Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English
Persian
metric system
سیستم اندازه گیری که واحدهای ان برحسب متر یک باشد
Other Matches
warp set
[تعداد تارها بر روی چله در واحدهای مشخص از سیستم اندازه گیری]
units of measurment
واحدهای اندازه گیری
engineering units
واحدهای اندازه گیری بکارگرفته شده برای یک متغیرپردازشی
permittivity
واحد اندازه گیری الکتریسیته برحسب فاراده
volt ampere
اندازه گیری نیروی برق برحسب ولتاژ و امپر
automatic measuring system
سیستم اندازه گیری خودکار
metric system of measurement
سیستم اندازه گیری متریک
abac scale
وسیله اندازه گیری زوایای با قوس بزرگ در سیستم مرکاتور
resolving power
اندازه گیری توانایی سیستم نوری برای تشخیص خط وط سیاه روی صفحه سفید.
planck law
مقدار کوانتوم برحسب واحدهای انرژی برابراست با حاصلضرب مقدارثابت کوانتوم در فکانس
kabal
قبال
[نوعی واحد اندازه گیری در تبریز معادل هزار و چهارصد گره می باشد و جهت تعیین مقدار دستمزد بافنده بکار می رود.]
throughput
نرخ تولید ماشین یا سیستم که به عنوان کل اطلاعات مفید که در یک زمان پردازش میشود اندازه گیری میشود
stream gaging
اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
measuring converter
مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
international call
سیستم واحدهای الکتریکی بین المللی
zahn cup
محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
typefaces
اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
typeface
اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
polymer
جسمی که از ترکیب ذرات متشابه الترکیب وازتکرار واحدهای ساختمانی یکنوخت ایجاد شده باشد بسپار
polymers
جسمی که از ترکیب ذرات متشابه الترکیب وازتکرار واحدهای ساختمانی یکنوخت ایجاد شده باشد بسپار
orifice meter
روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
analog
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogues
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogue
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
size
سایز ساختن یارده بندی کردن برحسب اندازه
sizes
سایز ساختن یارده بندی کردن برحسب اندازه
declinating station
ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
torsionmeter
وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو
point voting system
سیستم رای گیری عددی سیستم رای گیری امتیازی
gage
اندازه وسیله اندازه گیری
moving iron instrument
دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
commensurateness
اندازه گیری
metering
اندازه گیری
measure
اندازه گیری
measurement
اندازه گیری
mensuration
اندازه گیری
measurer
اندازه گیری
modules
اندازه گیری
gauging
اندازه گیری
gaging
اندازه گیری
dimension
اندازه گیری
dimensions
اندازه گیری
module
اندازه گیری
measurements
اندازه گیری
measurment
اندازه گیری
measuring bridge
پل اندازه گیری
telemetry
اندازه گیری ازدور
measuring transformer
ترانسفورماتور اندازه گیری
measuring method
طریقه اندازه گیری
instrument autotransformer
ترانسفورماتور اندازه گیری
measurability
قابلیت اندازه گیری
dial bench gage
میز اندازه گیری
maxwell bridge
پل اندازه گیری ماکسول
instrument
الات اندازه گیری
soundest
اندازه گیری عمق اب
sounds
اندازه گیری عمق اب
to take measures
اندازه گیری کردن
engineering measurement
اندازه گیری فنی
impedance bridge
پل اندازه گیری مقاومت
tapeline
مترمخصوص اندازه گیری
telemetering
اندازه گیری از دور
sounded
اندازه گیری عمق اب
sound
اندازه گیری عمق اب
metrology
علم اندازه گیری
correlation measurement
اندازه گیری همبستگی
sounding
اندازه گیری عمق اب
final measurement
اندازه گیری نهایی
radar measurement
اندازه گیری رادار
depth measurement
اندازه گیری عمق
bathymetry
اندازه گیری خصوصیات اب
batching plant
مرکز اندازه گیری
precision
اندازه گیری دقیق
chain crew
متصدیان اندازه گیری
measuring
درخور اندازه گیری
tape measures
مترمخصوص اندازه گیری
tape measure
مترمخصوص اندازه گیری
measuring device
تجهیزات اندازه گیری
measurable
قابل اندازه گیری
unit of measurement
واحد اندازه گیری
measuring set
دستگاه اندازه گیری
frequency measuring bridge
پل اندازه گیری فرکانس
metre
وسیله اندازه گیری
measuring apparatus
دستگاه اندازه گیری
commensurable
قابل اندازه گیری
measuring relay
رله اندازه گیری
measuring instrument
دستگاه اندازه گیری
direct measurement
اندازه گیری مستقیم
gad
اندازه گیری طول
measuring voltage
ولتاژ اندازه گیری
instrument transformer
ترانسفورماتور اندازه گیری
gage
میزان اندازه گیری
measuring well
چاه اندازه گیری
metres
وسیله اندازه گیری
measure
اندازه گیری کردن
mensurability
قابلیت اندازه گیری
measuring sensitivity
حساسیت اندازه گیری
method of measurment
طریقه اندازه گیری
measurement of demand
اندازه گیری تقاضا
resizing
اندازه گیری مجدد
method of measurment
متد اندازه گیری
meters
وسیله اندازه گیری
meter
وسیله اندازه گیری
accuracy to gage
دقت اندازه گیری
font metric
اندازه گیری فونت
gauging sheet
ورق اندازه گیری
forescale
اندازه گیری رنگ اب
measuring accuracy
دقت اندازه گیری
absolute measurement
اندازه گیری مطلق
compensating error
خطای اندازه گیری
size stick
قالب اندازه گیری
frequency measurement
اندازه گیری فرکانس
mental measurement
اندازه گیری روانی
measurement ofland
اندازه گیری زمین
size stick
الت اندازه گیری پا
gauging section
برش اندازه گیری
industrial instrument
دستگاه اندازه گیری صنعتی
induction movement
دستگاه اندازه گیری القائی
calorimeter
دستگاه اندازه گیری مقدارگرما
impedance measuring set
دستگاه اندازه گیری امپدانس
entropy
واحد اندازه گیری ترمودینامیک
water staff gauge
اشل اندازه گیری عمق اب
zoometry
اندازه گیری اندامهای جانوران
measurement of benefits and costs
اندازه گیری منافع و هزینه ها
length measuring instrument
دستگاه اندازه گیری طول
watt
واحد اندازه گیری الکتریسیته
electrostatic instrument
دستگاه اندازه گیری الکترواستاتیکی
SE
خطای معیار اندازه گیری
induction instrument
دستگاه اندازه گیری القائی
allometry
اندازه گیری رشد موجودات
gravimetry
اندازه گیری وزن یا غلظت
impedance meter
دستگاه اندازه گیری امپدانس
indefinite
غیرقابل اندازه گیری نامعین
coupling measuring set
دستگاه اندازه گیری اتصالی
yard
واحد اندازه گیری = 3 فوت
times
اندازه گیری زمان یک عملیات
highfrequency measuring bridge
پل اندازه گیری فرکانس بالا
high tension measurement bridge
پل اندازه گیری فشار قوی
timed
اندازه گیری زمان یک عملیات
characteristic
اندازه گیری مشخصات یک عنصر
characteristically
اندازه گیری مشخصات یک عنصر
time
اندازه گیری زمان یک عملیات
maxwell wien bridge
پل اندازه گیری ماکسول-وین
stereometric
بسهولت قابل اندازه گیری
meter rectifier
یکسوساز دستگاه اندازه گیری
standard error of measurement
خطای معیار اندازه گیری
yards
واحد اندازه گیری = 3 فوت
watts
واحد اندازه گیری الکتریسیته
telemetry
اندازه گیری یک کمیت یا کیفیت
micrometry
اندازه گیری با ذره سنج
gas meter
دستگاه اندازه گیری گاز
sensitometry
اندازه گیری حساسیت چشم
measuring transformer meter
کنتور با ترانسفورماتور اندازه گیری
measuring arrangement
نطم و ترتیب اندازه گیری
scantling
میله اندازه گیری ذرع
cynometer
دستگاه اندازه گیری امواج
bathymetry
اندازه گیری عمق دریاواقیانوس
frequency meter
دستگاه اندازه گیری فرکانس
metric system
دستگاه اندازه گیری متری
extensometer
دستگاه اندازه گیری انبساط
fluorometer
دستگاه اندازه گیری فلورسانس
measurement uncertainty
خطای اندازه گیری
[ریاضی]
acoumetry
اندازه گیری قدرت حس شنوایی
instrumental error
خطای دستگاه اندازه گیری
petrol gage
دستگاه اندازه گیری بنزین
instrument direction
سمت اندازه گیری شده
utile
واحد اندازه گیری مطلوبیت
instrument board
تابلوی وسائل اندازه گیری
disruptive voltage measuring apparatus
دستگاه اندازه گیری ولتاژشکست
bomb sighting system
سیستم نشانه روی بمب سیستم هدف گیری بمب
error of measuring equipment
خطای وسیله اندازه گیری
[ریاضی]
metre
بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
meters
بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
fule level gage
دستگاه اندازه گیری سطح سوخت
dielectric loss factor meter
دستگاه اندازه گیری ضریب تلفات
metres
بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
instrument
اپارات وسیله دستگاه اندازه گیری
arbalist
وسیله اندازه گیری ارتفاعات زیاد
word
روش اندازه گیری سرعت چاپگر
magnetic flux meter
دستگاه اندازه گیری فلوی مغناطیسی
worded
روش اندازه گیری سرعت چاپگر
carpenter's rule
متر
[وسیله اندازه گیری]
[ابزار]
across corner dimension
اندازه گیری گوشه از وسط نیمساز
field intensity measurement
دستگاه اندازه گیری شدت میدان
zymoscope
دستگاه اندازه گیری قدرت تخمیر
measuring weir
سرریز اندازه گیری جریان اب در کانال
oil pressure
دستگاه اندازه گیری فشار روغن
d.c. instrument
دستگاه اندازه گیری جریان دائم
dilatometer
دستگاه اندازه گیری انبساط حرارتی
impedance unbalance measuring set
دستگاه اندازه گیری امپدانس نامتعادل
rotameter
دستگاه مخصوص اندازه گیری جریان اب
folding meter stick
متر
[وسیله اندازه گیری]
[ابزار]
folding rule
متر
[وسیله اندازه گیری]
[ابزار]
kilo
واحد اندازه گیری کلمات کامپیوتری
yardstick
متر
[وسیله اندازه گیری]
[ابزار]
drop point tester
دستگاه اندازه گیری نقطه قطران
uranometry
اندازه گیری اجرام سماوی اسمانسنجی
yard stick
متر
[وسیله اندازه گیری]
[ابزار]
folding ruler
متر
[وسیله اندازه گیری]
[ابزار]
kilos
واحد اندازه گیری کلمات کامپیوتری
radiac
کشف اشعه رادیواکتیو و اندازه گیری ان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com