English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 193 (10 milliseconds)
English Persian
seat سکوی استقرار
seated سکوی استقرار
seats سکوی استقرار
stanchion سکوی استقرار
Search result with all words
sponson سکوی استقرار توپ روی برجک
Other Matches
preposition استقرار در محل پیش بینی شده استقرار در محل معین شده
prepositions استقرار در محل پیش بینی شده استقرار در محل معین شده
ramps سکوی هواپیما سکوی در جا زدن هواپیما
ramp سکوی هواپیما سکوی در جا زدن هواپیما
settlement استقرار
settlements استقرار
sessility استقرار
establishments استقرار
mounting استقرار
downloading استقرار
stability استقرار
establishment استقرار
localization استقرار
installation استقرار
pitch استقرار
installations استقرار
solidification استقرار
colony استقرار
pitches استقرار
lodgment area منطقه استقرار
crimping groove شیار استقرار
centralisation استقرار درمرکز
centralization استقرار درمرکز
angle of repose زاویه استقرار
posteriori ازراه استقرار
delocalization عدم استقرار
restoration استقرار مجدد
station استقرار یافتن
tent striking فرمان ضد استقرار
stations استقرار یافتن
confirmation تثبیت استقرار
reintegration استقرار مجدد
yoke پایه استقرار
yoke دوشاخه استقرار
positioning band حلقه استقرار
stationed استقرار یافتن
permanent emplacement استقرار دایمی
back berm سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
angle of repose حداکثر شیب استقرار
setting ring حلقه استقرار یا ثبات
equatorial mounting استقرار معدل النهاری
set up اماده بکار استقرار
alt azimuth mounting استقرار سمت- ارتفاعی
automatic font downloading استقرار خودکار فونت
seating محل استقرار نشیمن
lodgment منزل گیری استقرار
lodgement منزل گیری استقرار
downloading utility برنامه کمکی استقرار
network topology چگونگی استقرار شبکه
downloadable font فونت قابل استقرار در حافظه
anchor line cable کابل استقرار چتردر هواپیما
make up <idiom> استقرار وسایل تزئین وآرایش
settling rounds تیر استقرار قنداق توپ
location of industry تعیین محل استقرار صنعت
metacenter نقطه استقرار وثبات یاتوازن
disposition استقرار یکانها و اماد درمنطقه
settles مستقر شدن یامستقر کردن استقرار
settle مستقر شدن یامستقر کردن استقرار
location theory نظریه تعیین محل استقرار صنعت
gun post سوراخ محل استقرار لوله توپ
cannelure شیار استقرار روکش گلوله ثاقب
cannelure شیار استقرار پوکه روی گلوله
steric وابسته بطرز استقرار اجزاء اتم در فضا
trailer camp محل استقرار ترایلربااتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
flight platform سکوی پرواز
platforms سکوی شیرجه
loading site سکوی بارگیری
loading rack سکوی بارگیری
launcher سکوی پرتاب
jumping hill سکوی پرش
entablement سکوی مجسمه
platform سکوی شیرجه
military platform سکوی نظامی
platform 3 سکوی شماره 3
projectile flat سکوی گلوله
pedestal سکوی تیر
pedestal سکوی اتش
pedestals سکوی تیر
cavalier سکوی نگهبانی
back berm سکوی پایه
pedestals سکوی اتش
staging سکوی کار
testing stand سکوی ازمایش
starting platform سکوی شروع
starting block سکوی شروع
deck سکوی موتور
decked سکوی موتور
soft missile base سکوی بی حفاظ
decks سکوی موتور
shelf سکوی کوهستانی
board سکوی شیرجه
boarded سکوی شیرجه
artillery mount سکوی توپخانه
pallet سکوی بار
bema سکوی خطابه
berm سکوی شیب بر
pallets سکوی بار
artillery mount سکوی نصب
quay سکوی بارگیری
quays سکوی بارگیری
benches سکوی کوهستانی
channelising island سکوی جداساز
median سکوی میانی
central reserve سکوی میانی
central reserve سکوی وسط
bench سکوی کوهستانی
median سکوی وسط
trailer court محل استقرار ترایلر بااتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
rack space محوطه کف چینی شده انباربرای استقرار پالتها یا جعبههای مهمات
trailer park محل استقرار ترایلربا اتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
railway end پل سکوی راه اهن
high board سکوی شیرجه 3 متری
ambo میز [سکوی] خطابه
decks سکوی جلوی تانک
pad سکوی پرتاب رسانگر
railhead سکوی راه اهن
decked سکوی جلوی تانک
airdrop platform سکوی بارریزی هوایی
deck سکوی جلوی تانک
torpedo tube سکوی پرتاب اژدر
thwarts سکوی نشیمن قایق
where is the platform 3? سکوی شماره 3 کجاست؟
pads سکوی پرتاب رسانگر
launching pad سکوی پرتاب موشک
ambon میز [سکوی] خطابه
launching site سکوی پرتاب موشک
rocket launcher سکوی پرتاب موشک
helipad سکوی فرود هلیکوپتر
air defense artillery fire unit سکوی توپخانه پدافندهوایی
hard base سکوی پرتاب مستحکم
gate operating deck سکوی مانور دریچه ها
gate operating platform سکوی مانور دریچه ها
bema سکوی وعظ درکلیسا
launching pads سکوی پرتاب موشک
low board سکوی یک متری شیرجه
inside berm سکوی شیببر درونی
blasts برخاستن از سکوی پرتاب
channelising island سکوی هدایت کننده
rocket launchers سکوی پرتاب موشک
blast برخاستن از سکوی پرتاب
aerial platform سکوی مخصوص بارریزی هوایی
k gun سکوی پرتاب بمب زیرابی
height of site ارتفاع سکوی موشک یاموضع
bridge plate پل بین سکوی بارگیری وخودرو
batteries گهواره یا سکوی استقرارلوله توپ
hearth سکوی اجاق کوره کشتی
track [American E] سکوی ایستگاه راه آهن
platform سکوی ایستگاه راه آهن
counter berm سکوی پایه خارجی خاکریز
hearths سکوی اجاق کوره کشتی
railway end پل سکوی بارگیری راه اهن
battery گهواره یا سکوی استقرارلوله توپ
hard base سکوی پرتاب موشک ضد ترکش اتمی
launching pad سکوی پرتاب موشک یا جنگ افزار
truck head سکوی نظامی یا بارانداز کنارایستگاه خودروها
launching pads سکوی پرتاب موشک یا جنگ افزار
plane of site سطح قائم مار بر سکوی تیر
aerial platform سکوی مخصوص پرتاب بار با چتر
bearing یاطاقان سکوی اتصال سرسره ریل
wishbones پایه سکوی پله تشریفاتی ناو
wishbone پایه سکوی پله تشریفاتی ناو
soft missile base سکوی بدون حفاظ پرتاب موشک
hard missile base سکوی پرتاب مستحکم ضد ترکش اتمی
ready missile موشک حاضر به پرتاب روی سکوی اتش
pallet سکوی چوبی یا پلاستیکی برای حمل کالا
railhead depot بارانداز یا سکوی نظامی درایستگاه راه اهن
safety island سکوی وسط خیابان برای ایستادن پیاده رو
Is this the right platform for the train to London? آیا این سکوی قطار لندن است؟
gunrack مقر گلولههای توپ سکوی جای گلوله
x site سکوی روبازموقت برای انبار کردن مهمات
Your train will leave from platform 8. قطار شما از سکوی شماره 8 حرکت خواهد کرد.
blockhouse ساختمان محکمی نزدیک سکوی پرتاب برای محافظت پرسنل
transfer berth دوبه یا سکوی نقل و انتقال نیروها به ساحل از ناوچههای اب خاکی
abat-voix [قبه یا سایبان که صدا را در پشت و بالای سکوی خطابه منعکس می کند.]
fire unit یکان تیراندازی کننده قبضه پدافند هوایی سکوی اتش توپخانه
staging سوار شدن یا سوار کردن پرسنل در ناو یا هواپیما استقرار موقت
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
sabot کمربند گلوله حلفه تمرکز یا وسیله ثبات گلوله در مسیر بوش استقرار لوله جوفی
static employment کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
terminal command فرماندهی بارانداز نظامی یکان عملیات سکوی نظامی
terminal سکوی نظامی بارانداز نظامی انتهایی نهایی
terminals سکوی نظامی بارانداز نظامی انتهایی نهایی
base piece پایه پایه استقرار
cargo transporter جعبه حمل بار درهواپیما یا ناو سکوی حمل بار
ramp alert اماده باش در سکوی در جا زدن اماده باش 51 دقیقهای
pallet چرخ دستی حمل بار مقر حمل مهمات سکوی حمل بار
pallets چرخ دستی حمل بار مقر حمل مهمات سکوی حمل بار
refire time زمان لازم بد از پرتاب موشک برای اماده شدن سکوی پرتاب برای موشک بعد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com