English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
English Persian
lampblack سیاه یکدست
Search result with all words
silhouette نیمرخ هر چیزی برنگ سیاه یا برنگ یکدست
silhouette نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
silhouettes نیمرخ هر چیزی برنگ سیاه یا برنگ یکدست
silhouettes نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
Other Matches
basalt نوع سنگ چخماق یا اتش نشانی سیاه مرمر سیاه
melanin رنگ سیاه ولکههای سیاه روی پوست
flat یکدست
flattest یکدست
setting up یکدست
set یکدست
pursang یکدست
sets یکدست
crape نوار ابریشمی سیاه سیاه پوشانیدن
homogeneous area منطقه یکدست
emeraldgreen سبز یکدست
solid color رنگ یکدست
unmixede یکدست خالص
uniform sand ماسه یکدست
game and game یکدست ویکدست
solid-shade dyeing یکدست و همرنگ
snow white سفید یکدست
suit یکدست لباس پیروان
self coloured دارای رنگ یکدست
suits یکدست لباس پیروان
slick یکدست کردن جذاب
serviced یکدست فروف اثاثه
service یکدست فروف اثاثه
denture یکدست دندان مصنوعی
slickest یکدست کردن جذاب
rib rifling خان کشی یکدست
solid sodding پوشش یکدست چمنی
level colour رنگ یکدست یا یکنواخت
suited یکدست لباس پیروان
White regular teeth . دندانهای سفید ومرتب ( یکدست )
smutted whcat گندم سیاه یا زنگ سیاه
black holes حفره سیاه چاله سیاه
ethiops سیاب سیاه جیوه سیاه
black hole حفره سیاه چاله سیاه
bold face طرح سیاه حرف سیاه
sables رنگ سیاه لباس سیاه
sable رنگ سیاه لباس سیاه
packs بسته کردن یکدست ورق بازی
flat پنچری طایر عکس ساده و یکدست
flattest پنچری طایر عکس ساده و یکدست
pack بسته کردن یکدست ورق بازی
fount یکدست حروف هم شکل وهم اندازه
scarlet [زمینه فرش بافته شده قرمز یکدست]
black body radiation تابش جسم سیاه پرتو جسم سیاه
paper white monitor صفحه نمایش که متن سیاه را روی صفحه سفید نمایش میدهد و نه مثل متنهای معمولی درخشان روی صفحه سیاه
sad coloured سیاه
bog سیاه اب
night black سیاه
blacked سیاه
black سیاه
bogs سیاه اب
pitchy سیاه
marsh سیاه اب
pitch dark سیاه
blackest سیاه
marshes سیاه اب
sooty سیاه
blacker سیاه
blacks سیاه
glaucoma اب سیاه
Negro سیاه
jetty سیاه
jetties سیاه
jet-black سیاه سیاه
swamps سیاه اب
mossy سیاه اب
dogwood سیاه ال
ebon سیاه
Negroes سیاه
swamping سیاه اب
quagmires سیاه اب
quagmire سیاه اب
grimy سیاه
swamp سیاه اب
swamped سیاه اب
french wheat گندم سیاه
black shortness ترک سیاه
black short شکستگی سیاه
black sheet ورق سیاه
blackamoor سیاه زنگی
darky سیاه زنگی
dark coloured سیاه رنگ
bone black عاج سیاه
buck wheat گندم سیاه
boldface حروف سیاه
blackcock باقرقره سیاه نر
saracen corn گندم سیاه
charbon سیاه زخم
blackcap کاکل سیاه
hohlraum جسم سیاه
chiaroscurist سیاه قلمکار
blackbody جسم سیاه
colly سیاه کردن
crowberry سنگروی سیاه
d.'s cow سوسک سیاه
black wash رنگ سیاه
black propaganda تبلیغات سیاه
Congo یکجورچای سیاه
black body جسم سیاه
black bile صفرای سیاه
black ash خاکستر سیاه
black anneal سیاه گداختن
blach hulled سیاه پوست
bitumen macadam ماکادام سیاه
biotite میکای سیاه
begrime سیاه کردن
aniline black سیاه انیلینی
achromatic سیاه و سفید
caraway زیره سیاه
livers جگر سیاه
liver جگر سیاه
pitch-black خیلی سیاه
pitch black خیلی سیاه
black holes سیاه چال
black book کتاب سیاه
black brittleness شکستگی سیاه
black powder باروت سیاه
black load سرب سیاه
black list فهرست سیاه
black list لیست سیاه
black liqour شربت سیاه
black light نور سیاه
black level تراز سیاه
black letter حرف سیاه
black lead سرب سیاه
black gang غلام سیاه
black finish پوشش سیاه
black eyed سیاه چشم
black diamond الماس سیاه
black cap کلاه سیاه
black brittleness ترک سیاه
black hole سیاه چال
quercitron بلوط سیاه
tamarack سیاه کاج
the black race نژاد سیاه
the black sea دریای سیاه
to black out سیاه کردن
to wear willow سیاه پوشیدن
viper's grass سفورجنه سیاه
wash drawing ابرنگ سیاه
water proofed mortar اهک سیاه
sycamine توت سیاه
substantia nigra جسم سیاه
red cent پول سیاه
robed in bleck سیاه پوش
robed in bleck سیاه پوشیده
sabled سیاه پوش
sadly dressed سیاه پوش
schorl کهربای سیاه
scoter مرغابی سیاه
sealing coat روکاری سیاه
black and white سیاه و سفید
black eye چشم سیاه
black eyes چشم سیاه
shame on you! <idiom> رویتان سیاه
black wool پشم سیاه
bottle-dungeon سیاه چال
donjon سیاه چال
jet-black سیاه شبقی
pissed سیاه مست
sozzled سیاه مست
stoned سیاه مست
zonked سیاه مست
I was put to shame. I was shame-stricken. رو سیاه شدم
black coffee قهوه سیاه
doit پول سیاه
iron mould سیاه کردن
kibitka سیاه چادرنمدی
mammy دده سیاه
melanic سیاه پوست
melanite لعل سیاه
melanotic سیاه پوست
melanuria پیشاب سیاه
negress زن سیاه پوست
in mourning کثیف سیاه
in mourning سیاه پوش
dunggeon سیاه چال
eriochrome black سیاه اریوکروم
ethiope سیاه پوست
ethiopian سیاه پوست
ethiops مهجون سیاه
fuel oil نفت سیاه
heathbird باقرقره سیاه
humus سیاه خاک
negrillo کوتوله سیاه
negro slave غلام سیاه
negrophil سیاه دوست
oubliette سیاه چال
pertussis سیاه سرفه
pertussus سیاه سرفه
piper nigrum فلفل سیاه
platinum black پلاتین سیاه
plumbaginous مانندسرب سیاه
plumbago سرب سیاه
nigritian سیاه افریقایی
nigrify سیاه کردن
negrophilism سیاه دوستی
niellist سیاه قلم
niello سیاه قلم
niello مینای سیاه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com