English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
jerusalem a سیب زمینی ترشی
Other Matches
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
ground liaison گروه رابط زمینی در فرودگاه شکاریهاربط زمینی
goldie lock فرمان پست رادار زمینی به هواپیما دایر بر اینکه رادارکنترل زمینی هدایت هواپیمارا بعهده گرفته است
army landing forces نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
army commander فرمانده نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات فرمانده قسمت زمینی
acidification ترشی
pickled ترشی
pickles ترشی
pickle ترشی
acidity ترشی
souse ترشی
sourness ترشی
acerbity ترشی
acor ترشی
pickler خیار ترشی
pepper sauce ترشی فلفل
pickle ترشی انداختن
pickler ترشی گذارنده
pickles ترشی انداختن
sourish مایل به ترشی
sourish به ترشی زننده
acidophile ترشی دوست
acidimeter ترشی سنج
acescency میل به ترشی
acescence میل به ترشی
asperity سختی ترشی
actic ترشی شیر
chutney یک نوع ترشی با ادویه
souse با ترشی مخلوط کردن
pickler پیازترشی سبزی ترشی
verjuice اب سیب ترش ترشی
piccalilli ترشی ادویه وسبزیجات
antacid دوای ضد ترشی معده
sourness is the p of vinegar ترشی خاصیت سرکه است
picalilli ترشی هندی که باسبزی وادویه تند درست می کنند
ground signals سیستم علایم بصری زمینی سیستم مخابره علایم زمینی مستقر در فرودگاه
army aircraft هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
yams سیب زمینی هندی سیب زمینی شیرین
yam سیب زمینی هندی سیب زمینی شیرین
agrarian زمینی
tumbling زمینی
earthly زمینی
terrestrial زمینی
landed a زمینی
territorial زمینی
predial or prae زمینی
terraneous زمینی
terrene زمینی
tellurian زمینی
sublunary زمینی
sublunar زمینی
subaerial رو زمینی
earth-bound زمینی
sub astral زمینی
monkey nut بادام زمینی
ground force نیروی زمینی
ground forces نیروی زمینی
landmine مین زمینی
ground forces نیروهای زمینی
ground liaison رابط زمینی
ground nut بادام زمینی
landmines مین زمینی
ground observation دیدبانی زمینی
ground fire تیر زمینی
floor lamp [American] آباژور زمینی
ground observer دیدبان زمینی
army forces نیروهای زمینی
army general staff ستادنیروی زمینی
standard lamps [British] آباژورهای زمینی
floor lamps [American] آباژورهای زمینی
bonus pass پاس زمینی
earth nut بادام زمینی
floor lamp اباژور زمینی
land force n نیروی زمینی
graze burst ترکش زمینی
standard lamp [British] آباژور زمینی
ground circuit مدار زمینی
ground control کنترل زمینی
terrestrial refraction شکست زمینی
ground position ایستگاه زمینی
ground position موقعیت زمینی
terrain corridor دالان زمینی
tellurian matter ماده زمینی
land combat نبرد زمینی
land forces نیروی زمینی
land mine مین زمینی
land tail بنه زمینی
mail gram پست زمینی
murphy سیب زمینی
subterraneous زیر زمینی
praties سیب زمینی
tater سیب زمینی
overland mail پست زمینی
suberranean زیر زمینی
perigee حضیض زمینی
terrain return اکوی زمینی
terraqueous زمینی ودریایی
infernal regions دیارزیر زمینی
ground return بازتاب زمینی
ground return برگشت زمینی
ground speed سرعت زمینی
ground surveillance مراقبت زمینی
ground surveillance تجسس زمینی
terrestrial radiation تابشهای زمینی
ground track مسیر زمینی
ground wave موج زمینی
ground waves امواج زمینی
groundling گیاه زمینی
hypogeal زیر زمینی
hypogeous زیر زمینی
hypogean زیر زمینی
earthy زمینی دنیوی
gulleys دالان زمینی
peanut بادام زمینی
terrestrial وضعیت زمینی
gullies دالان زمینی
gully دالان زمینی
potatoes سیب زمینی
peanut پسته زمینی
potato سیب زمینی
armies نیرو زمینی
ground antenna انتن زمینی
army نیرو زمینی
peanuts بادام زمینی
peanuts پسته زمینی
groundnuts بادام زمینی
apogee اوج زمینی
groundnut بادام زمینی
earth antenna انتن زمینی
antenna ground انتن زمینی
army attache وابسته زمینی
land tail باقیمانده زمینی یکان
latitude band نوار عرضی زمینی
terrestrial زمینی مربوط به زمین
crisp سیب زمینی برشته
crisper سیب زمینی برشته
landmark علامت مشخصه زمینی
crispest سیب زمینی برشته
crisps سیب زمینی برشته
mashed potatoes پوره سیب زمینی
army reserve احتیاط نیروی زمینی
ground power unit واحد قدرت زمینی
ground visibility میزان دید زمینی
landmarks علامت مشخصه زمینی
chipmunks موش خرمای زمینی
grounded primary مدار ورودی زمینی
kidney potato سیب زمینی سرخ
groundwater ابهای زیر زمینی
groundwave موجهای رادیویی زمینی
peanut butter خمیر بادام زمینی
potatoes انواع سیب زمینی
potato انواع سیب زمینی
land carriage بار کشی زمینی
chipmunk موش خرمای زمینی
sweet potatoes سیب زمینی شیرین
undercroft اتاق زیر زمینی
hotpot آبگوشت سیب زمینی
hotpots آبگوشت سیب زمینی
subways ترن زیر زمینی
gnomes جنی زیر زمینی
gnome جنی زیر زمینی
potato salad سالاد سیب زمینی
ground loom دار زمینی [قالی]
surveys نقشه برداری زمینی
surveyed نقشه برداری زمینی
armies ارتش نیروی زمینی
sweet potato سیب زمینی شیرین
subways راه زیر زمینی
subway ترن زیر زمینی
pignut یکنوع بادام زمینی
subway راه زیر زمینی
rhizmatous مانندساقه زیر زمینی
rootstock ساقه زیر زمینی
secretary of the army وزیر نیروی زمینی
tumblers ژیمناست زمینی کار
tumbler ژیمناست زمینی کار
subterranean roots ریشههای زیر زمینی
surface mission ماموریت دفاع زمینی
table water سفره اب زیر زمینی
task group گروه ماموریت زمینی
telluric دارای تلوریوم زمینی
tellurous دارای تلوریوم زمینی
army ارتش نیروی زمینی
survey نقشه برداری زمینی
army base پایگاه نیروی زمینی
geomorphic شبیه بزمین زمینی
army aviator خلبان نیروی زمینی
army staff ستاد نیروی زمینی
army artillery توپخانه نیروی زمینی
army post office پستخانه نیروی زمینی
geocentric latitude عرض جغرافیایی زمینی
cadastral survey نقشه برداری زمینی
floor exercise حرکات زمینی ژیمناستیک
extraterrestrial radiation تابشهای ماوراء زمینی
department of the army وزارت نیروی زمینی
dower سوراخ زیر زمینی
field survey نقشه برداری زمینی
army base پادگان نیروی زمینی
ground survey نقشه برداری زمینی
army depot امادگاه نیروی زمینی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com