Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
acid alizarin black
سیاه الیزارین اسیدی
Other Matches
acid alizarian blue black
ابی سیر الیزارین اسیدی
aceko black
نوعی رنگ سیاه اسیدی
acid radical
ریشه با بنیان اسیدی رادیکال اسیدی
aizarine
الیزارین
alizarin
الیزارین
acid reduction
کاهش در محیط اسیدی کاهش اسیدی
basalt
نوع سنگ چخماق یا اتش نشانی سیاه مرمر سیاه
silhouette
نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
silhouettes
نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
melanin
رنگ سیاه ولکههای سیاه روی پوست
crape
نوار ابریشمی سیاه سیاه پوشانیدن
smutted whcat
گندم سیاه یا زنگ سیاه
black hole
حفره سیاه چاله سیاه
black holes
حفره سیاه چاله سیاه
sable
رنگ سیاه لباس سیاه
ethiops
سیاب سیاه جیوه سیاه
bold face
طرح سیاه حرف سیاه
sables
رنگ سیاه لباس سیاه
monoacid
یک اسیدی
monacid
یک اسیدی
acidulous
اسیدی
acidic
اسیدی
acid value
عدد اسیدی
acidified
اسیدی شده
acid proof
ثبات اسیدی
acidifier
اسیدی کننده
acidification
اسیدی کردن
acid catalyst
کاتالیزور اسیدی
acid clay
خاک رس اسیدی
acidify
اسیدی کردن
acid phosphatase
فسفاتاز اسیدی
acid reaction
واکنش اسیدی
acid soil
خاک اسیدی
acidic oxide
اکسیژن اسیدی
acid number
عدد اسیدی
acid solvent
حلال اسیدی
acidic value
عدد اسیدی
acid oxide
اکسید اسیدی
acid salt
نمک اسیدی
acidifiable
اسیدی شدنی
acidion
یون اسیدی
acid group
گروه اسیدی
acidulation
اسیدی کردن
acidity
قدرت اسیدی
acid gases
گازهای اسیدی
bogs
مانداب اسیدی
bog
مانداب اسیدی
acidic group
گروه اسیدی
acid hydrogen
هیدروژن اسیدی
acid hydrolysis
آبکافت اسیدی
acid ionization
یونش اسیدی
acid ketone
کتون اسیدی
acid function
عامل اسیدی
acid fume
دود اسیدی
acid blue
ابی اسیدی
acidulant
اسیدی کننده
acid cooler
مبرد اسیدی
acidulate
اسیدی کردن
acid decomposition
تجزیه اسیدی
acid rain
باران اسیدی
acid process
فرایند اسیدی
acidulating agent
اسیدی کننده
acid dye
رنگینه اسیدی
acid extraction
استخراج اسیدی
acid forming element
عنصر اسیدی
acid lining
لایه اسیدی
edulcoration
دفع موادنمکی یا اسیدی
brown air city
شهر با مه دود اسیدی
acidity coefficient
ضریب قدرت اسیدی
oxygen ration
ضریب قدرت اسیدی
acidic resins
رزین های اسیدی
acidulating agent
ماده اسیدی کننده
acidic
اسید دار اسیدی
acidifier
ماده اسیدی کننده
polyacid base
باز چند اسیدی
polyacidic base
باز چند اسیدی
acid base balance
توان اسیدی- بازی
acicity of wastewater
درجه اسیدی فاضلاب
acid base catalysis
خاصیت اسیدی- بازی
acid cure
پخت در محیط اسیدی
acid catalysis
کاتالیزور در محیط اسیدی
acid depolarization
قطبش زدایی اسیدی
acid precipitation
تسریع بارش اسیدی
acid base behavior
خاصیت اسیدی- بازی
acidity of wastewater
درجه اسیدی فاضلاب
acetify
اسیدی شدن
[شیمی]
to acidify something
چیزی را اسیدی کردن
[شیمی]
persalt
نمک دارای خاصیت اسیدی
nitrous acid
اسیدی که کمتراز تیزاب اکسیژن دارد
acid alkylation
الکیل دار کردن در محیط اسیدی
prussic acid
اسیدی که ازنیل فرنگی گرفته میشود
black body radiation
تابش جسم سیاه پرتو جسم سیاه
stop bath
ابگونه اسیدی که برای تثبیت عکس وفیلم بکار میرود
paper white monitor
صفحه نمایش که متن سیاه را روی صفحه سفید نمایش میدهد و نه مثل متنهای معمولی درخشان روی صفحه سیاه
neutral soil
خاکی که نه خاصیت اسیدی دارد نه قلیائی یعنی پ هاش ان مساوی 7است
palmitic
اسیدی که در روغن خرماوبرخی روغنهای دیگریافت میشود درشمع سازی بکارمیرود
swamping
سیاه اب
bogs
سیاه اب
swamped
سیاه اب
swamp
سیاه اب
quagmires
سیاه اب
marsh
سیاه اب
marshes
سیاه اب
mossy
سیاه اب
grimy
سیاه
sooty
سیاه
swamps
سیاه اب
ebon
سیاه
bog
سیاه اب
dogwood
سیاه ال
Negro
سیاه
pitchy
سیاه
jet-black
سیاه سیاه
blacks
سیاه
quagmire
سیاه اب
night black
سیاه
black
سیاه
pitch dark
سیاه
glaucoma
اب سیاه
Negroes
سیاه
blacked
سیاه
sad coloured
سیاه
blacker
سیاه
jetties
سیاه
blackest
سیاه
jetty
سیاه
black body
جسم سیاه
black list
لیست سیاه
black list
فهرست سیاه
black load
سرب سیاه
black powder
باروت سیاه
black letter
حرف سیاه
zonked
سیاه مست
black liqour
شربت سیاه
black light
نور سیاه
bitumen macadam
ماکادام سیاه
black book
کتاب سیاه
aniline black
سیاه انیلینی
black bile
صفرای سیاه
black ash
خاکستر سیاه
black anneal
سیاه گداختن
blach hulled
سیاه پوست
begrime
سیاه کردن
black brittleness
شکستگی سیاه
black brittleness
ترک سیاه
black level
تراز سیاه
black lead
سرب سیاه
black gang
غلام سیاه
black finish
پوشش سیاه
black eyed
سیاه چشم
black diamond
الماس سیاه
black cap
کلاه سیاه
biotite
میکای سیاه
nigrescence
سیاه شدگی
red cent
پول سیاه
robed in bleck
سیاه پوش
robed in bleck
سیاه پوشیده
sabled
سیاه پوش
sadly dressed
سیاه پوش
schorl
کهربای سیاه
scoter
مرغابی سیاه
sealing coat
روکاری سیاه
substantia nigra
جسم سیاه
sycamine
توت سیاه
tamarack
سیاه کاج
quercitron
بلوط سیاه
nigrescent
سیاه شونده
nigrify
سیاه کردن
nigritian
سیاه افریقایی
oubliette
سیاه چال
pertussis
سیاه سرفه
pertussus
سیاه سرفه
piper nigrum
فلفل سیاه
platinum black
پلاتین سیاه
plumbaginous
مانندسرب سیاه
plumbago
سرب سیاه
the black race
نژاد سیاه
the black sea
دریای سیاه
black coffee
قهوه سیاه
shame on you!
<idiom>
رویتان سیاه
black wool
پشم سیاه
bottle-dungeon
سیاه چال
donjon
سیاه چال
I was put to shame. I was shame-stricken.
رو سیاه شدم
stoned
سیاه مست
to black out
سیاه کردن
to wear willow
سیاه پوشیدن
viper's grass
سفورجنه سیاه
wash drawing
ابرنگ سیاه
water proofed mortar
اهک سیاه
black and white
سیاه و سفید
black eye
چشم سیاه
black eyes
چشم سیاه
jet-black
سیاه شبقی
pissed
سیاه مست
sozzled
سیاه مست
niello
مینای سیاه
french wheat
گندم سیاه
saracen corn
گندم سیاه
charbon
سیاه زخم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com