English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
terrestrial planets سیارههای زمین مانند
Other Matches
jovian planets سیارههای مشتری مانند
superior planets سیارههای علوی سیارههای فراگرد
inferior planets سیارههای سفلی سیارههای فروگرد
moppy مانند زمین پاک کن
geomorphic مانند کره زمین
cumulus mammatus ابرهای متراکمی با برامدگی اونگ مانند در سطح زمین
inferior planets سیارههای داخلی
superior planets سیارههای خارجی
proto planets سیارههای اولیه
solar system planets سیارههای منظومه خورشیدی
cirro cumulus لایهای از ابرهای کروی یاگوی مانند در ارتفاع تقریبی 0006 متری از سطح زمین
bushbabies گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbaby گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
lamellate لایه مانند ورقه مانند
fossiliferous فسیل مانند سنگواره مانند
clown دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowns دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clowning دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clowned دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
pancake در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
inductive earthing زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
pancakes در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
hercules نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
geotaxis گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
center field قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
regulus نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
frost heave برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
off side سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
nap of the earth از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
honest john نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
to break up از هم جدا شدن [پوسته زمین] [زمین شناسی]
tellurian ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
geognosy زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
perelotok زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
styx نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeant گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
sergeants گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
covenant runing with land شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
lacrosse نوعی موشک زمین به زمین
redstone موشک زمین به زمین رداستون
pershing موشک زمین به زمین پرشینگ
pervious ground زمین تراوا زمین نفوذپذیر
adjustable wheel چرخ تنظیم پذیر [مانند بلندی] [چرخ تطبیق پذیر] [مانند نوع جاده]
biosphere قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
little john موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
contour flight پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
talik زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
dropping گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
permafrost لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
critical point نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
topography نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
geomagnetism نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
hydrographer نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile موشک زمین به زمین
ground resolution قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
everglade قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
He had a nast fall. بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
earth's attraction جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
surface-to-surface موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface to surface موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
feathery پر مانند
gypsiferous گچ مانند
fluty نی مانند
aquiform اب مانند
anthoid گل مانند
floriform گل مانند
simulant مانند
similiar مانند
arundinaceous نی مانند
uniquely بی مانند
encephaloid مخ مانند
filiform نخ مانند
tendinous بی مانند
plumelike پر مانند
penniform پر مانند
impish جن مانند
argillaceous گل مانند
argillaceous رس مانند
etcetera و مانند ان
unique بی مانند
pipelike نی مانند
incomparable بی مانند
near مانند
reedy نی مانند
as مانند
reediest نی مانند
icily یخ مانند
reedier نی مانند
fulidal اب مانند
capillaceous مانند نخ
foggier مانند مه
foggiest مانند مه
foggy مانند مه
near- مانند
neared مانند
nearer مانند
plumose پر مانند
tough پی مانند
capitate مانند سر
castellated دژ مانند
inimitable بی مانند
similar مانند
goatish بز مانند
unprecedented بی مانند
unprecedentedly بی مانند
nears مانند
nearing مانند
nearest مانند
myrtle formed اس مانند
string نخ مانند
vide مانند
unparalleled بی مانند
tougher پی مانند
unequalled بی مانند
threadlike نخ مانند
thready نخ مانند
womanlike زن مانند
analogues مانند
analogous مانند
mammilary مانند
unequaled بی مانند
analogue مانند
without an e. بی مانند
frothy کف مانند
inapproachable بی مانند
unapproachable بی مانند
mammilliform مانند
after the example of مانند
etc و مانند آن
liplike لب مانند
analog مانند
and so on و مانند ان
lambdoid مانند
blotchy لک مانند
toughest پی مانند
without a rival بی مانند بی نظیر
likes بودن مانند
liked بودن مانند
unrivalled بی مانند بی نظیر
like بودن مانند
weblike تار مانند
dendriform مانند درخت
deltoideus مانند دال
deltoid مانند دال
deiform خدا مانند
starlike ستاره مانند
stellate ستاره مانند
stpular نقطه مانند
stratiform طبقه مانند
wedgy گوه مانند
cystoid مانند مثانه
strawy کاه مانند
avuncular مانند دایی
dermatoid پوست مانند
spherical گوی مانند
virgulate میله مانند
glassy شیشه مانند
vestlike جلیقه مانند
vermiform کرم مانند
ctenoid شانه مانند
cryptand حجره مانند
pasties چسب مانند
styliform نیزه مانند
pasty چسب مانند
vermicular کرم مانند
stringy نخ مانند چسبناک
nightmarish کابوس مانند
cucullated مانند خودیاباشلق
culicoid پشه مانند
warty زگیل مانند
vulviform فرج مانند
vulvate فرج مانند
vulvar فرج مانند
vulval فرج مانند
without comparison بی مانند بی نظیر
without example بی مانند بی نظیر
without parallel بی مانند بی نظیر
equine اسب مانند
cuticular پوست مانند
vulturous لاشخور مانند
vitriform شیشه مانند
vermian کرم مانند
parchmenty پوست مانند
crotchety قلاب مانند
elephantoid پیل مانند
exemplars مانند مثال
dagger خنجر مانند
owlish جغد مانند
eburnian عاج مانند
shadowlike سایه مانند
sheetlike ورقه مانند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com