English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (2 milliseconds)
English Persian
nigritian سیاه افریقایی
Search result with all words
dorper گوسفند افریقایی سفید صورت سیاه
hamite زنگی سیاه افریقایی
voodooism ایین مذهبی سیاه پوستان افریقایی که شامل طلسم و جادو میباشد جادوگری
Other Matches
Africans افریقایی
marabou لک لک افریقایی
marabout لک لک افریقایی
black ivory ساهان افریقایی
hartebeest بزکوهی افریقایی
springbok غزال افریقایی
reedbuck بز کوهی افریقایی
eland گاو کوهی افریقایی
africander افریقایی فرنگی نژاد
duiker غزال کوچک افریقایی
serval گربه دشتی افریقایی
council of entent متشکل از جمهوریهای افریقایی داهومی
basalt نوع سنگ چخماق یا اتش نشانی سیاه مرمر سیاه
silhouettes نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
silhouette نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
ratel یکجور راسوی افریقایی که ماننداست به گورکن
melanin رنگ سیاه ولکههای سیاه روی پوست
crape نوار ابریشمی سیاه سیاه پوشانیدن
puff adder یکجور افعی بزرگ افریقایی که چون برانگیخته شودتنش بادمیکند
smutted whcat گندم سیاه یا زنگ سیاه
ethiops سیاب سیاه جیوه سیاه
sables رنگ سیاه لباس سیاه
bold face طرح سیاه حرف سیاه
black hole حفره سیاه چاله سیاه
sable رنگ سیاه لباس سیاه
black holes حفره سیاه چاله سیاه
monrovia powers اتحادیهای سست بنیان متشکل از 91کشور افریقایی که اولین باردر سال 1691 طی کنفرانسی که نمایندگان این کشورها درمونروویا واقع در لیبریاتشکیل داده بودند وجود پیداکرد
black body radiation تابش جسم سیاه پرتو جسم سیاه
paper white monitor صفحه نمایش که متن سیاه را روی صفحه سفید نمایش میدهد و نه مثل متنهای معمولی درخشان روی صفحه سیاه
pitchy سیاه
blacks سیاه
marsh سیاه اب
sooty سیاه
blacker سیاه
sad coloured سیاه
black سیاه
pitch dark سیاه
marshes سیاه اب
blacked سیاه
blackest سیاه
quagmire سیاه اب
mossy سیاه اب
dogwood سیاه ال
swamps سیاه اب
swamping سیاه اب
swamped سیاه اب
swamp سیاه اب
ebon سیاه
glaucoma اب سیاه
bogs سیاه اب
grimy سیاه
Negroes سیاه
Negro سیاه
jetty سیاه
quagmires سیاه اب
jetties سیاه
night black سیاه
bog سیاه اب
jet-black سیاه سیاه
black propaganda تبلیغات سیاه
black short شکستگی سیاه
black sheet ورق سیاه
black wash رنگ سیاه
black shortness ترک سیاه
d.'s cow سوسک سیاه
crowberry سنگروی سیاه
Congo یکجورچای سیاه
colly سیاه کردن
chiaroscurist سیاه قلمکار
charbon سیاه زخم
saracen corn گندم سیاه
french wheat گندم سیاه
buck wheat گندم سیاه
bone black عاج سیاه
boldface حروف سیاه
blackcock باقرقره سیاه نر
blackcap کاکل سیاه
hohlraum جسم سیاه
blackbody جسم سیاه
blackamoor سیاه زنگی
dark coloured سیاه رنگ
black powder باروت سیاه
black body جسم سیاه
black bile صفرای سیاه
black ash خاکستر سیاه
black anneal سیاه گداختن
blach hulled سیاه پوست
bitumen macadam ماکادام سیاه
biotite میکای سیاه
begrime سیاه کردن
aniline black سیاه انیلینی
achromatic سیاه و سفید
caraway زیره سیاه
livers جگر سیاه
liver جگر سیاه
pitch black خیلی سیاه
black holes سیاه چال
black hole سیاه چال
black book کتاب سیاه
black load سرب سیاه
black list فهرست سیاه
black list لیست سیاه
black liqour شربت سیاه
black light نور سیاه
black level تراز سیاه
black letter حرف سیاه
pitch-black خیلی سیاه
black lead سرب سیاه
black gang غلام سیاه
black finish پوشش سیاه
black eyed سیاه چشم
black diamond الماس سیاه
black cap کلاه سیاه
black brittleness ترک سیاه
black brittleness شکستگی سیاه
blackboards تخته سیاه
quercitron بلوط سیاه
sycamine توت سیاه
tamarack سیاه کاج
the black race نژاد سیاه
the black sea دریای سیاه
to black out سیاه کردن
to wear willow سیاه پوشیدن
viper's grass سفورجنه سیاه
wash drawing ابرنگ سیاه
substantia nigra جسم سیاه
zonked سیاه مست
red cent پول سیاه
robed in bleck سیاه پوش
robed in bleck سیاه پوشیده
sabled سیاه پوش
sadly dressed سیاه پوش
schorl کهربای سیاه
scoter مرغابی سیاه
sealing coat روکاری سیاه
water proofed mortar اهک سیاه
black and white سیاه و سفید
black eye چشم سیاه
shame on you! <idiom> رویتان سیاه
black wool پشم سیاه
bottle-dungeon سیاه چال
donjon سیاه چال
black eyes چشم سیاه
jet-black سیاه شبقی
pissed سیاه مست
sozzled سیاه مست
stoned سیاه مست
I was put to shame. I was shame-stricken. رو سیاه شدم
black coffee قهوه سیاه
darky سیاه زنگی
in mourning کثیف سیاه
iron mould سیاه کردن
kibitka سیاه چادرنمدی
lampblack سیاه یکدست
mammy دده سیاه
melanic سیاه پوست
melanite لعل سیاه
melanotic سیاه پوست
in mourning سیاه پوش
humus سیاه خاک
doit پول سیاه
dunggeon سیاه چال
eriochrome black سیاه اریوکروم
ethiope سیاه پوست
ethiopian سیاه پوست
ethiops مهجون سیاه
fuel oil نفت سیاه
heathbird باقرقره سیاه
melanuria پیشاب سیاه
negress زن سیاه پوست
negrillo کوتوله سیاه
nigrify سیاه کردن
oubliette سیاه چال
pertussis سیاه سرفه
pertussus سیاه سرفه
piper nigrum فلفل سیاه
platinum black پلاتین سیاه
plumbaginous مانندسرب سیاه
plumbago سرب سیاه
nigrescent سیاه شونده
nigrescence سیاه شدگی
negro slave غلام سیاه
negrophil سیاه دوست
negrophilism سیاه دوستی
niellist سیاه قلم
niello سیاه قلم
niello مینای سیاه
nigella seed سیاه دانه
nigella seed زیر سیاه
blackboard تخته سیاه
marsh سیاه اب باطلاق
etch سیاه قلم
nigger سیاه پوست
denigrating سیاه کردن
niggers سیاه پوست
blackberries توت سیاه
blackberry توت سیاه
denigrates سیاه کردن
anthrax سیاه زخم
tar ورنی سیاه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com