English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
principal planets سیارات اصلی
Other Matches
the planetary bodies سیارات
inner planets سیارات داخلی
planetesimal سیارات صغار
interplanetary بین سیارات
inferior planets سیارات زیرین
superior planets سیارات برین
planetography شرح سیارات
primary planets سیارات کبار
outer planets سیارات خارجی
primary planets سیارات عمده
major planets سیارات بزرگ
planet struck گرفتن نحوست سیارات
planet stricken گرفتن نحوست سیارات
satellitic وابسته به قمار سیارات
music of the spheres اهنگ جنبش سیارات
interplanetary واقع در بین سیارات
asteroid سیارات صغارمابین مریخ و مشتری شهاب اسمانی
asteroids سیارات صغارمابین مریخ و مشتری شهاب اسمانی
uranology مبحث اجرام سماوی و سیارات ستاره شناسی
VL bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
master data file پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
master سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
masters سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
mastered سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
acciaccatura نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
on board که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
prototypic وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
prototypal وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
staple جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
stapled جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
first generation computer کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
generations کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
main guard نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
generation کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
initial reserves ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
stapling جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
mainstays مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstay مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
base camp پایگاه اصلی کمپ اصلی
fundamental unit یکای اصلی واحد اصلی
base unit یکای اصلی واحد اصلی
master file فایل اصلی پرونده اصلی
expansion slots شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
matter بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matters بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
DIMM سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
external که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
externals که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
elegant یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
FEP پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
pilot tunnel تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
body 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
authentic document اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
bodies 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
source 1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
standbys سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standby سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
echo check بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
master compass قطبنمای الکتریکی اصلی قطبنمای اصلی
input/output فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
ingrown اصلی
genuine اصلی
main door در اصلی
arches اصلی
parent اصلی
elementarily اصلی
main attack تک اصلی
line link خط اصلی
isogeny هم اصلی
major اصلی
main stem خط اصلی
main deck پل اصلی
arch- اصلی
arch اصلی
fundametal اصلی
immanent اصلی
majoring اصلی
cardinal اصلی
majored اصلی
organic اصلی
firsthand اصلی
cardinals اصلی
inherent اصلی
head اصلی
principal اصلی
main <adj.> اصلی
initialled اصلی
initialling اصلی
initials اصلی
primitive اصلی
primal اصلی
functional اصلی
elementary اصلی
normative اصلی
fundamental اصلی
texts اصلی
principals اصلی
trunk خط اصلی
trunks خط اصلی
initial اصلی
initialed اصلی
initialing اصلی
main خط اصلی
text اصلی
essential اصلی
main line خط اصلی
master اصلی
main lines خط اصلی
primarily اصلی
aboriginal اصلی
aboriginals اصلی
germinal اصلی
primary اصلی
mastered اصلی
essentials اصلی
intrinsic اصلی
primordial اصلی
first-hand اصلی
quintessential اصلی
seminal اصلی
masters اصلی
principle اصلی
mainline اصلی
radical اصلی
proto اصلی
mainline خط اصلی
basics اصلی
prime اصلی
original اصلی
mainlining اصلی
native code کد اصلی
mainlining خط اصلی
mainlines اصلی
mainlines خط اصلی
mainlined اصلی
primes اصلی
primed اصلی
quintessential <adj.> اصلی
mainlined خط اصلی
rudimental اصلی
vital <adj.> اصلی
essential <adj.> اصلی
substantive [essential] <adj.> اصلی
major <adj.> اصلی
elemental اصلی
basic اصلی
originals اصلی
radicals اصلی
root segment بخش اصلی
inessentials غیر اصلی
mainspring دلیل اصلی
main line کانال اصلی
proenomen نام اصلی
main line نهر اصلی
tap root ریشه اصلی
main lines کانال اصلی
main lines نهر اصلی
root directory دایرکتوری اصلی
prime mover محرک اصلی
root name نام اصلی
prime movers محرک اصلی
mainspring انگیزه اصلی
avenue خیابان اصلی
avenues خیابان اصلی
substances ماده اصلی
principal stress تنش اصلی
base of origin مبداء اصلی
primary مقدماتی اصلی
principal stress خستگی اصلی
constituent جزء اصلی
constituents جزء اصلی
principal reason علت اصلی
principal punishment مجازات اصلی
backing metal فلز اصلی
parant metal فلز اصلی
substance ماده اصلی
habitats جای اصلی
primary colours رنگهای اصلی
meat غذای اصلی
meats غذای اصلی
main road جاده اصلی
main road راه اصلی
main roads جاده اصلی
main roads راه اصلی
headquarters شعبه اصلی
principle point مبداء اصلی
principle axis محور اصلی
habitat جای اصلی
principal in the first degree مجرم اصلی
high-altar محراب اصلی
crown cornice کتیبه اصلی
crown cornice قرنیز اصلی
cour d'honneur حیاط اصلی
initialled اصلی اغازی
initialled پاراف اصلی
concourse سالن اصلی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com