Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (6 milliseconds)
English
Persian
combustor
سیستم احتراق توربین
Search result with all words
vaporizing combustor
سیستم احتراق توربین گاز
Other Matches
residence time
مدت زمانیکه قطرات کوچک سوخت در محفظه احتراق توربین گاز میمانند
multi chamber
نوعی محفظه احتراق درموتورهای توربین که در ان محفظه ها دورتادورقرارگرفته اند
dual ignition system
سیستم احتراق دوتایی
ignition system
سیستم احتراق موتور
capacitor discharge ignition
سیستم احتراق با انرژی زیاد
turboprop
توربین گاز که دران توان بیشتری از توربین برای چرخاندن شفت ملخ نسبت به توربوفن گرفته میشود
variable discharge turbine
توربین گازی که جرم جریان ان توسط شیرها یا دریچه هایی کنترل میشود و قدرت توربین را با ارتفاع ومتغیرهای دیگر سازگارمیکند
mismatch
ناتوانی سیستم مکش توربین گاز برای تامین جریان هوای مورد نیاز موتور به هنگام دور زدن یا سایر حالات اشفته
crossfiring
اتصال کوتاه بین دو سیم درسیستم احتراق که باعث احتراق نابهنگام میشود
premature ignition
احتراق نابهنگام احتراق بیموقع
crash conversion
تبدیل یک سیستم به سیستم دیگر به وسیله به پایان بردن عملیات سیستم قدیمی به هنگام اجرا شدن سیستم جدید
critical grid current
جریان احتراق شبکه ولتاژ احتراق شبکه
market socialism
سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
runs
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
run
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
sysgen
فرایند تغییر سیستم عامل عمومی دریافت شده ازفروشنده به سیستم مناسبی که نیازهای یکپارچه استفاده کننده را براورده می سازدتولید سیستم
blessed folder
در یک سیستم Apple Maciontosh پرونده سیستم که حاوی فایل هایی است که به طور خودکار در هنگام روشن شدن سیستم بار شدند
peripheral
که به سیستم کامپیوتری اصلی متصل است . 2-هر وسیلهای که امکان ارتباط بین سیستم و خودش را فراهم کند ولی توسط سیستم اجرا نمیشود
integrated
نرم افزار مثل سیستم عامل و پردازشگر کلمه که در سیستم کامپیوتری ذخیره شده است و طبق نیازهای سیستم است
turbines
توربین
turbine
توربین
axial flow impulse turbine
توربین محوری
stream turbine
توربین بخار
internal combustion turbine
توربین گازی
steam turbine
توربین بخار
vanes
پره توربین
turbine stage
طبقه توربین
turbine vane
تیغه توربین
axial flow turbine
توربین محوری
turbine wheel
چرخ توربین
turbine
توربین بخار
free turbine
توربین ازاد
gas turbine
توربین گاز
turbine blade
تیغه توربین
turbine rotor
رتور توربین
turbine nozzle
شیپوره توربین
turbin stator
استاتور توربین
water turbine
توربین ابی
turbine blade
پره توربین
impulse turbine
توربین ضربهای
turbin casing
بدنه توربین
vane
پره توربین
blade
پره توربین
turbine disc
دیسک توربین
turbines
توربین بخار
three shaft
توربین گازی با سه شفت
low pressure turbine
توربین فشار ضعیف
turbojet
هواپیمای جت توربین دار
turbine governor
تنظیم کننده توربین
turbocar
اتومبیل توربین دار
reaction turbine
توربین عکس العملی
reaction turbin
توربین عکس العملی
supersonic turbine
توربین مافوق صوت
bucket
تیغه گردنده توربین
buckets
تیغه گردنده توربین
blades
پره توربین ابی
reaction turbin
توربین فشار زیاد
radial flow turbine
توربین با جریان شعاعی
high pressure turbin
توربین فشار قوی
high head turbine
توربین فشار قوی
impluse turbine
توربین فشار ضربهای
head race
کانال هذایت اب به توربین
tail race
کانال هدایت اب از توربین به خارج
turbocharger
موتور شارژ کننده توربین
turbojet engine
موتور هواپیمای دارای توربین جت
turbo
پیشوندی بمعنی توربینی ووابسته به توربین
variable camber
سطوح هادی گاز به داخل توربین
turbogenerator
دستگاه مولد برق دارای توربین
turbos
پیشوندی بمعنی توربینی ووابسته به توربین
variable stator
توربین گازی با چند ردیف تیغه استاتور
penstock
لوله ایکه اب تحت فشار را به توربین میرساند
turbofan
دستگاه تهویه یا بادبزن متحرک بوسیله توربین
reverse flow engine
توربین گاز دارای کمپرسورجریان خطی یا محوری
turboshaft
توربین گاز برای دادن قدرت به شفت
axial flow turbine engine
موتور توربین گاز باکمپرسور جریان خطی
turborocket
ترکیبات گوناگونی از توربین گاز و راکت در یک موتور
turbo
پیشوند برای وسایلی که توسط توربین گاز میچرخند
turbos
پیشوند برای وسایلی که توسط توربین گاز میچرخند
lighting
احتراق
burning
احتراق
deflagration
احتراق
seeting on fire
احتراق
firing
احتراق
oxidization
احتراق
ignition
احتراق
arson
احتراق
explosions
احتراق
explosion
احتراق
inflammation
احتراق
combustion
احتراق
rated power
هریک از چند حدود تعیین شده توان توربین گاز
bulb root
وسیلهای که توسط ان تیغههای گردنده توربین به توپی متصل میشوند
ignitable
قابل احتراق
ignitability
قابلیت احتراق
combustion
اشتعال احتراق
igniter switch
سوئیچ احتراق
surface burning
احتراق سطحی
igniter switch
کلید احتراق
base ignition
احتراق تحتانی
ignitibility
قابلیت احتراق
ignitible
قابل احتراق
sulphur
اصل احتراق
combustible
احتراق پذیر
combustor
محفظه احتراق
single ignition
احتراق تک برقی
combustibility
قابلت احتراق
combustiblity
قابلیت احتراق
combustion area
محفظه احتراق
combustion chamber
محفظه احتراق
external combustion
احتراق خارجی
magneto ignition
احتراق با مگنت
combustion efficiency
راندمان احتراق
inexplosive
غیرقابل احتراق
internal combustion
احتراق داخلی
combustible
قابل احتراق
hot bulb ignition
احتراق سرسرخ
pre ignition
زود احتراق
advanced ignition
اوانس احتراق
combustion efficiency
بازده احتراق
ignition choke
پیچک احتراق
ignition
اشتعال احتراق
ignition control
کنترل احتراق
ignition current
جریان احتراق
ignition device
وسیله احتراق
ignition lag
تاخیر احتراق
duplex ignition
احتراق دوگانه
ignition by contact
احتراق تماسی
ignition by incandescence
احتراق التهابی
ignition cable
کابل احتراق
ignition circuit
مدار احتراق
ignition condition
حالت احتراق
heating value
گرمای احتراق
heat value
گرمای احتراق
burning brand
نوع احتراق
two spark ignition
احتراق دو جرقهای
heat of combustion
گرمای احتراق
dual ignition
احتراق دو برقی
ignition pulse
پالس احتراق
timing
زمان احتراق
premature ignition
احتراق زودرس
igniting agent
عامل احتراق
firing accessories
لوازم احتراق
flash point
نقطه احتراق
triple ignition
احتراق سه برقی
flame out
قطع احتراق
firing position
موقعیت احتراق
firing order
ترتیب احتراق
ignition charge
خرج احتراق
ignition voltage
ولتاژ احتراق
ignition pulse
ضربه احتراق
ignition pulse
ایمپولز احتراق
misfiring
احتراق ناقص
ignition spark
جرقه احتراق
ignition switch
کلید احتراق
igniting spark
جرقه احتراق
sulfur
اصل احتراق
igniting point
نقطه احتراق
ramjet
موتور جت بدون کمپرسور و توربین که فقط با کمپرس هوا کار میکند
waste gate
مکانیزم کنترلی برای توربین گازهای خروجی موتورهای دارای توربوشارژر
standbys
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standby
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
ignition voltage
فشار الکتریکی احتراق
delay zction firing
عمل احتراق با تاخیر
maximum gate trigger voltage
ولتاژ احتراق حداکثر
constant pressure combustion
احتراق در فشار ثابت
combustible
جسم قابل احتراق
ignition by contact breaking
احتراق با قطع کنتاکت
ignition analyzer
اسیلوگراف کنترل احتراق
incombustibility
عدم امکان احتراق
molar enthalpy of combusion
انتالپی مولی احتراق
molar heat of combusion
گرمای مولی احتراق
ignition temperature
درجه حرارت احتراق
internal combustion engine
موتور احتراق داخلی
explosively
بطور قابل احتراق
burning brand
علامت احتراق نیمسوزی
make and break ignition
احتراق با قطع و وصل
incombustible
غیر قابل احتراق
preignition
احتراق قبل از وقت
internal combustion engines
موتور احتراق داخلی
compression ingition
احتراق توسط فشار
order of fire
ترتیب احتراق موتور
maximum gate trigger current
جریان احتراق حداکثر
jump spark ignition
احتراق با جرقه جهنده
bifuel propulsion
سیستم خروج گاز با فشارحاصله از دو نوع سوخت سیستم جت دو سوختی
desk accessory
در یک سیستم Apple Macitosh امکان افزوده که سیستم را بهبود میبخشد
policonic projection
سیستم تصویر چند مخروطی سیستم تهیه نقشه چندمخروطی
coupling
نوعی رابطه متقابل بین سیستم هایا خصوصیات یک سیستم
download
فرایند انتقال اطلاعات از یک سیستم کامیپوتر مرکزی بزرگ به سیستم کامپیوترکوچک و دور
natives
کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود.
design phase
فرایند توسعه یک سیستم اطلاعاتی براساس نیازمندیهای سیستم از قبل تاسیس شده
native
کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود.
chcp
در سیستم عاملهای OS \ MS DOS دستور سیستم که صفحه کد مورد استفاده را بیان میکند
ES IS
سیستم نهایی به سیستم میانی استاندار پروتکل OIS برای اینکه به کامپیوترهای میزبان
demand
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
demanded
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
tar
سیستم فشرده سازی فایل روی کامپیوتر که سیستم عامل Unix را اجرا میکند
demands
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
diabatic process
پوسهای در یک سیستم ترمودینامیک که در ان انتقال انرژی بین داخل و خارج سیستم صورت میگیرد
three phase four wire system
سیستم سه فازه باسیم نقطه ستاره سیستم چهارسیمه
building block principle
طراحی سیستم برای ساختن سیستم بزرگتر modularity
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com