English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 71 (6 milliseconds)
English Persian
steel sheet piling سپرکوبی فولادی
Other Matches
pile planking سپرکوبی
sheet piling سپرکوبی
steel dam سد فولادی
steel industries صنایع فولادی
armature میله فولادی
steel framed structured سازه فولادی
steel framed structured ساختمان فولادی
steel facing membrane پرده فولادی
flexible steel wire rope طناب فولادی خم شو
steel construction ساختمان فولادی
steel chimmey دودکش فولادی
cogged ingot شمشه فولادی
cogged ingot شمش فولادی
steel cap کلاه فولادی
steel jacket پوشش فولادی
steel pipe لوله فولادی
steel band نوار فولادی
steeliness خاصیت فولادی
steel wire rope طناب فولادی
steel wire سیم فولادی
steel square گونیای فولادی
steelblue <adj.> <noun> آبی فولادی
steel bands نوار فولادی
grating شبکه فولادی
gratings شبکه فولادی
steel sheet ورق فولادی
steel blue رنگ ابی فولادی
gussets صفحه فولادی اتصال
rolled steel joist تیرچه فولادی نوردشده
pile planking دیوار سپر فولادی
reinforced concrete pipe لوله بتن فولادی
reinforced concrete carcase اسکلت بتن فولادی
high carbon steel فولادی با میزان کربن 5/0%تا 50/1%
flexible mild steel wire rope طناب فولادی نرم
extra special flexible wire rope طناب فولادی ویژه
tubular steel scaffold داربست لولهای فولادی
building steel lathing بافت ساختمان فولادی
gusset صفحه فولادی اتصال
reinforced concrete construction ساختمان بتن فولادی
steel casting پروفیل فولادی ریخته گری
stilus قلم فولادی حکاکی وگراورسازی
high quality sheet steel ورق فولادی با کیفیت خوب
styli قلم فولادی حکاکی وگراورسازی
stylus قلم فولادی حکاکی وگراورسازی
styluses قلم فولادی حکاکی وگراورسازی
stand بستهای فولادی کورهای بلند
concrete steel سلاح یا میله فولادی بتن ارماتور
capel سرپوش فلزی انتهای کابلهای فولادی
sheet pile سپر فولادی برای ساختمانهای ابی
hawser طناب فولادی مخصوص نگاهداشتن کشتی در حوضچه
billets دال فولادی جهت اتقال نیروبه شبکه یا کف پی
billeting دال فولادی جهت اتقال نیروبه شبکه یا کف پی
billeted دال فولادی جهت اتقال نیروبه شبکه یا کف پی
beryllium فلز بریلیوم بعلامت Beبرنگ خاکستری فولادی
rolling نیمرخهای فولادی را با عمل نورد تهیه میکنند
billet دال فولادی جهت اتقال نیروبه شبکه یا کف پی
tempered steel فولادی که درگرما عمل اورده شده باشد
hawsers طناب فولادی مخصوص نگاهداشتن کشتی در حوضچه
jigs اسباب فولادی که با هدایت ان مته و سوهان را به کار می برند
jig اسباب فولادی که با هدایت ان مته و سوهان را به کار می برند
knuckle sprue استخوانهای ریخته گری-فولادی که در داخل کانالهاباقی می ماند
carburizing گرم کردن قطعات فولادی ماشین شده در اتمسفر قوی از گازهای هیدروکربن
bed plate پایه یا شاسی فولادی پیش ساخته که به عنوان فونداسیون به کار برده میشود
reed valve شیری متشکل از ورقه فولادی نازکی که جریان یکطرفه سیال را سبب میشود
baseplate پایه فولادی پیش ساخته چدنی که به عنوان فونداسیون برای یک موتور به کار می رود
cyaniding سخت گردانی سطح قطعات فولادی با غوطه ورسازی انهادر حمام نمکهای سیانید
rollpin پینی متشکل از طومارهای فنرهای پیچیده فولادی که به عنوان محور لولا بکار میرود
internal wrenching bolt پیچ فولادی بسیار مقاومی که سر ان دارای فرورفتگی شش گوشی برای جا گرفتن اچارالن میباشد
bar automatic میله فولادی که به موازات ریل راه اهن کشیده میشودو وقتی که چرخ قطاری روی ان قرار می گیرد نقاط توقف و موقعیت را مشخص می نماید
structrual engineering industry صنعت ساختمان فولادی صنعت سوله
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com