English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 153 (8 milliseconds)
English Persian
saluke سگ شکاری بویی تازی بویی
Other Matches
lyam hound تازی بویی
lyme hound تازی بویی
sleuthhound تازی بویی
terrier سگ بویی شکاری
terriers سگ بویی شکاری
setter توله شکاری وپشمالوی بویی اهنگساز
setters توله شکاری وپشمالوی بویی اهنگساز
noisomeness بد بویی
colored smelling رنگین بویی
staghound تازی شکاری
deer dog تازی سگ شکاری
beagle تازی شکاری پاکوتاه
beagles تازی شکاری پاکوتاه
yoicks علامت تعجب درهیجان و خشم و خوشی ووجد.فریاد تحریک و تشویق برای تازی شکاری مخصوص
grey hound تازی
Arabs تازی
wolf hound سگ تازی
greyhounds تازی
stag hound تازی
greyhound تازی
Arab تازی
hounded تازی
hounded سگ تازی
canes venatici تازی ها
hound تازی
hound سگ تازی
Arabic تازی
deer hound تازی
buckhound تازی
hounding سگ تازی
hounding تازی
canum venaticorum تازی ها
hounds تازی
hounds سگ تازی
alpha canes venaticorum الفا- تازی ها
huntsman تازی دار
huntsmen تازی دار
greyhounds نوعی تازی
brach تازی مانند
greyhound نوعی تازی
life the hound <idiom> زندگی مثل سگ تازی
wolf hound تازی درشت اندام
harrier تازی مخصوص شکارخرگوش
totalitarian وابسته بحکومت یکه تازی
foxhound تازی مخصوص شکار روباه
to ride to hounds با تازی شکار روباه کردن
to rid to hounds با تازی شکار روباه کردن
foxhounds تازی مخصوص شکار روباه
whipper همدست شکارچی که تازی ها راباشلاق میراند
whippets سگ تازی تیز دو تانک سبک و تندرو
whippet سگ تازی تیز دو تانک سبک و تندرو
gaze hound تازی که بیشتر با چشم دنبال شکار می رود تا با بو
slow and steady wins the race اسب تازی دوتک روبشتاب شتراهسته میرودشب وروز
drag hunt شکار با تازی در مسیری بابوی مصنوعی روباه بخاطرورزش
hoick فریاد تازی دار بعلامت اعلام کشف مسیر شکار
hounded سگ شکاری
gundog سگ شکاری
hounds سگ شکاری
deer hound سگ شکاری
hound سگ شکاری
gun dog سگ شکاری
accipital شکاری
sporting dog سگ شکاری
buckhound سگ شکاری
hounding سگ شکاری
hunting dog سگ شکاری
raptorail شکاری
raptatory شکاری
raptatorial شکاری
hunter سگ شکاری
feral شکاری
gundogs سگ شکاری
hunters سگ شکاری
ratch سگ شکاری
gazehound نوعی سگ شکاری
shot gun تفنگ شکاری
ravin طعمه شکاری
sport car اتومبیل شکاری
Afghan Hound سگ شکاری افغان
game fowl مرغ شکاری
sports car اتومبیل شکاری
killer submarine زیردریایی شکاری
ravening شکاری غاصب
bow کمان شکاری
dogcarts کالسکهی شکاری
dogcart کالسکهی شکاری
game bag خرجین شکاری
canes venatici سگان شکاری
game جانور شکاری
shotguns تفنگ شکاری
shotgun تفنگ شکاری
canum venaticorum سگان شکاری
capped watch ساعت شکاری
hunters اسب یا سگ شکاری
accipiter مرغ شکاری
sports cars اتومبیل شکاری
birds of prey پرندگان شکاری
bowing کمان شکاری
bows کمان شکاری
bowed کمان شکاری
birds of prey مرغان شکاری
hunter اسب یا سگ شکاری
blood سگ شکاری و بوی خن
pointers سگ شکاری یابنده شکار
feral حیوان شکاری وحشی
pointer سگ شکاری یابنده شکار
raven شکار طعمه شکاری
ravens شکار طعمه شکاری
venatic وابسته بشکار شکاری
venatical وابسته بشکار شکاری
chasers مفتش هواپیمای شکاری
bird of prey مرغ شکاری گوشتخوار
chaser مفتش هواپیمای شکاری
high power تفنگ شکاری بزرگ
accipitrine ازجنس باز شکاری
doublcd barrcled shot تفنگ شکاری دو لول
field trial مسابقه تازیهای شکاری
huntsmen مدیر تازیهای شکاری
fighter cover پوشش با هواپیماهای شکاری
fighter bomber شکاری- بمب افکن
huntsman مدیر تازیهای شکاری
marlin ماهی شکاری بزرگ
basset نوعی سگ شکاری پا کوتاه برون زد
goshawk باز بال کوتاه شکاری
gordon setter نوعی سگ شکاری سیاه رنگ
golden retriever سگ شکاری طلایی رنگ دورگه
gamekeepers متصدی جانوران شکاری قرقچی
sporterize تبدیل تفنگ نظامی به شکاری
predacious شکاری تغذیه کننده از شکار
irish wolfhound سگ شکاری بزرگ وقوی هیکل
saker باز شکاری در اروپای قدیم
salmi خورش باگوشت مرغ شکاری
accipitrine متعلق به مرغان شکاری بازمانند
gamekeeper متصدی جانوران شکاری قرقچی
small game پرندگان وپستانداران شکاری کوچک
predaceous شکاری تغذیه کننده از شکار
bloodhounds نوعی سگ شکاری که شامه بسیارتیزی دارد
upland game پرندگان و حیوانات کوچم شکاری در ارتفاعات
sleuth hound یکجور سگ شکاری که شامه بسیارتیزی دارد
bloodhound نوعی سگ شکاری که شامه بسیارتیزی دارد
glede انواع پرندگان یامرغان شکاری مخصوصازغن یا چالاقان
wing shooting شکار یا نشانه روی مرغان شکاری در حال پرواز
to hark back برگشتن) درگفتگوی ازتوله شکاری که اندکی برمیگرددتاردشکار رادوب
hunter killer نیروهای شکاری و انهدامی دریایی یکان مامور جستجو وانهدام زیردریایی دشمن
Arabic زبان تازی زبان عربی
fighter direction هدایت کردن هواپیماهای شکاری هدایت جنگنده ها ازروی ناو
big game صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
hot rod اتومبیل شکاری وسریع السیر اتومبیل مسابقهای
fowling piece تفنگ پرنده زنی تفنگ شکاری
fowling piece تفنگ شکاری تفنگ ساچمهای
fighter هواپیمای شکاری هواپیمای جنگنده
fighters هواپیمای شکاری هواپیمای جنگنده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com