English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 311 (15 milliseconds)
English Persian
quagmire سیاه اب
quagmires سیاه اب
swamp سیاه اب
swamped سیاه اب
swamping سیاه اب
swamps سیاه اب
mossy سیاه اب
bog سیاه اب
bogs سیاه اب
marsh سیاه اب
marshes سیاه اب
Search result with all words
fen سیل گیر سیاه اب
fens سیل گیر سیاه اب
jet کهربای سیاه
jet مهر سیاه
jet سیاه کهربائی
jets کهربای سیاه
jets مهر سیاه
jets سیاه کهربائی
jetted کهربای سیاه
jetted مهر سیاه
jetted سیاه کهربائی
jetting کهربای سیاه
jetting مهر سیاه
jetting سیاه کهربائی
crystal کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه می شوند که در ساعتهای مچی
crystals کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه می شوند که در ساعتهای مچی
contrast دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrast تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
contrasted دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasted تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
contrasting دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasting تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
contrasts دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasts تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
black and blue کبود و سیاه
jetties :سیاه رنگ
jetties سیاه
jetty :سیاه رنگ
jetty سیاه
Negro سیاه
Negro سیاه پوست
Negroes سیاه
Negroes سیاه پوست
nigger سیاه پوست
niggers سیاه پوست
blackberries توت سیاه
blackberry توت سیاه
anthrax سیاه زخم
etching سیاه قلم با چاپ فلزی وتیرابی
etchings سیاه قلم با چاپ فلزی وتیرابی
tar ورنی سیاه
monochrome صفحه نمایش کامپیوتر که متن و گرافیک را سیاه و سفید و سایه دار و نه رنگی نشان میدهد
monochrome در یک رنگ با سایههای خاکستری و سیاه و سفید
glaucoma اب سیاه
golliwog عروسک سیاه وعجیب و غریب
golliwogs عروسک سیاه وعجیب و غریب
gollywogs عروسک سیاه وعجیب و غریب
voodoo جادوگر سیاه پوست
black سیاه
black سیاه شده
black سیاه رنگ
black سیاه رنگی
black سیاه کردن
black 1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blacked سیاه
blacked سیاه شده
blacked سیاه رنگ
blacked سیاه رنگی
blacked سیاه کردن
blacked 1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blacker سیاه
blacker سیاه شده
blacker سیاه رنگ
blacker سیاه رنگی
blacker سیاه کردن
blacker 1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blackest سیاه
blackest سیاه شده
blackest سیاه رنگ
blackest سیاه رنگی
blackest سیاه کردن
blackest 1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blacks سیاه
blacks سیاه شده
blacks سیاه رنگ
blacks سیاه رنگی
blacks سیاه کردن
blacks 1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
thermal کاغذ مخصوص که پوشش آن در اثر گرما سیاه میشود و امکان چاپ حروف با استفاده از یک ماتریس با عناصرگرمایی کوچک میدهد
whooping cough سیاه سرفه
mole خال سیاه
moles خال سیاه
raven کلاغ سیاه
ravens کلاغ سیاه
pit سیاه چال هسته البالو و گیلاس وغیره
pits سیاه چال هسته البالو و گیلاس وغیره
clobber خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
clobbered خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
clobbering خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
clobbers خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
spade خال دل سیاه
spades خال دل سیاه
liquid crystal display کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه میشود و در ساعتها و صفحه نمایش ماشین حسابها به کار می رود
liquid crystal displays کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه میشود و در ساعتها و صفحه نمایش ماشین حسابها به کار می رود
reverse حالت صفحه نمایش که سیاه و سفید آن رزرو شده اند.
reversed حالت صفحه نمایش که سیاه و سفید آن رزرو شده اند.
reverses حالت صفحه نمایش که سیاه و سفید آن رزرو شده اند.
reversing حالت صفحه نمایش که سیاه و سفید آن رزرو شده اند.
denigration سیاه ساختن
dungeon سیاه چال
Other Matches
basalt نوع سنگ چخماق یا اتش نشانی سیاه مرمر سیاه
silhouettes نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
silhouette نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
melanin رنگ سیاه ولکههای سیاه روی پوست
crape نوار ابریشمی سیاه سیاه پوشانیدن
black hole حفره سیاه چاله سیاه
black holes حفره سیاه چاله سیاه
sable رنگ سیاه لباس سیاه
bold face طرح سیاه حرف سیاه
smutted whcat گندم سیاه یا زنگ سیاه
sables رنگ سیاه لباس سیاه
ethiops سیاب سیاه جیوه سیاه
black body radiation تابش جسم سیاه پرتو جسم سیاه
paper white monitor صفحه نمایش که متن سیاه را روی صفحه سفید نمایش میدهد و نه مثل متنهای معمولی درخشان روی صفحه سیاه
sad coloured سیاه
dogwood سیاه ال
ebon سیاه
night black سیاه
sooty سیاه
pitch dark سیاه
pitchy سیاه
grimy سیاه
jet-black سیاه سیاه
black load سرب سیاه
black propaganda تبلیغات سیاه
black powder باروت سیاه
black list فهرست سیاه
black list لیست سیاه
black liqour شربت سیاه
black letter حرف سیاه
black brittleness ترک سیاه
black light نور سیاه
black level تراز سیاه
black sheet ورق سیاه
black short شکستگی سیاه
Congo یکجورچای سیاه
colly سیاه کردن
chiaroscurist سیاه قلمکار
charbon سیاه زخم
saracen corn گندم سیاه
french wheat گندم سیاه
buck wheat گندم سیاه
bone black عاج سیاه
boldface حروف سیاه
blackcock باقرقره سیاه نر
blackcap کاکل سیاه
hohlraum جسم سیاه
blackbody جسم سیاه
blackamoor سیاه زنگی
black wash رنگ سیاه
black shortness ترک سیاه
crowberry سنگروی سیاه
black lead سرب سیاه
black hole سیاه چال
black holes سیاه چال
pitch black خیلی سیاه
pitch-black خیلی سیاه
black body جسم سیاه
black bile صفرای سیاه
black ash خاکستر سیاه
liver جگر سیاه
livers جگر سیاه
black anneal سیاه گداختن
bitumen macadam ماکادام سیاه
biotite میکای سیاه
begrime سیاه کردن
aniline black سیاه انیلینی
caraway زیره سیاه
black book کتاب سیاه
blackboards تخته سیاه
black gang غلام سیاه
black finish پوشش سیاه
black eyed سیاه چشم
blach hulled سیاه پوست
black diamond الماس سیاه
black cap کلاه سیاه
black boxes جعبه سیاه
black brittleness شکستگی سیاه
black board تخته سیاه
blackboard تخته سیاه
achromatic سیاه و سفید
sycamine توت سیاه
tamarack سیاه کاج
the black race نژاد سیاه
the black sea دریای سیاه
to black out سیاه کردن
to wear willow سیاه پوشیدن
viper's grass سفورجنه سیاه
wash drawing ابرنگ سیاه
substantia nigra جسم سیاه
sealing coat روکاری سیاه
scoter مرغابی سیاه
quercitron بلوط سیاه
red cent پول سیاه
robed in bleck سیاه پوش
robed in bleck سیاه پوشیده
sabled سیاه پوش
sadly dressed سیاه پوش
schorl کهربای سیاه
water proofed mortar اهک سیاه
black and white سیاه و سفید
black eye چشم سیاه
shame on you! <idiom> رویتان سیاه
black wool پشم سیاه
bottle-dungeon سیاه چال
donjon سیاه چال
black coffee قهوه سیاه
black eyes چشم سیاه
jet-black سیاه شبقی
pissed سیاه مست
sozzled سیاه مست
stoned سیاه مست
zonked سیاه مست
I was put to shame. I was shame-stricken. رو سیاه شدم
d.'s cow سوسک سیاه
in mourning سیاه پوش
in mourning کثیف سیاه
iron mould سیاه کردن
kibitka سیاه چادرنمدی
lampblack سیاه یکدست
mammy دده سیاه
melanic سیاه پوست
melanite لعل سیاه
humus سیاه خاک
heathbird باقرقره سیاه
fuel oil نفت سیاه
dark coloured سیاه رنگ
darky سیاه زنگی
doit پول سیاه
dunggeon سیاه چال
eriochrome black سیاه اریوکروم
ethiope سیاه پوست
ethiopian سیاه پوست
ethiops مهجون سیاه
melanotic سیاه پوست
melanuria پیشاب سیاه
negress زن سیاه پوست
nigrify سیاه کردن
nigritian سیاه افریقایی
oubliette سیاه چال
pertussis سیاه سرفه
pertussus سیاه سرفه
piper nigrum فلفل سیاه
platinum black پلاتین سیاه
plumbaginous مانندسرب سیاه
nigrescent سیاه شونده
nigrescence سیاه شدگی
nigella seed زیر سیاه
negrillo کوتوله سیاه
negro slave غلام سیاه
negrophil سیاه دوست
negrophilism سیاه دوستی
niellist سیاه قلم
niello سیاه قلم
niello مینای سیاه
nigella seed سیاه دانه
plumbago سرب سیاه
smudged سیاه شدن
blackening سیاه کردن
blackened سیاه کردن
blacken سیاه کردن
gins عرق جو سیاه
blackens سیاه کردن
denigrate سیاه کردن
denigrated سیاه کردن
smudge سیاه شدن
crapping گندم سیاه
crapped گندم سیاه
crap گندم سیاه
etches سیاه قلم
etched سیاه قلم
etch سیاه قلم
denigrating سیاه کردن
dungeons سیاه چال
denigrates سیاه کردن
blacking واکس سیاه
blacking رنگ سیاه
lynxes سیاه گوش
basalt سیاه سنگ
rook کلاغ سیاه
black market بازار سیاه
black markets بازار سیاه
rooks کلاغ سیاه
blackhead جوش سر سیاه
blackheads جوش سر سیاه
lynx سیاه گوش
marsh سیاه اب باطلاق
black box جعبه سیاه
sandstone سنگ سیاه
graphite سرب سیاه
smudging سیاه شدن
smudges سیاه شدن
marshes سیاه اب باطلاق
buckwheat گندم سیاه
gin عرق جو سیاه
swarthy سیاه چره
nigrescence تیرگی سیاه چردگی
iron gray رنگ سیاه اهن
picaninny بچه سیاه پوست
oubliette سیاه چال [در زندان]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com