Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 30 (4 milliseconds)
English
Persian
combination switch
سویچ چندکاره
Other Matches
switches
سویچ برق سویچ زدن
switched
سویچ برق سویچ زدن
switch
سویچ برق سویچ زدن
gang capacitor
چندکاره
voltohm milliammeter
سنجه چندکاره
multiple drill
تمرین چندکاره یا مختلط
foreground
برنامه با تقدم بالا در سیستم چندکاره
switches
سویچ
switched
سویچ
switch
سویچ
jobs
تعداد کارهای مرتب شده برای پردازش در سیستم چندکاره یا دستهای
job
تعداد کارهای مرتب شده برای پردازش در سیستم چندکاره یا دستهای
ignition switch
سویچ ماشین
thermoswitch
سویچ حرارتی
motor brush starting switch
سویچ زغالی
thermal switch
سویچ حرارتی
magnetic starting switch
سویچ مغناطیسی
toggle switch
سویچ چند وضعیتی
turn on
شیراب یا سویچ برق رابازکردن
switch horn
سویچ مین شاخک دار
contactor
سویچ الکتریکی کنترل از راه دور
toggles
سویچ چند وضعیتی تغییر وضع دادن
toggle
سویچ چند وضعیتی تغییر وضع دادن
thyratron
پریود تخلیه که بعنوان سویچ رله یا ژنراتور بکار میرود
cut out
قطع جریان سویچ قطع برق وغیره
preemptive multitasking
حالت چندکاره که سیستم عامل یک برنامه را برای مدت زمانی اجرا میکند و پس کنترل را به برنامه بعدی میدهد به طوری که برنامه بعدی وقت پردازنده را نخواهد گرفت
os/
سیستم عامل چندکاره برای کامپیوترهای PC ساخت IBM و ماکروسافت که ساخت آن توسط IBM ادامه دارد تا تغییری در ویندوز ماکروسافت باشد
slices
مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
slice
مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com