English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
aboriginal سکنه اولیه اهل یک آب و خاک
Search result with all words
Aborigines سکنه اولیه یک کشور جانوران و گیاهان بومی
aboriginals سکنه اولیه اهل یک اب و خاک
Other Matches
Ideal City [شهر موجود در نمونه اولیه و نقشه اولیه]
basic communication گزارش یا مدرک اولیه مکاتبات اولیه
inhabitants سکنه
residents سکنه
dwellers سکنه
population سکنه
populations سکنه
populace سکنه
over peopled پر سکنه
resident سکنه
habitancy جمعیت سکنه
earth سکنه زمین
earths سکنه زمین
deserted <adj.> خالی از سکنه
local national سکنه محلی
desolate <adj.> خالی از سکنه
the inhabitants of tehran سکنه تهران
barren <adj.> خالی از سکنه
bleak <adj.> خالی از سکنه
blasted [uninhabitable] <adj.> خالی از سکنه
empty خالی از سکنه
habitance جمعیت سکنه
lonely خالی از سکنه
desolate خالی از سکنه کردن
unpeople خالی از سکنه کردن
basic data دادههای اولیه عناصر اولیه
restoration احیا و مرمت فرش [برای بازگرداندن فرش به حالت اولیه آن باید علاوه بر استفاده از مواد اولیه، از تجربه کافی نیز برخوردار بود.]
basic issue list اقلام مندرج در فهرست توزیع اولیه اقلام بار مبنای اولیه اقلام شارژ انبار
dogmatic marxism مارکسیسم دگماتیک اصطلاح ابداعی لنین برای مارکسیسم اولیه و نیزبیان طرز فکر کسانی که معتقد به رعایت بی کم وکاست اصول اولیه ابراز شده به وسیله مارکس بدون جرح و تعدیل و تصحیح بودند
residents of tehran سکنه تهران اهالی تهران
first generation اولیه
fundamental اولیه
initialling اولیه
dispersion اولیه
initialing اولیه
initial اولیه
initialled اولیه
initialed اولیه
primeval اولیه
elementary اولیه
raw اولیه
preliminary اولیه
initials اولیه
preliminaries اولیه
basics اولیه
basic اولیه
primal اولیه
earliest اولیه
early اولیه
primitive اولیه
primary اولیه
rudimentary اولیه
base loading بار اولیه
basic branch رسته اولیه
pre loading بارگیری اولیه
preliminiary work کار اولیه
first cause علت اولیه
prereduction کاهش اولیه
primery voltage ولتاژ اولیه
basic data اطلاعات اولیه
primary body جسم اولیه
pre load بار اولیه
primary emission صدور اولیه
primary electron الکترون اولیه
primary cognizance شناختهای اولیه
Aborigine ساکن اولیه
embryonic نارس اولیه
primary center مرکز اولیه
pre assembly نصب اولیه
input voltage ولتاژ اولیه
initialize مقداردهی اولیه
initial capital سرمایه اولیه
input attenuation دمفونگ اولیه
initial point نقطه اولیه
initial acceleration شتاب اولیه
incunabula مراحل اولیه
input capacitance فرفیت اولیه
input capacitor خازن اولیه
i.c. حالت اولیه
historical costs هزینه اولیه
input circuit مدار اولیه
input coordinate مختصات اولیه
input coupling تزویج اولیه
input current جریان اولیه
opening capital سرمایه اولیه
initial condition شرایط اولیه
initial condition شرط اولیه
initial velocity سرعت اولیه
initial value مقدار اولیه
input admittance ادمیتانس اولیه
initial strength استحکام اولیه
input attenuation میرائی اولیه
initial reserves ذخایر اولیه
initial mass جرم اولیه
initial level سطح اولیه
initial cost هزینه اولیه
input data دادههای اولیه
input diode دیود اولیه
first notions تصورات اولیه
input tape نوار اولیه
input terminal ترمینال اولیه
input time زمان اولیه
input transformer ترانسفورماتور اولیه
breaking down train راه اولیه
input translator مترجم اولیه
input unit واحد اولیه
basic standard استاندارد اولیه
input speed سرعت اولیه
initial speed سرعت اولیه
basic speed سرعت اولیه
basic size اندازه اولیه
input stage طبقه اولیه
input signal سیگنال اولیه
cogging train مسیر اولیه
input drift رانش اولیه
first cost هزینه اولیه
first aids کمکهای اولیه
input electrode الکترود اولیه
input frequency فرکانس اولیه
input function تابع اولیه
feed stock مواد اولیه
input gap فاصله اولیه
elementary cell پیل اولیه
input information اطلاعات اولیه
drawing key طرح اولیه
input reactance راکتانس اولیه
basic requisition number درخواست اولیه
stuffs ماده اولیه
primitive element عنصر اولیه
roughed slab برامن اولیه
primes نخستین اولیه
stocked ماده اولیه
layout طرح اولیه
layouts طرح اولیه
stock ماده اولیه
integral تابع اولیه
stock ذخیره اولیه
blueprints طرح اولیه
raw statistics امارهای اولیه
raw products محصولات اولیه
stocked ذخیره اولیه
primogenitors اجداد اولیه
priority processing پردازش اولیه
proto galaxy کهکشان اولیه
proto planets سیارههای اولیه
radix سرچشمه اولیه
prime نخستین اولیه
raw data دادههای اولیه
primed نخستین اولیه
velocities سرعت اولیه
blueprint طرح اولیه
prototypes نمونه اولیه
outline agreement توافق اولیه
scheme طرح اولیه
prototype نمونه اولیه
basic agreement توافق اولیه
frame agreement توافق اولیه
skeleton agreement توافق اولیه
I'll put in the initial outlay , you do the work . ما یه اولیه از من کار از تو
velocity سرعت اولیه
rudiment اولیه ابتدایی
self aid کمکهای اولیه
parent یکان اولیه
input noise پارازیت اولیه
archetypes نمونه اولیه
archetype نمونه اولیه
master agreement توافق اولیه
stuffed ماده اولیه
inputted سیگنال اولیه
inputted توان اولیه
input سیگنال اولیه
input توان اولیه
primary standard استاندارد اولیه
primary products محصولات اولیه
stuff ماده اولیه
base rates ارزش اولیه
base rate ارزش اولیه
raw materials مواد اولیه
primary industries صنایع اولیه
primary inputs دادههای اولیه
first aid کمکهای اولیه
primary inputs نهادههای اولیه
primary storage انباره اولیه
primary storage حافظه اولیه
primery citcuit مدار اولیه
primery battery باطری اولیه
primeral borth ابگوشت اولیه
prime costs هزینههای اولیه
primery coil پیچک اولیه
originals نسخه اولیه
primery current جریان اولیه
primery obligation تعهدات اولیه
primitive انسان اولیه
primary structure ساختمان اولیه
prime cost ارزش اولیه
original نسخه اولیه
primary track شیار اولیه
primery terminal ترمینال اولیه
chemical feedstock مواد اولیه شیمیایی
prim ry truths حقایق اولیه یانخستین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com