Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 123 (7 milliseconds)
English
Persian
inferior planets
سیارات زیرین
Other Matches
the planetary bodies
سیارات
superior planets
سیارات برین
principal planets
سیارات اصلی
primary planets
سیارات کبار
inner planets
سیارات داخلی
interplanetary
بین سیارات
primary planets
سیارات عمده
planetography
شرح سیارات
major planets
سیارات بزرگ
outer planets
سیارات خارجی
planetesimal
سیارات صغار
planet stricken
گرفتن نحوست سیارات
satellitic
وابسته به قمار سیارات
planet struck
گرفتن نحوست سیارات
music of the spheres
اهنگ جنبش سیارات
interplanetary
واقع در بین سیارات
asteroids
سیارات صغارمابین مریخ و مشتری شهاب اسمانی
asteroid
سیارات صغارمابین مریخ و مشتری شهاب اسمانی
uranology
مبحث اجرام سماوی و سیارات ستاره شناسی
underside
زیرین
undersides
زیرین
under
زیرین
under-
زیرین
after mentioned
زیرین
downstair
زیرین
subjecent
زیرین
following on
زیرین
following
<adj.>
زیرین
underscores
زیرین خط
underlips
لب زیرین
following
زیرین
inferior
زیرین
inferiors
زیرین
underlined
خط زیرین
underline
خط زیرین
underscoring
زیرین خط
underscore
زیرین خط
underscored
زیرین خط
underlip
لب زیرین
underlines
خط زیرین
labium
لب زیرین حشره
limb
اندام زیرین
limbs
اندام زیرین
underworld
زیرین جهان
undercoat
پشم زیرین
ulna
زند زیرین
nether millstone
اسیاسنگ زیرین
underpart
زیرین بخش
nether lip or jaw
لب یا ارواره زیرین
undercut
ببرش زیرین
neath or neath
پایین زیرین
undercuts
ببرش زیرین
beneath
زیرین پایینی
maxilla
ارواره زیرین
downward
پایین زیرین
mandibular
ارواره زیرین
lower floor
اشکوب زیرین
inferior colliculus
برجستگی زیرین
hypolimnion
اب سرد زیرین
hypodermis
پوست زیرین
underneath
زیرین پایینی
the underwritten names
نامهای زیرین
bottom line
طناب زیرین
bedding
لایه زیرین
tropopause
زیرین مرز
underpasses
زیرین راه
troposphere
زیرین سپهر
true pelvis
لگن زیرین
the figure below
رقم زیرین
base stone
سنگ زیرین
subway
مجرای زیرین
cutis
پوست زیرین
dewatering outlets
خروجی زیرین
culet
پخ زیرین برلیان
the f. words
کلمات زیرین
bottom slide
لغزنده زیرین
subways
مجرای زیرین
sub grade
لایه زیرین
named here under
نامبرده زیرین
underpass
زیرین راه
top lift
طبقه زیرین پاشنه پا
coarse adjustment knob
دکمه تنظیم زیرین
press bed
بخش زیرین پرس
undergrowth
پشم یارویش زیرین
inframaxillary
وابسته به ارواره زیرین
inframaxillary nerves
پیهای ارواره زیرین
cutis
لایه زیرین پوست
lower branch of meridian
نصف النهار زیرین
infra axillary
وابسته به ارواره زیرین
binder course
قشر زیرین رویه
undersides
طرف یا سوی زیرین
underside
طرف یا سوی زیرین
nether millstone
سنگ زیرین اسیاب
trismus
تشنج ارواره زیرین
jowls
ارواره زیرین پرنده گونه
jowl
ارواره زیرین پرنده گونه
eupelagic environment
محیط زیر لایه زیرین
stag evil
تشنج ارواره زیرین اسب
calipee
کاسه زیرین لاک پشت
semibasement
نیم طبقه زیرین ساختمان
orlop
عرشه زیرین کشتی جنگی
orlop deck
عرشه زیرین کشتی جنگی
mandibular
اروارهای وابسته به ارواره زیرین
neck necessity
قسمت زیرین تاج ستون
jibs
بادبان سه گوش جلو کشتی لب زیرین
jibbing
بادبان سه گوش جلو کشتی لب زیرین
jibbed
بادبان سه گوش جلو کشتی لب زیرین
diffusion
روش انتقال به سط وح زیرین مدار پیچیده
martingale
طناب یا زنجیر زیرین دگل یابادبان
jib
بادبان سه گوش جلو کشتی لب زیرین
labrum
لب زیرین بند پائیان لبه بیرونی صدف لب
premaxilla
استخوان جلو ارواره زیرین مهره داران
rhizome
ساقههای زیر زمینی ریشه مانند ساقه زیرین
overshot jaw
ارواره زبرین هنگامی که ازارواره زیرین جلوترامده است
hard contact printing
چاپ تماسی که در ان هدچاپگر با نیروی محسوسی روی لایه زیرین فشار واردمی اورد
under weft
پود زیرین یا ضخیم
[جهت نشاندن گره ها در جای خود و محکم و یکنواخت شدن آنها]
underlay
در زیر چیزی لایه قرار دادن لایه زیرین
underlays
در زیر چیزی لایه قرار دادن لایه زیرین
overbite
پیشامدگی دندانهای زبرین نسبت به دندانهای زیرین
underpass
گذرگاه تحتانی گذرگاه زیرین
underpasses
گذرگاه تحتانی گذرگاه زیرین
labral
وابسته به لب زیرین بندپائیان یا لبه صدف ه لبه بیرونی صدف
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com