English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (12 milliseconds)
English Persian
pilot valve سوپاپ تنظیم
regulating valve سوپاپ تنظیم
Search result with all words
gavernor valve سوپاپ یا دریچه تنظیم کننده
valve timing تنظیم سوپاپ اتومبیل
Other Matches
valve seat insert مدخل نشست سوپاپ نشیمنگاه سوپاپ
valve seat reamer جدار تراش نشیمنگاه سوپاپ برقوی نشیمنگاه سوپاپ
sight adjustment تنظیم دستگاه نشانه روی تنظیم زاویه یاب قلق گیری کردن
camera station ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
tunes تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
tune تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
tunes تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
range spotting تنظیم مسافت تنظیم هدف کردن
tune تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
valves سوپاپ
valve سوپاپ
valvate سوپاپ
paged انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
pages انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
page انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
disc بشقاب سوپاپ
delivery valve سوپاپ تحویل
discharge valve سوپاپ دود
brake valve سوپاپ ترمز
inlet port سوپاپ ورودی
intake valve سوپاپ ورودی
regulator سوپاپ نافم
grinding تراشیدن سوپاپ
valve seat نشیمنگاه سوپاپ
valviferous سوپاپ دار
discs بشقاب سوپاپ
push rod راهنمای سوپاپ
valve lead تقدم سوپاپ
lift valve سوپاپ بالارونده
valve clearance لقی سوپاپ
intake valve سوپاپ گاز
rocker arm چکش سوپاپ
rocker arm انگشته ی سوپاپ
intake port سوپاپ ورودی
inlet valve سوپاپ ورودی
discharge valve سوپاپ تخلیه
inlet valve سوپاپ گاز
valve guide هادی سوپاپ
globe valve سوپاپ کروی
regulators سوپاپ نافم
admission port سوپاپ ورودی
injector valve سوپاپ تزریق
air intake سوپاپ هوا
camshaft میل سوپاپ
poppet valve سوپاپ لولهای
valveless بدون سوپاپ
plate valve سوپاپ بشقابکی
valve lag تاخیر سوپاپ
valve لامپ سوپاپ
plunge valve سوپاپ شناور
valves لامپ سوپاپ
tulip valve سوپاپ لولهای
exhaust valve سوپاپ دود
rockers اسبک سوپاپ
rocker اسبک سوپاپ
poppet valve سوپاپ مکش
solenoid valve سوپاپ مغناطیسی
check valve سوپاپ یک طرفه
camshafts میل سوپاپ
slide valve سوپاپ متحرک
solenoid controlled valve سوپاپ الکترومغناطیسی
blow off valve سوپاپ قطع دم
calibration تنظیم دستگاه بی سیم تصحیح کردن تنظیم کردن کالیبر سنجی
rheostatic دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostat دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
valve بشکل دریچه یا سوپاپ
respirators سوپاپ ضربت گیر
valves بشکل دریچه یا سوپاپ
butterfly valve سوپاپ یا دریچه پولکی
respirator سوپاپ ضربت گیر
valve timing زمان بندی سوپاپ
lathe دستگاه سوپاپ تراش
valve scavenging پاک کردن سوپاپ
valve refacer دستگاه پرداخت سوپاپ
suction مکش سوپاپ تلمبه
high pressure valve سوپاپ فشار قوی
trailer brake valve سوپاپ ترمز تریلر
lathes دستگاه سوپاپ تراش
check valve سوپاپ یا دریچه مسدود کننده
valvate سرپوش بشکل دریچه یا سوپاپ
valve seat grinder دستگاه پرداخت نشیمنگاه سوپاپ
valve duration مدت زمانی که سوپاپ بازمیماند
valve lift کل حرکت خطی سوپاپ لایهای
sight alinement تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
grinder چرخ سمباده دستگاه سوپاپ تراش
grinders چرخ سمباده دستگاه سوپاپ تراش
cruise valve سوپاپ ازادکننده هوای گرم بطور مرتب در پرواز
rocker arm اهرم خود کار برای حرکت سوپاپ ماشین
back pressure valve سوپاپ مخصوص ممانعت ازپس زنش مایعات در داخل لوله
blast valve سوپاپ ازاد کننده هوای گرم برای صعود بالن
j valve سوپاپ کپسول هوای غواص که بطور خودکار بسته شود
deflation port سوپاپ بزرگ در بالای بالن برای خروج هوا هنگام نشستن
go no go اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
sidelay تنظیم کننده کناره کاغذ وسیله تنظیم کناره کاغذ درماشین چاپ
adjusting ring حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
hot valve clearance فاصله کوچک بین ساقه سوپاپ و اسبک هنگامی که تمام قطعات موتور بدمای کاری رسیده اند
calibrated air speed سرعت هوایی تنظیم شده سرعت تنظیم شده هواپیما
trimsize اندازه تنظیم شده نقشه حواشی تنظیم شده نقشه
high burst ranging تنظیم تیر بروش ترکش بالا تنظیم تیر بروش تیر زمانی بالا
adjustment تنظیم
adjustments تنظیم
alignment تنظیم
regularization تنظیم
spreading تنظیم
set out تنظیم
formulation تنظیم
timing تنظیم
shaping regulating تنظیم
calibration تنظیم
alignments تنظیم
regulation تنظیم
tunable تنظیم پذیر
trigger control تنظیم با ماشه
cascade control تنظیم زنجیری
fine setting تنظیم دقیق
adjust تنظیم کردن
body alinement تنظیم بدن
adjusts تنظیم کردن
conduction هدایت تنظیم
caliper setting تنظیم پرگار
cam type regulation تنظیم بادامکی
adjusting تنظیم کردن
tunably تنظیم پذیر
carburetor adjustment تنظیم کاربراتور
regiments تنظیم کردن
regiment تنظیم کردن
tuneable تنظیم پذیر
regulation پهنه تنظیم
regulators تنظیم کننده
thermoregulation تنظیم حرارت
classifying تنظیم کردن
classify تنظیم کردن
classifies تنظیم کردن
formulated تنظیم کردن
formulate تنظیم کردن
setting ring حلقه تنظیم
set up تنظیم کردن
frame تنظیم کردن
spark setting تنظیم جرقه
speed adjustment تنظیم سرعت
set the watch تنظیم نگهبانی
set screw پیچ تنظیم
adjustable تنظیم پذیر
adjustable قابل تنظیم
family planning تنظیم خانواده
stup string رشته تنظیم
adjusted تنظیم شده
regulator تنظیم کننده
rocker gear تنظیم جاروبک
thermoregulation تنظیم دمایی
indictments تنظیم کیفرخواست
indictments تنظیم ادعانامه
indictment تنظیم کیفرخواست
indictment تنظیم ادعانامه
variability قابلیت تنظیم
formulates تنظیم کردن
timing تنظیم وقت
automatic regulation تنظیم خودکار
to draw out تنظیم کردن
to draw up تنظیم کردن
to make out تنظیم کردن
to put in to shape تنظیم کردن
to set out تنظیم کردن
air adjustment تنظیم هوا
adjustment of rools تنظیم غلطک
adjustment of fire تنظیم تیر
regularizing تنظیم کردن
regularizes تنظیم کردن
regularized تنظیم کردن
regularize تنظیم کردن
regularising تنظیم کردن
regularises تنظیم کردن
regularised تنظیم کردن
attends تنظیم کردن
attending تنظیم کردن
attend تنظیم کردن
thermostatic regulation تنظیم با دماپای
adjusability قابلیت تنظیم
adjusting point نقطه تنظیم
rheostat regulation تنظیم با رئوستا
focusing control تنظیم تمرکز
regulates تنظیم کردن
regulated تنظیم کردن
regulate تنظیم کردن
jack screw پیچ تنظیم
pressure adjustment تنظیم فشار
lay down تنظیم کردن
levelling screw پیچ تنظیم
regulating تنظیم کردن
formulating تنظیم کردن
framer تنظیم کننده
depth adjustment تنظیم عمیق
frequency tuning تنظیم فرکانس
range adjustment تنظیم مسافت
range adjustment تنظیم برد
hand regulation تنظیم با دست
purity adjustment تنظیم خلوص
indicement تنظیم ادعانامه
inductive tuning تنظیم القائی
inductive tuning تنظیم پرمئابیلیته
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com