Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
monroe doctrine
سیاست خارجی امریکا مبنی برمخالفت با گسترش نفوذاروپا درنیمکره غربی
Other Matches
monroe doctrine
اصولی که مونرو رئیس جمهور امریکابه عنوان خط مشی سیاست خارجی امریکا به کنگره امریکا در سال 3281 اعلام کرد
We are firm believers that party politics has no place in foreign policy.
ما کاملا متقاعد هستیم که سیاست حزب جایی در سیاست خارجی ندارد .
New World
نیمکره غربی یا دنیای جدید امریکا
foreign policy
سیاست خارجی
geopolitics
درمشی سیاسی و سیاست خارجی کشور
pan american union
سازمان دولتهای قاره امریکا که به سال 0981 در واشنگتن تاسیس شد و هدف ان گسترش همکاری و همبستگی در شقوق و شئون مختلفه بین کشورهای قاره امریکااست
deploys
اعزام ناو به ماموریت گسترش دادن گسترش یافتن باز شدن
deploying
اعزام ناو به ماموریت گسترش دادن گسترش یافتن باز شدن
deploy
اعزام ناو به ماموریت گسترش دادن گسترش یافتن باز شدن
the concert of europe
منظوردولی هستند که پس ازشکست ناپلئون اول در سال 5181 در کنفرانس وین سیاست خارجی خود را با هم هماهنگ ساختند و این هماهنگی بخصوص در زمینه مسائل مربوط به بالکان وعثمانی محسوس بود
economic nationalism
ناسیونالیسم اقتصادی خودکفایی اقتصادی سیستم فکری اقتصادی که هدف ان ایجاد سیستم اقتصادی مبنی بر خودبسی است به طوریکه اقتصاد کشور به تجارت خارجی برای کالاهای اصلی احتیاج نداشته باشد
fourteen points
طرح برنامهای برای صلح که "وودرو ویلسن " رئیس جمهور امریکا در 8 ژانویه 8191 ضمن خطابهای به کنگره امریکا اعلام کرد و درواقع پیامی به کلیه ملل ودول جهان تلقی شد
monetrarist keynesian debate
اینکه ایا سیاست پولی موثر است یا سیاست مالی
policy maker
سیاست ساز و سیاست افرین تعیین کننده خط مشی سیاسی
positive externalities
صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
deployment operating base
پایگاه پشتیبانی گسترش جنگی پایگاه کمک به گسترش نیروها
exterior angle
زاویهء خارجی کثیرالاضلاع زوایای خارجی حاصله ازتقاطع یک خط بادوخط موازی
force tabs
نمودار یا طرح گسترش یکانهایا نیروها طرح زمان بندی شده گسترش نیروها
impurity
جزء تشکیل دهنده خارجی ناخالصی ماده خارجی
external symbol dictionary
فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
outwork
استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
foreign exchange
پول خارجی ارز خارجی
monetarists
طرفداران مکتب پولی گروهی که معتقدند که سیاست پولی در رابطه باایجاد ثبات اقتصادی و تثبیت اشتغال و درامد نقش موثرتری نسبت به سیاست مالی دارد . همچنین این عده اعتقاد دارند که اقتصاد بخودی خود تثبیت خواهد شد
wilson
پرش از لبه خارجی یک اسکیت و چرخش کامل در هوا وبازگشت روی لبه خارجی اسکیت دیگر
external diseconomies
عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
exchanged stabilization fund
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
occidental
غربی
hesperian
غربی
westerly
غربی
America
امریکا
columbia
امریکا
westernize
غربی شدن
westernmost
غربی ترین
westernized
غربی کردن
south-western
جنوب غربی
Western Sahara
صحرای غربی
westernizes
غربی کردن
westernizes
غربی شدن
northwestwards
روبشمال غربی
westernize
غربی کردن
westernised
غربی شدن
to lie east and west
شرقی غربی
NW
شمال غربی
westernises
غربی کردن
westernises
غربی شدن
western hemisphere
نیمکره غربی
east elevation
نمای غربی
westernising
غربی شدن
westernization
غربی شدن
westwork
بدنه غربی
westernised
غربی کردن
westernized
غربی شدن
westernizing
غربی کردن
wester
طوفان غربی
southwest
بادجنوب غربی
westernising
غربی کردن
north western
شمال غربی
ind
هند غربی
wester
باد غربی
northwestern
شمال غربی
sou'westers
جنوب غربی
north-western
شمال غربی
west country whipping
بست غربی
westerly
باد غربی
south western
جنوب غربی
Wild West
ایالتهای غربی
north-westerly
شمال غربی
westernizing
غربی شدن
north westerly
شمال غربی
un-American
ناوابسته به امریکا
pentagon
ارتش امریکا
Stars and Stripes
پرچم امریکا
America
کشور امریکا
innuits
اسکیموهای امریکا
the american public
مردم امریکا
innuit
اسکیموهای امریکا
pentagons
ارتش امریکا
Western Samoa
کشور ساموآی غربی
first world
واقع دراروپای غربی
turk'shead
کاکتوس هند غربی
roaring forties
منطقه بادهای غربی
turk's capcactus
کاکتوس هند غربی
northwester
باد شمال غربی
southwestwards
بسوی جنوب غربی
southwest
واقع در جنوب غربی
southwester
باد جنوب غربی
southwestern
واقع در جنوب غربی
southwesterner
اهل جنوب غربی
southwestward
بسوی جنوب غربی
atlantic
دریای محیط غربی
narthex
ایوان غربی کلیسا
libeccio
باد جنوب غربی
westernizing
تمدن غربی را پذیرفتن
westernizes
تمدن غربی را پذیرفتن
westernising
تمدن غربی را پذیرفتن
westernize
تمدن غربی را پذیرفتن
libecchio
باد جنوب غربی
westernises
تمدن غربی را پذیرفتن
westernized
تمدن غربی را پذیرفتن
northwestwards
بطرف شمال غربی
westernised
تمدن غربی را پذیرفتن
northwester
طوفان شمال غربی
hudson seal
خز موش صحرایی امریکا
pinxter flower
گل صدتومانی مشرق امریکا
Fourth of July
روز آزادی امریکا
bill of rights
قانون اساسی امریکا
floor leaders
رهبران کنگره امریکا
square dance
رقص محلی امریکا
yankee doodle
سرباز شمالی امریکا
United States of America
ایالات متحده امریکا
grizzling
خرس خاکستری امریکا
the big four
امریکا و ایتالیااطلاق میشد
marsh hen
ابچلیک باتلاقی امریکا
grizzle
خرس خاکستری امریکا
columbus
کلمبوس کاشف امریکا
lobo
گرگ مغرب امریکا
grizzles
خرس خاکستری امریکا
philodendron
گل شیپوری پیچی امریکا
based
مبنی
based on
مبنی بر
bassedon or basedupon
مبنی بر
denoting
مبنی بر
expressive of
مبنی بر
reposing upon
مبنی بر
nonary
مبنی بر عد د نه
jonah crab
خرچنگ بزرگ امریکای غربی
western
غربی وابسته به مغرب یا باختر
westerns
غربی وابسته به مغرب یا باختر
piedmont
ناحیهای در شمال غربی ایتالیا
Ivory Coast
کرانهی مرکزی و غربی افریقا
Benin
کشور بنین در افریقای غربی
westerner
غربی وابسته به مغرب یا باختر
southwester
توفان یا تندباد جنوب غربی
westerners
غربی وابسته به مغرب یا باختر
red man
هندی سرخ پوست امریکا
conus armies
ارتشهای مستقر در قاره امریکا
state hood
حالت وشرایط ایالات امریکا
american national standards institute
موسسه ملی استانداردهای امریکا
steelhead
ماهی ازاد شمال امریکا
jeep
اتومبیل نیرومند و جنگی امریکا
high asia
قسمت بلند و مرکزی امریکا
woodchuck
موش خرمای کوهی امریکا
antebellum
قبل از جنگ داخلی امریکا
congresswomen
بانوی عضو کنگره امریکا
USA
مخفف ایالات متحده امریکا
iran u.s. claims tribunal
دیوان دعاوی ایران و امریکا
ku klux klan
سازمان سری ضدسیاهپوستان امریکا
congresswoman
بانوی عضو کنگره امریکا
jeeps
اتومبیل نیرومند و جنگی امریکا
american national red cross
نشان صلیب سرخ امریکا
irreverential
مبنی بر بی حرمتی
inversive
مبنی بر قلب
suppositional
مبنی بر فرض
impostrous
مبنی بر شیادی
paraphrastic
مبنی برتفسیر
selectively
مبنی بر انتخاب
polytheeistic
مبنی بر شرک
ill-advised
مبنی بر بی اطلاعی
purposive
مبنی برمنظور
sophistic
مبنی بر مغالطه
ill advised
مبنی بر بی اطلاعی
licentious
مبنی بر هرزگی
monometallic
مبنی بر یک فلز
misogynic
مبنی بربیزاری از زن
castigatory
مبنی برتنبیه
selective
مبنی بر انتخاب
polytheistic
مبنی بر شرک
visitorial
مبنی بر سرکشی
mediatorial
مبنی بر میانجیگری
matricidal
مبنی بر مادرکشی
condolatory
مبنی برهمدردی
octonary
مبنی برهشت
theorematic
مبنی بر قاعده
deprecative
مبنی بربیمیلی
to the effect that
مبنی براینکه
euphuistic
مبنی برتصنع
fratricidal
مبنی بربرادرکشی
equivocatory
مبنی برایهام
empiric
مبنی بر تجربه
prophetic
مبنی بر پیشگویی
egotistic
مبنی بر خودپسندی
investigative
مبنی بر رسیدگی
dualistic
مبنی برخداشناس
causal
مبنی بر سبب
revocatory
مبنی بر فسخ
geomantic
مبنی بر رمل
abstentious
مبنی برپرهیزکاری
usurious
مبنی بررباخواری
heretical
مبنی برفساد
observational
مبنی بر مشاهده
octonal
مبنی برهشت
GIs
انجمن پردازش اطلاعات درالمان غربی
Cornish
وابسته به کورنوال درجنوب غربی انگلستان
khowar
زبان رایج درشمال غربی پاکستان
denier
نوعی مسکوک در فرانسه و اروپای غربی
harmattan
بادخشک زمستانی سواحل غربی افریقا
GI
انجمن پردازش اطلاعات درالمان غربی
finlander
اهل فینلاند ذرشمال غربی روسیه
department of state
وزارت خارجه ایالات متحده امریکا
inkberry
درخت خاص شمال شرق امریکا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com