Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (12 milliseconds)
English
Persian
effluent
سیال خروجی
effluents
سیال خروجی
Search result with all words
compressor pressure ratio
نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
constant displacement pump
پمپی با خروجی ثابت که درهر دور گردش مقدار ثابتی سیال جابجا میکند و مقدارجریان تنها بستگی به سرعت گردش ان دارد
Other Matches
fluidal
مانندجسم سیال یامایع وابسته به جسم سیال
queue
روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queues
روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queueing
روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queued
روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
non equivalence function
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که ورودی ها مثل هم نباشند وگرنه خروجی غلط است
NEQ
تابع منط قی که خروجی آن درست است اگر ورودی ها مثل هم نباشند و گرنه خروجی نادرست است
equivalence
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که ورودی یکسان نباشند وگرنه خروجی نادرست است
inequivalence
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که ورودی ها یکسان نباشند وگرنه خروجی نادرست است
near letter quality
خروجی چاپ شده توسط چاپگرهای نقطه ماتریسی که به اندازه خروجی چاپگرهای با کیفیت حروف عالی خوانانمیباشد
chocked nozzle
خروجی موتور جت که سرعت جریان گازهای خروجی دران به سرعت صوت رسیده است
transport stream
ستون سیال خودروهای حمل و نقل خط سیال خودروهای حمل و نقل
fluid
سیال
fluids
سیال
fulidal
سیال
unthickened
سیال
fluid resistance
مقاومت سیال
working fluid
سیال عامل
fluid intelligence
هوش سیال
fluid centre
مرکز سیال
mobile
روان سیال
real fluid
سیال واقعی
fluid capital
سرمایه سیال
influent
سیال ورودی
floating reserve
احتیاط سیال
perfect fluid
سیال کامل
superfluid
ابر سیال
ideal fluid
سیال ایده ال
working fluid
سیال متحرک
fluids
جسم سیال
mobiles
سیال تغییرپذیر
mobile
سیال تغییرپذیر
mobiles
روان سیال
floating
سیال مواج
electric fluid
سیال برقی
fluid
جسم سیال
intransit strenth
پرسنل سیال
intransit stock
اماد سیال
flip-flop
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
flip-flopping
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
flip-flops
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
flip-flopped
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
bleeds
فرار کردن یک سیال
fluid bed polymerization
بسپارش در بستر سیال
maintenance float
شارژ انبار سیال
fluor
قاعدگی زنان سیال
working lead fluid
سیال متحرک یا عامل
viscous stress
تنش برش سیال
visualization
مرئی ساختن سیال
brain storming
سیال سازی ذهن
bleed
فرار کردن یک سیال
fluid bed vulcanization
وولکانش در بستر سیال
fluidic
وابسته بجسم سیال
input output processor
پردازنده ورودی- خروجی پردازشگر ورودی- خروجی
baffles
منحرف کننده جریان سیال
whirled
چرخش یا دوران جریان سیال
baffle
منحرف کننده جریان سیال
baffled
منحرف کننده جریان سیال
vapor lock
قطع کامل جریان سیال
whirls
چرخش یا دوران جریان سیال
supercritical fluid chromatography
کروماتوگرافی سیال فوق بحرانی
whirling
چرخش یا دوران جریان سیال
whirl
چرخش یا دوران جریان سیال
baffling
منحرف کننده جریان سیال
fluid adjustment screw
پیچگوشتی قابل تنظیم سیال
vorticity
میزان برداری دوران موضعی سیال
fluidic
مایع مانند جسم سیال یامایع
floatation
اضافی بودن سطح سیال اماد
circulations
حرکت دورانی سیال دراطراف یک جسم یا نقطه
coanda effect
گرایش سیال برای چسبیدن به سطح جامد
s.f.c
chromatography supercriticalfluid کروماتوگرافی سیال فوق بحرانی
circulation
حرکت دورانی سیال دراطراف یک جسم یا نقطه
vortex flow
جریان سیال با حرکت ترتیبی دورانی و انتقالی
prill
بصورت کپسول دراوردن سیال وجاری ساختن
underway
در جریان در راه عملیات لجستیکی سیال دریایی
reynolds stress
تنش برشی در لایه مرزی خطی در سیال نارون
vortex sheet
لایه نازک نامحدود سیال باحرکت حلقوی بینهایت
supercritical fluid chromatography/mass
spectrometry کروماتوگرافی سیال فوق بحرانی / طیف بینی جرمی
head pessure
فشار اعمال شده توسط یک سیال به سبب ارتفاع ستون ان
velocity gradiant
میزان تغییر سرعت سیال درواحد مسافت عمود بر خط جریان
hydraulic fluid
سیال ترکم ناپذیری برای انتقال و توزیع نیرو درسیستم
reynolds number
مهمترین ضریب بدون دیمانسیون در نمایش اشل جریان سیال
notch
بریدگیهایی در امتداد جریان سیال روی دماغه یا نوک یک ایرفویل
notches
بریدگیهایی در امتداد جریان سیال روی دماغه یا نوک یک ایرفویل
viscosity valve
شیر کنترل در سیستم مایعات که توسط ویسکوزیته سیال فعال میشود
s.f.c/m.s
mass/fluidchromatography spectrometrysupercritical کروماتوگرافی سیال فوق بحرانی / طیف بینی جرمی
coffins
جعبه ایست که برای عملیات تنبوشه گذاری در ماسه سیال بکار میرود
coffin
جعبه ایست که برای عملیات تنبوشه گذاری در ماسه سیال بکار میرود
pitot tube
لولهای در مسیر جریان سیال که فشار داخل ان بافشار کل محیط برابر است
reed valve
شیری متشکل از ورقه فولادی نازکی که جریان یکطرفه سیال را سبب میشود
polar motion
وسیله نشان دادن حرکات قطعات یا مایعات سیال بااستفاده از انرژی مغناطیسی حرکت قطبی
cross flow
دو سیال که بصورت عمود برهم جریان دارند و توسط ورقه نازکی از هم عایق شده اند
input/output
فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
real stagnation point
نقطهای که در ان سیال روی سطح جسم بحالت سکون درامده وازانجا جریان خطی شروع میشود
venturi
کانال یامجرایی برای جریان سیال که در گلوگاه کمترین سطح مقطع را داشته و سپس مجدداافزایش می یابد
vortex tube
وسیلهای فاقد هرگونه قطعه متحرک که دران اختلاف فشارسبب ورود جریان سیال ازطریق شکافهای مماسی میگردد
mobile warfare
جنگ سیال جنگی که در ان طرفین بامبادله اتش و کاربرد مانورو استفاده از زمین ابتکارعملیات را به دست گرفته وحفظ می نمایند
load call
وسیلهای مملو از سیال برای ایجاد نیروهای زیاد با دقت زیاد
antiset
ماده ضدغلیظ شدن و بستن مواد ماده سیال کننده
zahn cup
محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
cold test
ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
cold thrust
ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
vortex separation
جداکردن ذرات مختلف از یک سیال توسط نیروهای گریز ازمرکزی مختلف در حرکت حلقوی یا گردابی
fluidify
تبدیل به جسم سیال کردن مایع کردن
orifice meter
روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
constrictor
گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
output area
خروجی
outputs
خروجی
exit
خروجی
out put
خروجی
output
خروجی
exits
خروجی
deferent
خروجی
throughput
خروجی
egress
خروجی
handler
خروجی
exhaust
خروجی
exhausts
خروجی
handlers
خروجی
outflows
خروجی
tatal output
خروجی کل
outlet
خروجی
extrusion
خروجی
outlets
خروجی
outflow
خروجی
printouts
خروجی
printout
خروجی
compensating port
مدخلی در سیلندر اصلی ترمزکه در مواقعی که از ترمزاستفاده نمیشود سیلندر چرخ را به تانک روغن متصل کرده و از انبساط سیال در اثرگرما و نهایتا در گیر شدن ترمزها جلوگیری میکند
initialled
خروجی صفر
exhaust stroke
ضربه خروجی
initialling
خروجی صفر
initials
خروجی صفر
maximum output
خروجی حداکثر
exhaust nozzle
نازل خروجی
effective output
خروجی موثر
dewatering outlets
خروجی زیرین
initialing
خروجی صفر
valve
دریچه خروجی
fan out
گنجایش خروجی
cooling water outlet
خروجی اب سرد
fan out
پهنای خروجی
exit splitter
شکافنده خروجی
exit road
راه خروجی
graphic output
خروجی گرافیکی
exit point
نقطه خروجی
initial
خروجی صفر
initialed
خروجی صفر
i/o
ورودی-خروجی
exhaust steam
بخار خروجی
effusive rocks
سنگهای خروجی
igneous rock
سنگ خروجی
spouted
لوله خروجی
spouting
لوله خروجی
spouts
لوله خروجی
exhaust passage
گذرگاه خروجی
exhaust pipe
لوله خروجی
valves
دریچه خروجی
exhaust port
مجرای خروجی
output
انرژی خروجی
outputs
انرژی خروجی
after bay
مجرای خروجی
spout
لوله خروجی
light output
خروجی نور
extrusive rocks
سنگهای خروجی
emergency door
خروجی خطر
exhaust port
دریچه خروجی
eruptive rock
سنگ خروجی
exhaust air
هوای خروجی
exhaust cam
بادامک خروجی
exhaust chamber
اطاقک خروجی
exhaust connection
اتصال خروجی
exhaust fan
پروانه خروجی
exhaust gas
گاز خروجی
lighting outlet
خروجی روشنایی
input output
ورودی خروجی
output work queue
صف کار خروجی
output shaft
محور خروجی
secondary wire
سیم خروجی
output routine
روال خروجی
shaft tube
خروجی محور
surface outflow
اب سطحی خروجی
output process
فرایند خروجی
output power
توان خروجی
tip top
خروجی نوار
transmitted light
نور خروجی
voice output
خروجی صوتی
output media
رسانه خروجی
output listing
سیاهه خروجی
output job queue
صف برنامه خروجی
output impedance
امپدانس خروجی
volcanic rock
سنگ خروجی
output impedance
ناگذرایی خروجی
output speed
سرعت خروجی
outputting
خروجی دهی
output stage
مرحله خروجی
output voltage
ولتاژ خروجی
output unite
واحد خروجی
power output tube
لامپ خروجی
output tube
لامپ خروجی
power output
توان خروجی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com