English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 67 (5 milliseconds)
English Persian
safari سیاحت اکتشافی درافریقا
safaris سیاحت اکتشافی درافریقا
Other Matches
exploration سیاحت اکتشافی
carthaginian وابسته بشهرقدیم قرطاجنه درافریقا
journey سیاحت
journeyed سیاحت
journeying سیاحت
journeys سیاحت
eyre سیاحت
tourism سیاحت
explores سیاحت کردن
pilgrim progress سیاحت مسیخی
toured سیاحت ماموریت
tours سیاحت ماموریت
tour سیاحت ماموریت
safaris سیاحت کردن
explore سیاحت کردن
explored سیاحت کردن
safari سیاحت کردن
exploring سیاحت کردن
touring سیاحت ماموریت
wanderlust علاقه مند به سیاحت سفر دوستی
exploratory اکتشافی
explorative اکتشافی
heuristic method روش اکتشافی
detection range برد اکتشافی
exploratory test hole چاه اکتشافی
photoreconnaissance عکسبرداری اکتشافی
pilot ballon بالون اکتشافی
probatory ازمایشی اکتشافی
reconnaissance flight هواپیمای اکتشافی
locator beacon برج اکتشافی
probative ازمایشی اکتشافی
detection range قدرت اکتشافی
heuristic بحث اکتشافی
patrol کشتی اکتشافی
patrolled کشتی اکتشافی
patrolling کشتی اکتشافی
patrols کشتی اکتشافی
reconnoitres عملیات اکتشافی کردن
reconnoitred عملیات اکتشافی کردن
reconnoiter عملیات اکتشافی کردن
reconnoitre عملیات اکتشافی کردن
discovery teaching method روش اموزش اکتشافی
vedette کشتی اکتشافی کوچک
reconnoiters عملیات اکتشافی کردن
reconnoitering عملیات اکتشافی کردن
reconnoitered عملیات اکتشافی کردن
heuristic کشف کننده اکتشافی
reconnoitring عملیات اکتشافی کردن
fluxway cost هزینه تهیه مدار اکتشافی مین
scouts عملیات اکتشافی کردن پوییدن دیده بان
scouted عملیات اکتشافی کردن پوییدن دیده بان
characteristic detection width عرض منطقه اکتشافی کشتی مین جمع کن
scout عملیات اکتشافی کردن پوییدن دیده بان
sea bat نوعی هلیکوپتر ضد زیردریایی که دارای سونار اکتشافی واژدر صوتی است
prevention of stripping ممانعت از کار وسایل اکتشافی دشمن یا اکتشاف وسایل مخابراتی و رادارخودی
hunter track مسیر اکتشافی کشتی مین یاب یا مامور کشف و خنثی کردن مین
exploratory hunting عملیات اکتشافی و خنثی کردن مین یا مین روبی
tour گشت کردن سیاحت کردن
toured گشت کردن سیاحت کردن
tours گشت کردن سیاحت کردن
touring گشت کردن سیاحت کردن
rubberneck فضولی کردن سیاحت کردن
sensor وسیله اکتشافی وسیله مراقبتی وسیله کشف کننده
air search attack unit تیم تجسس و نابودی هوایی تیم تک اکتشافی هوایی
air survey photography عکسبرداری تجسسی هوایی عکسبرداری اکتشافی هوایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com