشتن
scoot
سرعت داشتن
scooted
سرعت داشتن
scooting
سرعت داشتن
tolerate
طاقت داشتن
vibrating
ارتعاش داشتن
to keep a fast
روزه داشتن
correlation
ارتباط داشتن
overlap
اصطکاک داشتن
to keep any one waiting
نگاه داشتن
vibrates
ارتعاش داشتن
vibrated
ارتعاش داشتن
vibrate
ارتعاش داشتن
scoots
سرعت داشتن
to keep a carriage
درشکه داشتن
likes
دوست داشتن
to hang up
نگاه داشتن
to have a bee in ones bonnet
کک درتنبان داشتن
to have an steem for
محترم داشتن
contests
اعتراض داشتن بر
contesting
اعتراض داشتن بر
contested
اعتراض داشتن بر
contest
اعتراض داشتن بر
to rold in steem
محترم داشتن
minding
تصمیم داشتن
to have in remembrance
یاد داشتن
mind
در نظر داشتن
to give support to
نگاه داشتن
to get the wind up
بیم داشتن
to be in rapport
تماس داشتن
mind
تصمیم داشتن
to bear a grudge
لج یاکینه داشتن
to bear any one a grudge
به کسی لج داشتن
to bear enmity
دشمنی داشتن
to bring good luck
شگون داشتن
to carry authority
نفوذیاقدرت داشتن
to drive at
قصد داشتن از
to drive at
توجه داشتن به
to fondle to the heart
گرامی داشتن
minding
در نظر داشتن
minds
تصمیم داشتن
to have patience
شکیبایی داشتن
lean
تمایل داشتن
to have the pull of
برتری داشتن بر
recoils
واکنش داشتن بر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com