English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
soft missile base سکوی بی حفاظ
Search result with all words
soft missile base سکوی بدون حفاظ پرتاب موشک
Other Matches
ramp سکوی هواپیما سکوی در جا زدن هواپیما
ramps سکوی هواپیما سکوی در جا زدن هواپیما
back berm سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
safeguarding حفاظ
safeguarded حفاظ
safeguard حفاظ
shelterless بی حفاظ
awnings حفاظ
awning حفاظ
disposed بی حفاظ
safeguards حفاظ
umbrella حفاظ
sconce حفاظ
bleakly بی حفاظ
bleakest بی حفاظ
bleak بی حفاظ
mantelet حفاظ
umbrellas حفاظ
shelter حفاظ
protected در حفاظ
sheltered حفاظ
shelters حفاظ
sheltering حفاظ
coverings حفاظ
bleaker بی حفاظ
coverture حفاظ
covers حفاظ
cover حفاظ
unsheltered <adj.> بی حفاظ
exposing بی حفاظ گذاردن
expose بی حفاظ گذاردن
dunnage حفاظ کالاها
overhead cover حفاظ بالای سر
metal conduit لوله حفاظ
conduits لوله حفاظ
magnetic shield حفاظ مغناطیسی
conduit لوله حفاظ
hangars پناهنگاه حفاظ
magnetic screen حفاظ مغناطیسی
guardrail سیم حفاظ
heat shield حفاظ حرارتی
keeper of magnet حفاظ اهنربا
magnet keeper حفاظ اهنربا
shielding حفاظ کشیدن
protective cover روپوش حفاظ
fender نرده حفاظ
take cover حفاظ گرفتن
hangar پناهنگاه حفاظ
exposes بی حفاظ گذاردن
shelterer دارای حفاظ
spillway apron فرش حفاظ
biological shield حفاظ زیستی
snow fence حفاظ برف
sight defilade حفاظ مگسک
protective plating حفاظ فلزی
defilade حفاظ مانع
flexible metal conduit لوله حفاظ خرطومی
conduit bushing بوش لوله حفاظ
screens دیوار تخته حفاظ
hull down بدنه پشت حفاظ
screened دیوار تخته حفاظ
scabbard حفاظ غلاف کردن
scabbards حفاظ غلاف کردن
flexible conduit لوله حفاظ نرم
armor plate حفاظ یا پوشش زرهی
fiber conduit لوله حفاظ فیبری
conduit elbow زانویی لوله حفاظ
depth charge armor حفاظ بمب زیرابی
conduit bushing adapter تبدیل لوله حفاظ
screen دیوار تخته حفاظ
screening, screenings دیوار تخته حفاظ
shields حفاظ پوشش محافظ
goggles عینک حفاظ دار
roadstead لنگرگاه بدون حفاظ
shield حفاظ پوشش محافظ
shield حفاظ پیدا کردن
shields حفاظ پیدا کردن
magnetic screening effect اثر حفاظ مغناطیسی
facadism حفاظ جلو ساختمان
hang up <idiom> حفاظ ،محکم کردن
shell عامل محافظ حفاظ
shelling عامل محافظ حفاظ
shells عامل محافظ حفاظ
rigid metal conduit لوله حفاظ سخت
testing stand سکوی ازمایش
back berm سکوی پایه
cavalier سکوی نگهبانی
channelising island سکوی جداساز
central reserve سکوی میانی
central reserve سکوی وسط
starting platform سکوی شروع
starting block سکوی شروع
loading rack سکوی بارگیری
jumping hill سکوی پرش
flight platform سکوی پرواز
loading site سکوی بارگیری
entablement سکوی مجسمه
military platform سکوی نظامی
projectile flat سکوی گلوله
launcher سکوی پرتاب
platform 3 سکوی شماره 3
stanchion سکوی استقرار
berm سکوی شیب بر
pallet سکوی بار
seat سکوی استقرار
benches سکوی کوهستانی
bench سکوی کوهستانی
decked سکوی موتور
median سکوی میانی
median سکوی وسط
decks سکوی موتور
platform سکوی شیرجه
platforms سکوی شیرجه
quays سکوی بارگیری
board سکوی شیرجه
quay سکوی بارگیری
pallets سکوی بار
boarded سکوی شیرجه
seated سکوی استقرار
pedestal سکوی اتش
artillery mount سکوی نصب
artillery mount سکوی توپخانه
pedestals سکوی اتش
pedestal سکوی تیر
shelf سکوی کوهستانی
staging سکوی کار
bema سکوی خطابه
seats سکوی استقرار
pedestals سکوی تیر
deck سکوی موتور
protected در پشت حفاظ دارای جان پناه
haul defilade تابرجک پشت حفاظ قرار گرفتن
instrument for electromagnetic screening دستگاه اندازه گیری با حفاظ الکترومغناطیسی
instrument for electrostatic screening دستگاه اندزه گیری با حفاظ الکترواستاتیکی
instrument with magnetic screening دستگاه اندازه گیری با حفاظ مغناطیسی
hull defilade تا ارتفاع لوله در پشت حفاظ قرارگرفتن
blast برخاستن از سکوی پرتاب
blasts برخاستن از سکوی پرتاب
decked سکوی جلوی تانک
rocket launchers سکوی پرتاب موشک
ambo میز [سکوی] خطابه
where is the platform 3? سکوی شماره 3 کجاست؟
ambon میز [سکوی] خطابه
deck سکوی جلوی تانک
torpedo tube سکوی پرتاب اژدر
decks سکوی جلوی تانک
pad سکوی پرتاب رسانگر
pads سکوی پرتاب رسانگر
launching pad سکوی پرتاب موشک
launching pads سکوی پرتاب موشک
railway end پل سکوی راه اهن
railhead سکوی راه اهن
rocket launcher سکوی پرتاب موشک
low board سکوی یک متری شیرجه
helipad سکوی فرود هلیکوپتر
bema سکوی وعظ درکلیسا
air defense artillery fire unit سکوی توپخانه پدافندهوایی
gate operating platform سکوی مانور دریچه ها
gate operating deck سکوی مانور دریچه ها
airdrop platform سکوی بارریزی هوایی
channelising island سکوی هدایت کننده
hard base سکوی پرتاب مستحکم
high board سکوی شیرجه 3 متری
launching site سکوی پرتاب موشک
thwarts سکوی نشیمن قایق
inside berm سکوی شیببر درونی
hull down قرار دادن تانک تالوله پشت حفاظ
redoubt موضع محصور دفاعی کوچک حفاظ استحکامات
guarded output خروجی حفاظ دار [مهندسی برق] [الکترونیک]
counter berm سکوی پایه خارجی خاکریز
aerial platform سکوی مخصوص بارریزی هوایی
hearth سکوی اجاق کوره کشتی
k gun سکوی پرتاب بمب زیرابی
railway end پل سکوی بارگیری راه اهن
bridge plate پل بین سکوی بارگیری وخودرو
track [American E] سکوی ایستگاه راه آهن
platform سکوی ایستگاه راه آهن
battery گهواره یا سکوی استقرارلوله توپ
batteries گهواره یا سکوی استقرارلوله توپ
hearths سکوی اجاق کوره کشتی
height of site ارتفاع سکوی موشک یاموضع
truck head سکوی نظامی یا بارانداز کنارایستگاه خودروها
aerial platform سکوی مخصوص پرتاب بار با چتر
sponson سکوی استقرار توپ روی برجک
hard base سکوی پرتاب موشک ضد ترکش اتمی
bearing یاطاقان سکوی اتصال سرسره ریل
plane of site سطح قائم مار بر سکوی تیر
launching pads سکوی پرتاب موشک یا جنگ افزار
launching pad سکوی پرتاب موشک یا جنگ افزار
hard missile base سکوی پرتاب مستحکم ضد ترکش اتمی
wishbones پایه سکوی پله تشریفاتی ناو
wishbone پایه سکوی پله تشریفاتی ناو
uncovers برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
uncovering برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
uncover برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
pallet سکوی چوبی یا پلاستیکی برای حمل کالا
ready missile موشک حاضر به پرتاب روی سکوی اتش
x site سکوی روبازموقت برای انبار کردن مهمات
safety island سکوی وسط خیابان برای ایستادن پیاده رو
Is this the right platform for the train to London? آیا این سکوی قطار لندن است؟
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com