English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
dais سکوب مخصوص جلوس اشخاص برجسته
Other Matches
soapbox جعبه یا سکوب چوبی مخصوص نطق در کنارخیابانها ومیدانهای عمومی
soapboxes جعبه یا سکوب چوبی مخصوص نطق در کنارخیابانها ومیدانهای عمومی
palletize روی سکوب بلند قراردادن بوسیله سکوب متحرک
Braille خط برجسته مخصوص کوران الفباء نابینایان
aerocartograph دستگاه برجسته بین مخصوص تهیه نقشه
profile برجسته نمودار یا منحنی مخصوص نمایش چیزی
profiles برجسته نمودار یا منحنی مخصوص نمایش چیزی
profiled برجسته نمودار یا منحنی مخصوص نمایش چیزی
vectograph عکس مخصوص استفاده از عینک برجسته بینی
profiling برجسته نمودار یا منحنی مخصوص نمایش چیزی
alto-rilievo [ویژگی های نقش برجسته ای که در آن شکل ها به اندازه ای بیش از نصف ضخامت خود برجسته اند.]
perspective spatial model مدل برجسته زمین زیر برجسته بین
embossing طرح برجسته [برجسته کردن زمینه فرش]
regnal day جلوس
accession جلوس
ascended جلوس کردن بر
sejant درحال جلوس
ascend جلوس کردن بر
they proclaimed him sovereign جلوس اورا
sit جلوس کردن
sits جلوس کردن
ascends جلوس کردن بر
to take one's s. on the throne برتخت جلوس کردن
prsbytery محل جلوس کشیش
to a the throne برتخت جلوس کردن
to come to the throne بر تخت جلوس کردن
salience نکته برجسته موضوع برجسته
embossment نقوش برجسته برجسته کاری
supereminent برجسته فوق العاده برجسته
bas relif حجاری ونقوش برجسته برجسته
saliency نکته برجسته موضوع برجسته
agree جلوس کردن نائل شدن
agreeing جلوس کردن نائل شدن
agrees جلوس کردن نائل شدن
podium سکوب
podiums سکوب
stool سکوب
plateform سکوب
turntable سکوب چرخنده
turntables سکوب چرخنده
pulpits سکوب خطابه
scaffolding سکوب بندی
pulpit سکوب خطابه
stereoscope جهان نما دوربین یا عینک برجسته نما مبحث اشکال برجسته
ramps سکوب سراشیب سرازیر
ramp سکوب سراشیب سرازیر
plateform scale قپان سکوب دار
stand سکوب تماشاچیان مسابقات
verger متصدی نشان دادن محل جلوس مردم در کلیسا
scaffolds سکوب زدن بدار اویختن
scaffold سکوب زدن بدار اویختن
tribune سکوب سخنرانی کرسی یامیز خطابه
stereograph نوشته یاتصویر برجسته نما برجسته نما کردن
scaffold سکوب یا چهار چوب تخته بندی کردن
scaffolds سکوب یا چهار چوب تخته بندی کردن
gangplank سکوب قابل حمل ونقل کشتی و غیره
gangplanks سکوب قابل حمل ونقل کشتی و غیره
repousse برجسته نمایاحکاکی برجسته
lute گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lutes گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
writes وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
write وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
typefaces مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typeface مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
graphics کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
anaglyph عکس رنگی برجسته بینی تجزیه رنگ عکس در برجسته بینی
few men اشخاص کمی
knowledge of persons شناسایی اشخاص
many people خیلی اشخاص
persona اشخاص یک کتاب
personae اشخاص یک کتاب
personas اشخاص یک کتاب
displaced persons اشخاص پناهنده
so many menŠso many minds هر چه اشخاص بیشتر
omnium gatherum مجموعه اشخاص
natural persons اشخاص طبیعی
many persons خیلی اشخاص
artificial persons اشخاص حقوقی
great persons اشخاص بزرگ
these people این اشخاص
many a man بسا اشخاص
person perception ادراک اشخاص
adhominem حمله یا اعتراض به اشخاص
withindoors اشخاص داخل منزل
play off <idiom> رفتار مختلف با اشخاص
blacklists صورت اشخاص بدحساب
offences against persons جرائم بر علیه اشخاص
criss-crossed امضای اشخاص بیسواد
to suck eggs اشخاص ازموده ترازخودراپنددادن
dog paddle شنای اشخاص مبتدی
criss-cross امضای اشخاص بیسواد
panels صورت اسامی اشخاص
criss-crossing امضای اشخاص بیسواد
through the grapevine <idiom> از اشخاص دیگری پرسیدن
panel صورت اسامی اشخاص
blacklisting صورت اشخاص بدحساب
criss-crosses امضای اشخاص بیسواد
inter alia میان اشخاص دیگر
blacklisted صورت اشخاص بدحساب
blacklist صورت اشخاص بدحساب
common touch استعدادایجاد حس همدردی وتعاون در اشخاص
interested parties اشخاص ذی نفع یا علاقه مند
he is not of that type ازان قبیل اشخاص نیست
subjects of international law اشخاص حقوق بین الملل
sucker list <idiom> لیستی از اشخاص ساده لوح
lonely hearts اشخاص مجرد و خواهان مصاحب
high-powered مرکب از اشخاص بلندپایه و قدرتمند
registers که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
register که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
intelligentsia اشخاص با هوش و خردمند طبقه روشنفکر
One must not judge by appearances . بظاهر اشخاص نباید قضاوت کرد
apportionment تقسیم پولی بین اشخاص ذی نفع
round up جمع اوری اشیا یا اشخاص پراکنده
mixed laws قوانین مربوط به اشخاص واموال economy mixed
covenantor اجتماع اشخاص هم پیمان برای انجام کاری
damage صدمهای که به اشیا ونه اشخاص وارد شود
get one's own way <idiom> اجبار اشخاص برای انجام هر کاری که تو میخواهی
anachronism اشتباه در ترتیب حقیقی وقایع و فهور اشخاص
anachronisms اشتباه در ترتیب حقیقی وقایع و فهور اشخاص
acidosis فساد خون در اشخاص مبتلا به بیماری قند
infant در CL به طور کلی به اشخاص کمتر از 12 سال گفته میشود
personals بندهایی از روزنامه که درباره اشخاص خصوصی نوشته میشود
camp followers اشخاص غیر نظامی که همراه قشون حرکت میکنند
credit union موسسهای که به اشخاص کم درامد وام های کوچکی میدهد
infants در CL به طور کلی به اشخاص کمتر از 12 سال گفته میشود
bouncers ماموری که درنمایش هاوغیره اشخاص اخلالگر راخارج میکند
bouncer ماموری که درنمایش هاوغیره اشخاص اخلالگر راخارج میکند
camp follower اشخاص غیر نظامی که همراه قشون حرکت میکنند
deleting کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
governesses زنی که موافبت بچه یا اشخاص جوان را بعهده میگیرد زن حاکم
governess زنی که موافبت بچه یا اشخاص جوان را بعهده میگیرد زن حاکم
character actor هنرپیشه ای که نقش اشخاص نابهنجار یاعجیب و غریب را بازی میکند
character actors هنرپیشهای که نقش اشخاص نابهنجار یاعجیب و غریب را بازی میکند
embedded code کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
vampires روح تبه کاران وجادوگران که شب هنگام ازقبربیرون امده و خون اشخاص رامیمکد
vampire روح تبه کاران وجادوگران که شب هنگام ازقبربیرون امده و خون اشخاص رامیمکد
talent scouts کسیکه اشخاص لایق وذیفن رابرای کار مخصوصی کشف واستخدام کند
restricts محدود کردن چیزی . اجازه ادان به اشخاص مشخص برای دستیابی به داده
restrict محدود کردن چیزی . اجازه ادان به اشخاص مشخص برای دستیابی به داده
talent scout کسیکه اشخاص لایق وذیفن رابرای کار مخصوصی کشف واستخدام کند
restricting محدود کردن چیزی . اجازه ادان به اشخاص مشخص برای دستیابی به داده
feather bedding مقصود حقوقی است که به اشخاص بی علاقه به کار یا کسانی که از کارمی دزدند پرداخت میشود
feather-bedding مقصود حقوقی است که به اشخاص بی علاقه به کار یا کسانی که از کارمی دزدند پرداخت میشود
ether مایع سبکی که ازتقطیر الکل و جوهرگوگردبدست میایدو برای بیهوش کردن اشخاص بکارمی رود
dispersal airfield فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
utilitarianism بر اساس این مکتب معیار سنجش همه چیزحداکثر خوبی و فایده برای حداکثر تعداد اشخاص است
topgallant سکوب بالای دکل کشتی بالاترین شکوب دکل کشتی وسایل بی مصرف کشتی
parting salute سلام نظامی با توپ و غیره برای عزیمت اشخاص سلام بدرقه
pork barrel برنامه دولتی دارای منافع مادی برای اشخاص تصویب کننده ان یا برای دولت
salient برجسته
eminent برجسته
illustrious برجسته
mainlines برجسته
stereometric برجسته
stereometric خط برجسته
distinguished برجسته
mainlining برجسته
mainline برجسته
cordon bleu برجسته
overriding برجسته
starring برجسته
torose برجسته
prominent برجسته
staring برجسته
ridged برجسته
illustrated برجسته
masterwork برجسته
crowned برجسته
mainlined برجسته
rilievo برجسته
pre-eminent برجسته
prime برجسته
primed برجسته
primes برجسته
conspicuous برجسته
pre eminent برجسته
prosilient برجسته
laureate برجسته
strikingly برجسته
striking برجسته
in relief برجسته
relief emboss برجسته
relievo برجسته
dominant برجسته
kenspeckle برجسته
convex برجسته
illustrous برجسته
predominant برجسته
outstandingly برجسته
raised برجسته
par excellence برجسته
of d. برجسته
outstanding برجسته
noted برجسته
eminently بطور برجسته
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com