Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 146 (8 milliseconds)
English
Persian
solenoid controlled valve
سوپاپ الکترومغناطیسی
Other Matches
electromagnetic waves
امواج الکترومغناطیسی پرتوهای الکترومغناطیسی
valve seat insert
مدخل نشست سوپاپ نشیمنگاه سوپاپ
valve seat reamer
جدار تراش نشیمنگاه سوپاپ برقوی نشیمنگاه سوپاپ
electromagnetic delay line
خط تاخیر الکترومغناطیسی
relay
یچ کنترل الکترومغناطیسی
relayed
یچ کنترل الکترومغناطیسی
electromagnetic induction
القای الکترومغناطیسی
magnetic focusing
تمرکز الکترومغناطیسی
electrons
ذره الکترومغناطیسی
electromagnetic focusing
تمرکز الکترومغناطیسی
electromagnetic flux
شاره الکترومغناطیسی
electromagnetic field
میدان الکترومغناطیسی
emus
واحدهای الکترومغناطیسی
electromagnetic deflection
خمش الکترومغناطیسی
electromagnetic cutout
فیوز الکترومغناطیسی
emu
واحدهای الکترومغناطیسی
electromagnetic coupling
تزویج الکترومغناطیسی
electromagnetic attraction
جاذبه الکترومغناطیسی
electomagnetic theory
نظریه الکترومغناطیسی
electron
ذره الکترومغناطیسی
electromagnetic lens
عدسی الکترومغناطیسی
relays
یچ کنترل الکترومغناطیسی
electromegnetic energy
انرژی الکترومغناطیسی
electromagnetic waves
امواج الکترومغناطیسی
electromagnetic wave
موج الکترومغناطیسی
electromagnetic vibration
ضربه گر الکترومغناطیسی
electromagnetic units
واحدهای الکترومغناطیسی
magnetic deflection
خمش الکترومغناطیسی
electromagnetic tran
تله الکترومغناطیسی
electromagnetic system
دستگاه الکترومغناطیسی
electromagnetic spectrum
میدان الکترومغناطیسی
electromagnetic spectrum
طیف الکترومغناطیسی
electromagnetic repulsion
دافعه الکترومغناطیسی
electromagnetic relay
رله الکترومغناطیسی
electromagnetic radiation
تابش الکترومغناطیسی
induction load speaker
بلندگوی الکترومغناطیسی
the electromagnetic force
نیروی الکترومغناطیسی
maxwell theory og light
نظریه الکترومغناطیسی نورماکسول
density of the total electromagnetic ene
چگالی انرژی الکترومغناطیسی
electromagnetic log
سرعت یاب الکترومغناطیسی
polarized electromagnetic radiation
تابش الکترومغناطیسی قطبیده
electromagnetic intrusion
نفوذ الکترومغناطیسی در مداررادارهای دشمن
microwave
موج خیلی کوچک الکترومغناطیسی
electromagnetic interference
مداخله الکترومغناطیسی درکار رادارها
valves
سوپاپ
valvate
سوپاپ
valve
سوپاپ
instrument for electromagnetic screening
دستگاه اندازه گیری با حفاظ الکترومغناطیسی
valviferous
سوپاپ دار
valveless
بدون سوپاپ
valve seat
نشیمنگاه سوپاپ
disc
بشقاب سوپاپ
discs
بشقاب سوپاپ
valve lead
تقدم سوپاپ
valve guide
هادی سوپاپ
exhaust valve
سوپاپ دود
plunge valve
سوپاپ شناور
lift valve
سوپاپ بالارونده
intake valve
سوپاپ ورودی
intake valve
سوپاپ گاز
intake port
سوپاپ ورودی
inlet valve
سوپاپ ورودی
inlet valve
سوپاپ گاز
inlet port
سوپاپ ورودی
injector valve
سوپاپ تزریق
plate valve
سوپاپ بشقابکی
globe valve
سوپاپ کروی
pilot valve
سوپاپ تنظیم
brake valve
سوپاپ ترمز
camshafts
میل سوپاپ
rocker
اسبک سوپاپ
regulator
سوپاپ نافم
discharge valve
سوپاپ تخلیه
discharge valve
سوپاپ دود
delivery valve
سوپاپ تحویل
poppet valve
سوپاپ مکش
push rod
راهنمای سوپاپ
slide valve
سوپاپ متحرک
regulating valve
سوپاپ تنظیم
blow off valve
سوپاپ قطع دم
rocker arm
چکش سوپاپ
rocker arm
انگشته ی سوپاپ
air intake
سوپاپ هوا
admission port
سوپاپ ورودی
solenoid valve
سوپاپ مغناطیسی
poppet valve
سوپاپ لولهای
rockers
اسبک سوپاپ
valve lag
تاخیر سوپاپ
valve clearance
لقی سوپاپ
camshaft
میل سوپاپ
grinding
تراشیدن سوپاپ
regulators
سوپاپ نافم
valve
لامپ سوپاپ
valves
لامپ سوپاپ
check valve
سوپاپ یک طرفه
tulip valve
سوپاپ لولهای
valve timing
تنظیم سوپاپ اتومبیل
valve refacer
دستگاه پرداخت سوپاپ
valve scavenging
پاک کردن سوپاپ
trailer brake valve
سوپاپ ترمز تریلر
valve timing
زمان بندی سوپاپ
suction
مکش سوپاپ تلمبه
lathes
دستگاه سوپاپ تراش
valve
بشکل دریچه یا سوپاپ
lathe
دستگاه سوپاپ تراش
respirators
سوپاپ ضربت گیر
respirator
سوپاپ ضربت گیر
butterfly valve
سوپاپ یا دریچه پولکی
high pressure valve
سوپاپ فشار قوی
valves
بشکل دریچه یا سوپاپ
induced
اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induce
اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
loudspeaker
وسیله الکترومغناطیسی که سیگنالهای الکتریکی را به صوتی تبدیل میکند
induces
اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
inducing
اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
rf
وسیله الکترومغناطیسی با فرکانس بین کیلوهرتز و مگا هرتز
gavernor valve
سوپاپ یا دریچه تنظیم کننده
valve duration
مدت زمانی که سوپاپ بازمیماند
valve lift
کل حرکت خطی سوپاپ لایهای
check valve
سوپاپ یا دریچه مسدود کننده
valve seat grinder
دستگاه پرداخت نشیمنگاه سوپاپ
valvate
سرپوش بشکل دریچه یا سوپاپ
induces
1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induced
1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
inducing
1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induce
1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
radio frequency
قطعه الکترومغناطیسی با محدوده فرکانس بین کیلوهرتز و گیگا هرتز
magnetic
قطعه الکترومغناطیسی که سیگنالهای الکتریکی را به میدان مغناطیسی تبدیل میکند
grinder
چرخ سمباده دستگاه سوپاپ تراش
grinders
چرخ سمباده دستگاه سوپاپ تراش
ferrite core
ماده مغناطیسی کوچک که بار الکترومغناطیسی را نگه می دارد در هسته حافظه
interference
اختلال الکتریکی روی سیگنال در اثر سیگنالهای فراهم از منابع الکترومغناطیسی اطراف
rocker arm
اهرم خود کار برای حرکت سوپاپ ماشین
cruise valve
سوپاپ ازادکننده هوای گرم بطور مرتب در پرواز
electronic
میدانهای الکترومغناطیسی و الکتریسیته ساکن که توسط وسایل الکترونی زیاد ایجاد شده است .
blast valve
سوپاپ ازاد کننده هوای گرم برای صعود بالن
j valve
سوپاپ کپسول هوای غواص که بطور خودکار بسته شود
back pressure valve
سوپاپ مخصوص ممانعت ازپس زنش مایعات در داخل لوله
deflation port
سوپاپ بزرگ در بالای بالن برای خروج هوا هنگام نشستن
modulation
سوار کردن امواج انرژی روی امواج الکترومغناطیسی برای ارسال
Faraday cage
صفحه فلزی یا سیمی متصل به زمین که وسایل حساس را کامل حفظ میکند به طوری که هیچ واسط ی از جریان الکترومغناطیسی ایجاد نشود
ferret
هواپیما یا کشتی یا خودرویی که مخصوص کشف و تعیین محل و ثبت و تجزیه و تحلیل تشعشعات الکترومغناطیسی ورادار دشمن تهیه شده باشند
ferrets
هواپیما یا کشتی یا خودرویی که مخصوص کشف و تعیین محل و ثبت و تجزیه و تحلیل تشعشعات الکترومغناطیسی ورادار دشمن تهیه شده باشند
electromagnetic compatability
قابلیت انطباق الکترومغناطیسی قابلیت کارهماهنگ الکتریکی
hot valve clearance
فاصله کوچک بین ساقه سوپاپ و اسبک هنگامی که تمام قطعات موتور بدمای کاری رسیده اند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com